شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
نان ایرانی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٥
 
نان ایرانی متفکران بسیاری بر این باورند که غذا بخصوص نان، قبل از آن‌که وسیله‌ایی برای سیر کردن انسان باشد، کالایی است فرهنگی که با شهروند عصر ارتباطات می‌تواند، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی مختلفی را ایجاد کند. برای مثال تفاوت نان حجیم فرانسوی با نان‌های ایرانی است. با نان‌های فرانسوی نمی‌توان آبگوشت بزباش یا اشکنه خورد. ولی با نان سنگک و لواش تنوری ایرانی می‌توان اشکنه و آبگوشت خورد. اما فقط مسئله آبگوشت نیست. فرهنگ آبگوشت نیاز به نشستن، زن خانه دار کدبانو، وقت زیاد، حبوبات تازه، سبزی لطیف، پیاز سالم، خانواری پر جمعیت، کودکانی شاد و بازیگوش و... دارد. اما نان باگت برای زندگی ساندویچی مناسب است. برای توجیه نان باگت و حجیم نیاز است که زندگی شهروندانی تنها با محصولات غذایی آماده و کنسرو شده، زنانی که در بیرون خانه به کار اشتغال دارند، فرصت‌های محدود استراحت، عدم نیاز به سبزیجات تازه، زندگی پرشتاب، تبلیغات پرهیاهوی غذاهای سریع، ارزش افزودۀ بالای زمان و... معنا خواهد داشت. به دیگر سخن هر نوع غذا و به ویژه نان، معنای متفاوتی از ذائقه تا سلیقۀ غذایی و کنش‌های اجتماعی و مردم‌شناسی را بیان می‌کند. از این روی یکی از جنبه‌های مهم معرفی انواع نان ایرانی در پهنۀ شناخت تغییرات فرهنگی است، جنبۀ مهم‌تر و ارزشمندتر آن «اثرات نان و شیوۀ پخت آن بر سبک زندگی و کیفیت معیشت» است؛ زیرا قوت غالب شهروندان ایرانی «نان» است و نان عضو جدایی‌ناپذیر «سفرۀ تمدن ایرانی» است که در این کتاب پرداخته شد. از این روی هنگامی که جهان با بحران «غذایی» مواجه می‌شود در واقع جامعۀ شهروندی ایران «با کمبود و نقص عضو مهمی» در سفره مواجه می‌شود؛ زیرا غذا و نان مهم‌ترین عامل و پاینده‌ترین بخش همنشینی خانواده است. وسیله‌ایی برای تقسیم کار خانواده و تعریف نظام اجتماعی است. در اغلب خانوارهای روستایی زنان، مهم‌ترین رکن تولید غذا و نان هستند. در شهرهای کوچک تهیۀ نان به عهدۀ فرزندان پسر خانوار گذارده می‌شود. بی‌گمان فقدان عضو مهمی در خانۀ شهروندان ایرانی، خلأ بزرگی را ایجاد می‌کند. کمبود نظرگیری که به آسانی نمی‌توان آن را نادیده گرفت. از سوی دیگر «نان» عاملی نوستالژیک و پیوندگاهی به گذشتۀ خانواده است. میزان مصرف برنج از سال 1364 تا 1375 به نسبت سال‌های 50 و 60 در سبد غذایی خانوار ایرانی رو به کاهش گذارده و در سالیان اخیر به شدت از میزان مصرف آن کاسته شده است ــ به دلیل افزایش قیمت ــ ولی هم‌چنان نان به عنوان «غذای عمده» در سفرۀ ایرانی باقی مانده است. و از آن‌جا که در چرخۀ اکوسیستم، هر گاه که کمبود غذا در نوک هرم غذایی برای انسان کم شود، انسان به انتهای هرم چرخۀ غذایی نزدیک می‌شود. هم‌چنان افزایش مصرف نان به عنوان غذای عمده در سفرۀ ایرانیان، جایگاهی مهم خواهد داشت. حال چنانچه به هر دلیلی «قیمت گندم و به پیروی از آن نان» افزایش یابد، یا آن که با کمبود مواجه شود قطعاً اثرات چشمگیر بسیاری بر خلق و خوی ــ مناسبات شهروندان با مدیریت ــ بجای خواهد گذاشت. تاریخ گواه است که در طول هزاران سال نان در ایران کالایی راهبردی و عاملی مهم برای تحولات اجتماعی و تاریخی بوده است. چنین تجاربی در تاریخ فرانسه، انقلاب کرامول در انگلستان، انقلاب اکتبر 1917 و... نیز وجود دارد. اما مسئلۀ مهم آن است که: آیا می‌توان نان گران قیمت را در سفرۀ تهیدستی ملتی گرسنه با انواع آلودگی، افزودنی‌های غیر بهداشتی و قیمت فزاینده جای داد؟ آیا دولت‌‌ها می‌توانند تا بی‌نهایت با کشتار روح تولید ملی و نابودی زراعی کشور، قیمت قوت غالب شهروندان ایرانی را افزایش دهند؟ آیا شهروندان خلاق ایرانی که از میان کوه‌ها و کویرها قنات‌ها و باغ‌ها را ابداع کرده اند، توانایی خلاقیت‌های مدرن برای مقابله با فاجعۀ گرانی نان و گندم را خواهند داشت؟ آیا تعاملات ژئوپلتیکی و مناسبات جغرافیایی تا بی‌نهایت امکان ورود گندم‌های بی‌کیفیت و نان‌های کم ارزش غذایی را به جامعه خواهد داد؟ http://gandomgool.persianblog.ir/
 
 
٢٢ ابانماه روز ملی نان و جشنواره نان در دانشگاه الزهرا
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٥
 
Sent from my iPhone تان در سفره مدنیت و فرهنگ ایران زمین مصطفی پزشکی موسسه تخصصی گندم و نان نان قوت غالب شهروندانی ایرانی در هزاران سال مدنیت و تمدن ایرانی بوده است . زیرا بی گمان شهروندان فلات ایران زمبن نخستین کاشفان این غذای اهورایی بودند . غذایی که به همراه خود اعتبار و پسند های بسیاری به ارمغان اورد . شاید از همین چشم انداز است که بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر اساس نوع غذا و تنوع منابع غذایی و شیوه های تولید و مصرف غذا می توان به هویت ، اعتبار تاریخی و ارزش های یک ملت در هماهنگی با محیط پیرامونی اش دست یافت . انچه که ارزش واکاوی نان رادر گستره فرهنگ ایرانی سزاوار کرده است : خلاقیت های مدنی . تمدن سازی . ابداعات و ارزش های هزاران ساله پیرامون نان به عنوان غذای اصلی شهروندان ایرانی است . مادامی که اخرین قطره اب از ژرفای فنات های کویر و فلات بیرون می اید .... مادامی که واپسین مشت گندم به نام پرودگار به زمین افشانده می شود و تا هنگامی که اخرین ایرانی ، تکه های نان پاشیده بر خیابان را با احترام گرداوری می کند و تا موقعی که به بیش از 50 شیوه نان را مخاطب می سازند و از تان تا نو .. و از نون تا نین در زبات و ادب پارسی بکار می رود همچنان نان با فرهنگ پر شکوهش از مرز های ضرورت غذایی تا کشاورزی اثر گذار و پر شتاب خواهد بود علی رغم همسانی در توزیع شبکه های دولتی و نابسامانی مدیریت سبک زندگی بدون توجه به نوع آردی که دولت ها به اجبار توزیع می کنند در هر منطقه از سرزمین ایران رنگ و بوی فرهنگ محلی به خود می گیرد و از همه مهمتر شهروندتن ایرانی از ارد های فرانسوی و روسی .... با خلاقیت بسبار از نان کلمبه تا اش جوشبره فراوری می کنند . شهروندان ایرانی بی هیچ تردیدی همچنان به نانوا و نان احترام می گذارند و در ورا تحولات در سبک زندگی از بریدن نان با کارد و ... ابا می کنند و گاه با صدای بلند نیایش می کنند : الهم اکرم الخبز زیرا به درستی می دانند ان که گندم می کارد راستی می http://gandomgool.blogfa.com/
 
 
٢٢ ابانماه روز ملی نان و جشنواره نان در دانشگاه الزهرا
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٥
 
Sent from my iPhone تان در سفره مدنیت و فرهنگ ایران زمین مصطفی پزشکی موسسه تخصصی گندم و نان نان قوت غالب شهروندانی ایرانی در هزاران سال مدنیت و تمدن ایرانی بوده است . زیرا بی گمان شهروندان فلات ایران زمبن نخستین کاشفان این غذای اهورایی بودند . غذایی که به همراه خود اعتبار و پسند های بسیاری به ارمغان اورد . شاید از همین چشم انداز است که بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر اساس نوع غذا و تنوع منابع غذایی و شیوه های تولید و مصرف غذا می توان به هویت ، اعتبار تاریخی و ارزش های یک ملت در هماهنگی با محیط پیرامونی اش دست یافت . انچه که ارزش واکاوی نان رادر گستره فرهنگ ایرانی سزاوار کرده است : خلاقیت های مدنی . تمدن سازی . ابداعات و ارزش های هزاران ساله پیرامون نان به عنوان غذای اصلی شهروندان ایرانی است . مادامی که اخرین قطره اب از ژرفای فنات های کویر و فلات بیرون می اید .... مادامی که واپسین مشت گندم به نام پرودگار به زمین افشانده می شود و تا هنگامی که اخرین ایرانی ، تکه های نان پاشیده بر خیابان را با احترام گرداوری می کند و تا موقعی که به بیش از 50 شیوه نان را مخاطب می سازند و از تان تا نو .. و از نون تا نین در زبات و ادب پارسی بکار می رود همچنان نان با فرهنگ پر شکوهش از مرز های ضرورت غذایی تا کشاورزی اثر گذار و پر شتاب خواهد بود علی رغم همسانی در توزیع شبکه های دولتی و نابسامانی مدیریت سبک زندگی بدون توجه به نوع آردی که دولت ها به اجبار توزیع می کنند در هر منطقه از سرزمین ایران رنگ و بوی فرهنگ محلی به خود می گیرد و از همه مهمتر شهروندتن ایرانی از ارد های فرانسوی و روسی .... با خلاقیت بسبار از نان کلمبه تا اش جوشبره فراوری می کنند . شهروندان ایرانی بی هیچ تردیدی همچنان به نانوا و نان احترام می گذارند و در ورا تحولات در سبک زندگی از بریدن نان با کارد و ... ابا می کنند و گاه با صدای بلند نیایش می کنند : الهم اکرم الخبز زیرا به درستی می دانند ان که گندم می کارد راستی می http://gandomgool.blogfa.com/
 
 
درد دلی به کهنه عاشقی درد آشنا
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٥
 

علت مهم خشکی دریاچه ی ارومیه :

تغییرات اقلیمی  همراه با افزایش آلودگی عامل مهمی بوده است که شرق ترکیه – شمال غرب ایران و جنوب اروپا را دچار بحران سازد . آنچه به بحران زیست محیطی آب افزوده است ، برداشت بی رویه و فاقد فرنامه ریزی در 50 سال اخیر و شدت برداشت در 20 گذشته بوده . به تعبیری خشکسالی به خشکسالی هیدورلوژیک سطح آبهای زیر سطحی و رودخانه – جاری – رسیده است .

{ خشکسالی کمی بارش در دوره ی زمانی خاص است ، ولی زمانی که بدون برداشت از  خشکسالی عبور می کنیم و به برداشت بی رویه ( منجر به تباهی ثروت ابی )  از سفره های آب زیرزمینی و رودخانه های جاری می رسیم ، خشکسالی هیدورلوژی ( ابی ) دست می یابیم و در خشکسالی هیدورلوژی ( ابی ) مسائله فقط بارش نیست ، بلکه فرونشست زمین به سبب برداشت آب ، کمبود آبیهای زیر زمینی ، کمبود آب رودخانه ها ، کمبود آب شیرین ، ... مهمترین مسائله است . در خشکسالی هدرولوژیک با وقوع بارش و حتی دوره های پر آب اقلیمی نمی توان به سرعت شاهد بهبود وضعیت شد . مگر آن که آب های جاری به سفره های آب زیرزمینی تزریق شود و .... }

از این روی می توان گفت : به نظر می رسد که فقدان استراتژی ( برنامه ی بلند مدت ) امایش سرزمین ( عمران و ساخت زیر بناهای آبادانی محلی و سرزمینی ) برای 50 سال و 100 سال آینده دلیل برداشت بی رویه و بحران آبی در منطقه ی آبریز گاه دریاچه ی ارومیه شده و همین مسائله بحران کمبود آب زیر سطحی و سطحی ( رودخانه ایی ) را ایجاد کرده است  .

آنچه که اکنون مشکل دریاچه ی ارومیه و سرزمین ایران را افزایش می دهد ، بحران خشکسالی در طی 30 سال آینده خواهد بود . مطالعات بسیاری در ناسا – سازمان هواشناسی جهانی – بریتانیا - ...نشان می دهد که جنوب اروپا – شرق ترکیه و شمال سرزمین ایران – کل خاورمیانه - ... وارد فاز چالش آفرینی زیستی به سبب فقدان منابع آب شیرین خواهد شد .

{ تفاوت بین کشور ایران با سرزمین ایران در آن است که اغلب کشور ایران اشاره ایی به رژیم سیاسی و مرزهای جغرافیایی دارد . در حالی که سرزمین ایران شامل کل فلات ایران – بخشی از افغانستان ، بخشی از پاکستان – بخشی از عراق و ...  است که آبادانی و عمران آن باعث رونق زندگی و افزایش امنیت زیستی در کشور ایران می شود . }

 

راهکار برون رفت از بحران زیستی دریاچه ی ارومیه :

5 برنامه ی مهم برای خروج از بحران ابی در کل کشور و به طور خاص دریاچه ی ارومیه ضروری است : 1- برنامه ی کوتاه مدت برای حفظ دریاچه 2- برنامه ی اضطراری به سبب تغییر و تحولات اقلیمی 3- برنامه ی میان مدت 4- برنامه ی بلند مدت 5- برنامه ی راهبردی ( استراتژیک )

در برنامه ی کوتاه مدت شیوه هایی همانند گزینش و انتخاب کشاورزی کم آب ، کاهش ذخیره ی آب پشت سد ها –  دادن اعتبارات و امکانات برای تغییر نوع کشت به کشاورزان و دامداران مهم است .

برنامه ی اضطراری : علاوه بر آن که تمامی برنامه های کوتاه مدت را در نظر دارد ، به شرایطی حاد و فورس ماژور به لحاظ معیشتی – امنیت کشاورزی و غذا – وضعیت زندگی شهروندان حاشیه ی دریاچه – بحران زیستی آب و ... توجه دارد . به تعبیر دیگر اگر رودخانه ایی طغیان کند و یا آن که امنیت غذایی  منطقه تهدید شود بلافاصله باید از برنامه ی اضطراری استفاده کرد .

برنامه ی میان مدت : برای دوره ی زمانی 5 سال برنامه ی عمرانی و آمایش سرزمین را در در نظر می گیرد .

برنامه ی بلند مدت : دوره ی زمانی 10 ساله

برنامه ی راهبردی : 50 تا 100 سال آینده را بررسی و مطالعه می کند .

آنچه که مشکل آب و بحران زیست محیطی آب را در کشور ایران و کل منطقه ی خاورمیانه تنش زا و بحران ساز ساخته است . فقدان آمار و اطلاعات دقیق و روز آمد از کل منابع و ثروت آبی کشور  و بخصوص حوزه ی آبریز دریاچه ی ارومیه است . ما واقعا اطلاعات چندانی پیرامون خرده اقلیم های اثر گذار بر تبخیر و تعرق – سطح مواد کلسیتی ، سدیم ،...- آب های جاری در روان آب ها – گنبد های نمکی و... – نداریم . حتی قادر نیستیم که میزان واقعی آب مورد نیاز برای احیا دریاچه در طی 10 سال را برآورد کنیم .

با این همه ، شاید بتوان از تغییر الگوی کشت از سنتی به گلخانه ایی – انتقال آب شیرین از منابع آبی بزرگ همچون دریای مازندران ( پس از پالایش و شیرین سازی آب تا سطح منطقی  ) – واگذاری اراضی برای آبخوان  داری و آب خیزداری به شهروندان بومی – تغییر نگاه دامداری به دامپروری توام با حفظ سنت های فرهنگی ( شبیه بستن کیسه های بذر گیاهان به گردن بزها و میش ها – تغییر شیوه ی شخم از حاالت عمودی به حالت افقی که توسط تراکتورهای موجود در ایران امکان پذیر یست ... بتوان برنامه ی بلند مدتی در راستای برنامه ی راهبردی انجام داد .

اما مسائله مهم در این حوزه – ابتدا : فقدان امار و اطلاعات کافی – دوم : کمبود منابع مالی  ( دولت و کشور ) به سبب ترمیم 50 سال خرابی و هزینه بر بودن تمامی تلاش ها  - سوم : کمبود توانایی فن آوری و صنعتی در بخش کشاورزی .چهارم – فقدان بستر حقوقی ، مدیریتی و فرهنگی مشروع در حوزه ی آبی منطقه و کشور ... است . قطعا حوزه ی آب کشور نیاز دارد که با توجه به فرازمانی بودن و فرا دولتی بودن عمران آب و برنامه های بلند مدت « مرکز آب شناسی و مطالعات سرزمینی » ایجاد شود که مدت زمان کار آن به دولت ها و برنامه های مدیریتی آن مرتبط نباشد بلکه همچون بانک مرکزی با همه ی دولت ها فعالیت کرده و در عین حال استقلال و توانایی 100 ساله ی علمی داشته باشد .

طرح نکاشت :

شاید به عنوان برنامه ی اضطراری بتوان از این شیوه استفاده کرد . اما تا چه هنگامی می توان متولی گری کرد و تولید ثروت شهروندان را متوقف کرد و با دلارهای نفتی بخشی از جامعه ی مولد را تبدیل به کارمندان دولتی کرد ؟

قطعا این سازوکاری شایسته برای میان مدت و برنامه ی راهبردی نخواهد بود . زیرا ایجاد امنیت زیست محیطی به قیمت پرداخت از منابع نفتی ، فاجعه ایی ملی است . البته در برنامه های اضطراری می توان در کوتاه مدت از چنین شیوه ایی استفاده کرد تا اطلاعات و آمار حیاتی از حوزه ی آبی دریاچه به دست آورد .  اما آنچه که اغلب رخ می دهد ، همواره برنامه های کوتاه مدت و مقطعی است که قابلیت گسترش ندارد . نمی توان آن را به مدت طولانی اجرا کرد .

با این حال باید کاشت انجام بگیرد ، تولید ثروت توسط کشاورزان و گروه های مولد افزایش یابد ... اما نوع کاشت با توجه به : تبخیر و تعرق از سطح – شوری خاک – استفاده ی بی رویه از آفت کش ها و سموم زراعی – فقدان ارزش های فرهنگی در استفاده از آب و خاک – عدم توجه به منابع ثروت اجتماعی - ... باید دگرگون شود . شاید بهترین شیوه ی کاشت همانی نباشد که در سرزمین ایران رواج دارد . محتمل است که از تجارب کشورهای خشک و نیمه خشک دنیا برای کاشت در اراضی خشک باید بهره گرفت . قطعا راه های کاشت و زراعت در استرالیا ، صحراهای آریزونا ، ... می تواند تفاوت های مهمی را نسبت به شیوه ی کاشت در ایران نشان دهد . همچنان که طراحی و استفاده از فن آوریهای نوین در امورزراعی و بهره برداری از امکانات تولید بسیار مورد توجه است . مادامی که نتوان تراکتوری ساخت که در روی اراضی شیب دار شخم زده و جریان های آبی را به عمق بفرستد ، نمی توان انتظار داشت که همچون گذشته » کشاورزان از دام و حیوان « برای شخم  در مناطق شیب دار استفاده کنند .

راه حل نهایی =

از مناظره و گفتگو استحصال نمی شود ، بلکه از انجام طرح ها و پروژه های علمی بدست خواهد آمد . تبدیل فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب و گذار از حرف به عمل ، راه کاری ارزشمند است که می تواند باعث تغییر در مناسبات و تعاملات سرزمینی ایران شود . این حلقه ی مفقوده ایی است که در 20 سال گذشته کمتر دیده شده است .

 

 


 
 
زنان نخستین کشاورزان ایرات زمین
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥
 

 

 

هزاران سال پیش در منطقه ی خاورمیانه  - ایران - « زنان نخستین کشاورزان » جهان شدند . متعاقب آن ایزد بانو ها به عنوان نماد های تولید غذا ، تولید ثروت خانوار ، سازنده ی صلح با توزیع منصفانه ی غذا و دارایی  ، باروری و برکت در جهان باستان  مطرح شدند .

 

هزاران سال پیش در منطقه ی خاورمیانه  - ایران - « زنان نخستین کشاورزان » جهان شدند . متعاقب آن ایزد بانو ها به عنوان نماد های تولید غذا ، تولید ثروت خانوار ، سازنده ی صلح با توزیع منصفانه ی غذا و دارایی  ، باروری و برکت در جهان باستان  مطرح شدند .

آنچه که در این سازوکار بسیار حیاتی است ، نقش زنان در نخستین روند بهره وری از محیط طبیعی و کشاورزی است . به تعبیر دیگر « زنان » نخستین انسان هایی بودند که به اهمیت محیط زیست در تغذیه  ، بهبود معیشت خانوار ، نوع پوشش گیاهی و .... پی برده و به آن توجه کردند .

افزایش جمعیت و کاهش مقدار شکار ، در طول دوران بعدی – عاملی بود که – مردان از شکار و دامداری به زندگی کشاورزی روی اوردند و پس از صد ها سال به اهمیت محیط زیست به عنوان « هسته ی تولید غذا و معیشت خانوار  » توجه کردند .

اهمیت این حادثه ی تاریخی در روند « آشنایی با طبیعت ، استحصال غذا از زمین ، حفاظت از مناطق سرزمینی ، .... » از آن جهت ارزشمند است که زنان بیش از مردان به تولید غذا و حفاظت از پوشش گیاهی توجه داشته و این روند تاریخی را در طی اعصار و قرون به عنوان خصیصه ایی ارزنده حفظ کرده اند .

مطالعات میدانی درشهر میامی نشان می دهد که « زنان زمان و مدت بیشتری در نگهداری و حفاظت از مزارع ، کشت زارها ، باغ ها ، ...» صرف می کردند .

 نوع « انگیختگی و امتزاج » زنان با طبیعت که با هویت هستی در آفرینش و تغذیه ی بوته های کم عمر  ( همچنان کودکان و شیرخواره گان   ) عجین است .، می تواند نقش مهمی در خود انگیختگی و نهادینه سازی فرهنگ زیست محیطی زنان  داشته باشد .

ولی ، آنچه که بحران زیست محیطی را « هم اکنون در منطقه ی خاورمیانه و کشور ایران » افزایش داده است ، بحران های منطقه ایی است .

ریزگردها – ذرات گرد و غبار شیمیایی ، اتمی – تغییرات اقلیمی – خشکسالی و افزایش املاح معدنی در سطح زمین – توفان های منطقه ی پرفشار عرض های 30 درجه – شکل گیری خرده اقلیم های شهری که موجب پیدایش هسته های کم فشار حاشیه شهری شده و توفان های ناحیه ایی را افزایش می دهد – توزیع و تزریق بنزین  و سوخت های فسیلی آلاینده – استفاده از کالاها و مواد شیمیایی بدون کیفیت چینی ، روسی – تمرکز بر گزاره های کوتاه مدت سیاسی – رفتار بدوی و غیر مسئولانه ی مدیران سرزمینی در قبال اکوسیستم حیاتی–فقدان فرهنگ بهره وری از مواهب سرزمینی – تفکر خانه کلنگی حاکم بر آمایش سرزمینی – فقدان مدیریت اکوسیستم های طبیعی – جنگ ، مهاجرت ، افزایش تراکم زیستی – عدم استراتژیهای فرا دولتی ، فرا میلیتی در منطقه – ناتوانی دیپلماسی زیست محیطی – رقابت های سیاسی منجر به ویرانسازی محیط سرزمینی - ....

از جمله بخش کوچکی از بحران اکوسیستمی سرزمین ایران و منطقه است . این بحران در طی سالیان اخیر با وقوع جنگ های گسترده تشدید شده تا بدانجا که « ویران سازی اکوسیستیمک و حتی فروپاشی تمدنی » را به عنوان پیامدی مرگبار به ارمغان آورده است .

در چنین « گسترده ایی از نا امنی و مصیبت » مهاجرت های ملی و تحولات جمعیتی عاملی شده که « بقا – ادامه ی زندگی – حفظ جان » مهمتر از توجه به اکوسیستم و زیست محیط شود . زیرا « روند نگهداری و پایداری زیست محیطی – پروسه ایی طولانی مدت و راهبردی است . در حالی که حفظ جان شهروندان سازوکاری کوتاه مدت و بشدت – آنی – می باشد . »

در چنین « فضای مخوف  برای زندگی و بقا » در منطقه ی خاورمیانه { که قطعا سرریز و توسعه ی مصیبت آفرینی } را  به سوی سرزمین ایران روانه  می سازد .

مسائل زیست محیطی – اکوسیستمیک – باید به عنوان « چشم اندازی در امنیت انسانی » فراتر از باورهای ناحیه ایی ، به رویکردی منطقه ایی تبدیل شود .

به تعبیر دیگر :

زیستگاه انسانی و اکوسیستم از مفاهیم « جامعه ی شهروند جهانی  » است  ، که ناظر بر مالکیت عمومی جامعه ی جهانی و سازوکاری فرا مرزی است . بدین لحاظ ، شیوه ی تعامل و ارتباط هر ناحیه در گستره ی زیست محیطی ، تنها اثری بر مناسبات منطقه ایی ندارد ، بلکه پهنه ی تعامل آن جهان شمول بوده و رفتاری بین المللی را پیوست دارد .

در همین چشم انداز – مسائل زیست محیطی و اکوسیستم انسانی –بیش از آنچه « نگاره ایی سخت افزاری در حوزه ی پاسداشت و پایش سرزمینی » باشد ، مفهومی در ارتباط با منافع شهروندی و امنیت گسترده ی انسانی است .  امنیت منافع شهروندی بیان می کند که « در گدشته – حال – آینده » چه سازوکارهایی قابلیت بحران زایی زیست محیطی و چه فرصت هایی باعث نهادینه سازی ارزش های فرهنگی حفاظت و نگهداری از محیط زیست می شود .

اکنون ادراک شهروندان جهان معطوف به این اصل مهم است که « راهبرد های توسعه ی فرهنگ حفاظت از ثروت زیست محیطی » دارای چه خصلت های پسندیده و نظرگیری است ، بدان سان که شهروندان هر ناحیه ایی با اتکا به توانایی تولید ثروت ، قابلیت بهبود مناسبات زیست محیطی را بیابند . 

بدین لحاظ ، مسائل زیست محیطی در پهنه ی سرزمینی ایران – اراده ی معطوف به عملی منطقه ایی و دیپلماسی فعال جهانی – را طلب می کند .


 
 
امنیت غذا بحران 2020
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٥
 

قابل توجه مدیران ارشد شهر میامی

ایا شهرستان میامی به عنوان قطب تولید گندم استان سمنان نباید دارای سیلوی نگهداری و ذخیره سازی گندم باشد ؟؟

نگاهی به افق تولید گندم و بحران سال2020

 امنیت غذایی و نقش گندم

     از دیدگاه سیاست‌های تغذیه‌ای جامعه، مفهوم عمیق خودکفایی محصولات زراعی، از یک برداشت ساده تولید انبوه تعدادی از محصولات کشاورزی، فراتر رفته و عبارت است از برقراری قدرت تولید ترکیبی از مواد غذایی در اقتصاد کشور که قادر به جوابگویی نیازهای فیزیولوژیکی و بهداشت سلامت افراد جامعه باشند.

 امنیت غذایی و جایگاه گندم در افق 1400 ایران

    در برآورد نیاز غذایی جمعیت رو به رشد کشور به گندم، در سال 1400، عوامل گوناگونی از جمله درآمد سرانه، نرخ متعادل‌تر شدن توزیع درآمد و تغییرات الگوی رژیم غذایی خانوار تأثیرگذار می‌باشند. زیرا به هر میزان که درآمد سرانه کشور افزایش یابد و توزیع درآمد متعادل‌تر گردد، به همان میزان خانوارهای ایرانی از قدرت خرید بیشتری برخوردار خواهند شد و الگوی تغذیه روزانه خود را به سمت ارزش غذایی بیشتر در سبد مصرفی- به طور مشخص افزایش درصد پروتئین- تغییر خواهند داد و در سفره روزانه، نان را به وسیله مواد پروتئینی از جمله گوشت، جایگزین خواهند کرد.

    اما تجربه نشان می‌دهد که در دوره 20 ساله گذشته، درآمد سرانه کشور روند کاهشی داشته و توزیع درآمد در جهت عدم تعادل بوده است. چشم‌انداز آینده اوضاع اقتصاد کشور- لااقل در شرایط کنونی و در کوتاه مدت- نیز نشان از وقوع تغییرات عمده در شاخص‌ها ندارد. زیرا چنانچه برنامه سوم توسعه با موفقیت کامل روبرو شود و نرخ 6 درصدی رشد پیش‌بینی شده حاصل گردد، فقط شرایط موجـود حفظ خواهد شـد. مگر آنکه

ایران مانند سال‌های (76-1373) با یک معجزه اقتصادی مواجه گردد.

    لذا با توجه به مجموع شرایط یاد شده، نیاز جمعیت کشور به گندم در سال 1400 برآورد و در جدول 4-3 نشان داده شده است.

    در دوره (73-1362)، میانگین نرخ رشد سالانه سرانه مصرف گندم کشور، معادل 7/1% بوده است. اگر نرخ رشد مصرف سرانه گندم همان 7/1% فرض شود و میانگین رشد سرانه درآمد نیز در محاسبات لحاظ گردد و سطح استاندارد کیفیت ارزش غذایی کنونی حفظ شود و تنزل پیدا نکند، چنانکه مشاهده می‌شود، در سال 1400 کشور برای تأمین فیزیکی غذایی جمعیت، سالانه به 2/22 تا 23 میلیون تن گندم نیاز دارد. با در نظر گرفتن نرخ رشد بخش کشاورزی در 20 سال گذشته- در صورتی که این نرخ رشد حفظ شود و تنزل پیدا نکند- در سال 1400 تولید داخلی گندم به 13 میلیون تن افزایش پیدا خواهد کرد و در خوش‌بینانه‌ترین شرایط، دولت سالانه مجبور خواهد بود تا قریب به 2/9 تا 10 میلیون تن گندم به ارزش 1980 میلیون دلار از خارج وارد کند که این رقم معادل 2/13% کل درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام کشور خواهد بود.

    آمار نشان‌دهنده این موضوع است که در سال 1378 تولید داخلی گندم قریب به 8/10 میلیون تن و واردات گندم در حدود 6 میلیون تن بوده است.

 

جدول 4-3- برآورد نیاز جمعیت کشور به گندم در سال 1400 و نسبت وابستگی

سال

جمعیت کل کشور

مصرف سرانه (Kg)

نیاز به گندم

تولید داخلی گندم

وابستگی واردات

فرض اول

فرض دوم

فرض اول

فرض دوم

فرض اول

فرض دوم

1380

66

9/67

177

7/11

7/11

12

8/9

9/1

2/2

1385

3/72

6/74

192

8/13

8/13

3/14

2/11

6/2

1/2

1390

9/78

6/81

208

4/16

4/16

9/16

8/11

6/4

1/5

1395

8/85

8/88

225

3/19

3/19

98/19

4/12

9/6

6/7

1400

5/92

2/96

240

2/22

2/22

23

13

2/9

10

مأخذ: راه نوین توسعه سبز،‌ص 111

 

    به این معنی که سرانه مصرف گندم، اعم از مصارف انسانی و غیرانسانی، باید در حدود 261 کیلوگرم محاسبه شود. چنانچه شاخص‌‌های گندم در سال 1378 مبنای محاسبات قرار داده شود، به این ترتیب در سال 1400 نیاز کل به گنـدم 6/26 میلیـون تـن

خواهد بود که در حدود 6/13 تن آن به ارزش 7/2 میلیارد دلار معادل 18% از درآمدهای صادرات نفت خام باید از طریق واردات گندم تأمین گردد.

    فرض دیگر این است که وزارت کشاورزی تصمیم بگیرد تا نیاز گندم کشور در سال 1400 را از طریق افزایش تولید داخلی تأمین کند. در چنین شرایطی اگر همچنان روش غیرعلمی توسعه کشاورزی از طریق شیوه «تولید گسترده1» دنبال شود. با لحاظ داشتن عملکرد در هکتار گندم در دوره 25 ساله گذشته، قریب به 12 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی کشور باید فقط به تولید داخلی گندم اختصاص داده شود که این امر به دلایلی چند از جمله کمبود منابع آب کشور، امکانات فنی بخش کشاورزی و همچنین اقتصاد کشاورزی امکان‌پذیر و معقول نیست.

    برآوردهای وزارت امور اقتصاد و دارایی نیز نشان می‌دهد که در سال 1400، شکاف بین نیاز و تولید داخلی گندم به دو برابر خواهد یافت و شیوه کنونی تولید به هیچ وجه قادر به توسعه و تأمین نیاز جمعیت به گندم در این سال نیست.

    با توجه به مجموع مطالب یاد شده، کلیه شواهد و قراین نشان از آن دارند که در سال 1400 چنانچه وضعیت به همین منوال تداوم یابد، کشور با بحران امنیت غذایی روبرو خواهد شد و درآمدهای نفتی فقط کفایت گذران روزمره امـور کشـور و سـیر کردن فیزیکی جمعیت را خواهد کرد که این امر نیز در جایگاه خود به مفهوم عدم امکان سـرمایه‌گذاری و گسترده‌تر شدن فقر عمومی است.

 

   وضعیت جهان در سال 2020 میلادی

    به طوری که از جدول 5-3 برمی‌آید، سرانه تولید جهانی گندم بین سالهای 1989 تا 1997 با 4/12% رشد منفی مواجه بوده است که با در نظر گرفتن نرخ رو به رشد جمعیت جهانی، شکاف بین تولید و نیاز جهانی به گندم تشدید شده است. این شکاف عمدتاً از کاهش فراوانی عوامل تولید، افزایش سرانه مصرف و خشکسالی‌های پیاپی- به خصوص در دو قاره آفریقا و آمریکای لاتین- ناشی شده است .

تولید جهانی گندم در سالهای منتخب (ارقام به میلیون تن)

ردیف

قاره یا کشور

1989

1990

1991

1997

1

آسیا

196

201

205

243

2

آفریقای مرکزی

7/17

7/14

7/13

9/22

3

آمریکای مرکزی

2/4

4

4/4

-

4

آمریکای جنوبی

6/15

9/16

19

22

5

آمریکای شمالی

8/86

6/107

80

4/95

6

اروپا

7/132

8/130

9/127

-

7

شوروی سابق

7/87

6/109

3/92

-

8

اقیانوسیه

10

3/15

3/14

6/13

9

کانادا

6/29

25

8/29

3/24

10

کل تولید جهانی

3/580

6/529

8/546

5/601

11

کل سطح زیر کشت جهانی گندم (هزار هکتار)

226893

231576

222807

228336

12

کل جمعیت جهان (میلیون نفر)

4837

4934

5033

5637

13

سرانه تولید جهانی گندم

9/119

120

6/108

7/106

مأخذ: راه نوین توسه سبز، ص 19.

 

    مطالعات دموگرافی نشان می‌دهند که قریب به 200 هزار سال طول کشیده است تا در سال 1650 میلادی جمعیت جهان به 545 میلیون نفر برسد و قریب به 300 سال طول کشید تا در سال 1950 میلادی جمعیت جهان به 2501 میلیون نفر رسیده است، اما در مدتی کمتر از 35 سال- یعنی در سال 1985- جمعیت جهان با یک نـرخ رشـد انفجاری از مرز 4740 میلیون نفر گذشت.

    طبق برآوردهای کارشناسان سازمان ملل متحد در سال 2020، جمعیت جهان به حدود 9 میلیارد نفر افزایش پیدا خواهد کرد و نقطه ثقل نرخ انفجاری جمعیت نیز عموماً در سه قاره آفریقا و آسیا و آمریکای لاتین متمرکز خواهد بود که از نظر فراوانی عوامل تولید، جامعه جهانی در تولید مواد غذایی مورد نیاز جمعیت با مشکل مواجه خواهد شد. بررسی‌های آماری نشان می‌دهند که نسبت تراکم جمعیت در سال 1650 میلادی قریب به 5/3 نفر در هر کیلومتر مربع، در سال 1950 قریب به 9 نفر در هر کیلومتر مربع و در سال 1985 قریب به 32 نفر در هر کیلومتر مربع بوده است. در حالی که در سال 2020 نسبت تراکم جمعیت به 60 نفر در هرکیلومتر مربع افزایش خواهد یافت که بالطبع نه تنها بخش قابل توجهی از زمین‌های قابل کشت، برای ساخت و ساز تأسیسات زیربنایی و مسکن مورد نیاز جمعیت متراکم، تغییر کاربردی پیدا خواهد کرد، بلکه میزان مصرف انسانی آب نیز افزایش پیدا خواهد کرد و طبق مطالعات سازمان ملل از اوایل دهه 2020، در پیامد تغییرات جوی ناشی از آسیب‌دیدگی لایه ازن، طلیعه خشکسالی‌های بزرگ و بحران آب پدیدار خواهد شد.

    در سال 2020 با در نظر گرفتن مجموع شرایط، از جمله موارد یاد شده و تخریب اراضی کشاورزی، چنانچه برنامه‌ریزان بخواهند فقط وضع موجود ترکیب نیازهای غذایی جهان به گندم را حفظ کنند و جامعه جهانی فقط با حفظ همین استانداردهای ارزش کیفیت غذایی نامطلوب، بخواهد جمعیت رو به رشد جهانی را با گندم، به عنوان ارزان‌ترین و مناسب‌ترین ماده غذایی سیر کند، با احتساب حداقل سرانه مصرف انسانی این کالای پراهمیت غذایی که در حدود 100 کیلوگرم است- میزان تولید جهانی گندم باید به 900 میلیون تن افزایش یابد.

    در همین راستا بسیاری از کشورهای توسعه یافته صنعتی، مثل ژاپن و برخی از کشورهای در حال توسعه از جمله مصر، ترکیه، سوریه و عربستان سعودی، از اواسط دهه 1980، با بینش و آگاهی به موقع از شرایط شدیداً بحرانزای امنیت غذایی در دهه دوم قرن 21، با به اجرا گذاشتن برنامه‌های اصلاحات کشاورزی به دستاوردهای نسبتاً موفقیت‌آمیزی در تأمین غذایی جمعیت خود در اوایل قرن 21 نایل آمده‌اند. اما بسیاری از کشورهای دیگر در حال توسعه، هنوز به واقعی بودن خطر بحران در پیش رو از نظر امنیت غذایی، پی نبرده و همچنان به واردات گندم وابسته‌اند.

    کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که در دهه 2020میلادی، گندم به عنوان یک کالای کالای کمیاب در بازار بورس کالاهای اساسی با نوسان‌های شدید قیمت روبرو خواهد شد و کشورهای تولیدکننده عمده، گندم را با یک نوع «شوک درآمدی» نظیر شوک نفتی 1973 (برای تولیدکنندگان نفت) مواجه خواهند کرد و برعکس کشورهای کم محصول و شدیداً وابسته به واردات گندم، مجبور خواهند بود تا منابع معدنی خود را (از جمله نفت) با گندم و آب معاوضه کنند.


 
 
 
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥
 


 
 
مدیریت واقعی منابع و مصرف آب
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥
 

َ
با وجود تلاش های عمده برای طرح مسایل مربوط به آب در سطح جهان، مدیریت واقعی منابع و مصرف آب، هنوز به تغییرات چشمگیری نیاز دارد که البته ایران نیز از این امر جدا نیست.

میانگین بارش سالانه 250 میلیمتر در سال به نسبت 750 میلیمتر میانگین بارش جهانی، محدودیت منابع آب شیرین در ایران، استحصال غیراستاندارد آب های زیرزمینی، افزایش آلودگی منابع آب ناشی از پساب های خانگی، کشاورزی، صنعتی و غیره را شاید بتوان به عنوان اصلی ترین چالش های فراروی مدیریت پایدار منابع آب ایران شمرد.

بنا بر این برای غلبه بر این چالش ها، ساختار مدیریتی آب ایران، ناگزیر باید با توجه به دیدگاه های مدیریتی جدید و در نظر گرفتن الزامات توسعه پایدار ـ فنی، زیست محیطی، مالی، اجتماعی و اداری ـ برنامه های خود را به صورت ساختارمند ارایه دهد.

در این میان، ضرورت انکارناپذیر توجه به آب، به عنوان یکی از محورهای توسعه پایدار، محصول تفکر نظام مدیریتی بشر امروز است. البته این توجه را باید در بخش های گوناگونی همچون صنعتی، خانگی و کشاورزی، بازنگری کرد.

بخش کشاورزی با 92 درصد بزرگترین و مهمترین مصرف کننده آب در کشور به شمار می رود، ولی بیش از 80 درصد منابع آب به دلیل بهره نبردن از تکنولوژی های پیشرفته آبیاری در بخش کشاورزی هدر می رود.

به باور بسیاری از کارشناسان، چنانچه از 15 درصد اتلاف منابع آب در بخش کشاورزی جلوگیری شود، دیگر شاهد کمبود و بحران آب نخواهیم بود.

در بخش خانگی نیز امروزه درباره آب، بیلان مصرف هر واحد را نداریم؛ برای نمونه، مصرف آب آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی، تنها با یک کنتور مادر و به صورت کلی محاسبه می شود، در حالی که هر واحد مسکونی در هر مجتمع، باید دارای یک کنتور جداگانه باشد.


از سویی، تعیین سقف برداشت از منابع زیرزمینی، نوسازی شبکه آب‌رسانی، پیش‌بینی منابع جدید، افزایش کنترل شده تعرفه آب و تغییر الگوی مصرف شهروندان هم در زمان عادی و هم در زمان‌های بحرانی، راهکارهای دیگری برای مدیریت درست استفاده از آب خواهد بود.

این در حالی است که برخی کارشناسان بر این باورند، اگر مدیریت یکپارچه‌ای در بخش آب اعمال ‌شود، نگرانی آنچنانی از تأمین آب در اوضاع بحرانی و خشکسالی وجود نخواهد داشت.

همچنین بحث انتقال آب، یکی از شیوه ها و راهکارهای اعمال ‌شده در بخش منابع آب است که باید به عنوان یکی از راهکارهای مدیریت منابع آب مدنظر قرار گیرد.
همچنین باید این نکته را مدنظر قرار داد که این انتقال، باید به گونه ای باشد که کمترین خسارت را به منابع آبی منطقه وارد کند.

ما با وجود فقر در منابع آبی با استفاده بیش از حد؛ اندک ذخایرمان را نیز غارت کردیم حال باید تدابیری بیندیشیم که مجبور نشویم از آب فاضلاب بخوریم.

منابع آب هر کشوری ثابت است اما سال به سال بر جمعیت کشور افزوده شده و علم و تکنولوژی، بهداشت و زندگی شهری افزایش و در نتیجه مصرف بیشتر رواج می یابد.

منابع آب هر کشوری ثابت است اما سال به سال بر جمعیت کشور افزوده شده و علم و تکنولوژی، بهداشت و زندگی شهری افزایش و در نتیجه مصرف بیشتر رواج می یابد.

هر جامعه ای که بدون حساب و کتاب آب بیشتری مصرف می کند آب بیشتری نیز آلوده می کند، اکنون توقع مردم از آب بالا رفته است در حالی که در گذشته برای برای آب مصرفی خود از آب انبارها استفاده می کردند.

معضلات و چالشهای پیش رو :

ذخیره های آبی و کمیت آن

مقدار بارندگی و منابع آب کم است و ما از لحاظ آب فقیر هستیم زیرا در عرض جغرافیایی 25 تا 40 درجه واقع شده و تحت فشار جنب حاره ای هستیم که اگر این هوا به هر منطقه ای بوزد نمی گذارد ابر تشکیل شده و بارندگی داشته باشیم.

بارندگی در کشور ما یک سوم دنیاست و 95 درصد آب کشورنیز برای کشاورزی مصرف می شود، حتی در گیلان و مازندران که آب فراوان است در اردیبهشت وخرداد بارندگی کم می شود و در تابستان برای آبیاری مزارع برنج با کمبود آب مواجه می شویم.

عدم استفاده بهینه از تکنولوژی

با عدم استفاده از دانش کارشناسی و بهروری از متخصصین در حوزه آب ما در کشور از تکنولوژی سوء استفاده کرده ایم، استفاده از اختراعات بشری هم مثل شیرآلات و شلنگ که سمبلهایی از تمدن بشر به حساب می آیند باعث شد مصرف آب افزایش قابل توجهی داشته باشد.

انتقال آب از مناطق غنی به لحاظ منابع آبی به مناطق کم آب نیز از جمله پیامدهای استفاده نادرست از تکنولوژی است بطوری که انتقال آب از غرب پرآب و یا کارون به مناطق مرکزی و یا اصفهان باعث وخیم شدن اوضاع آبی هر دو منطقه شد.

در گذشته کارون و کرخه از رودهای پرآب کشور بودند که در آنها کشتیرانی می شد اما چون از تکنولوژی سؤاستفاده شده و انتقال آب صورت گرفته در حال حاضر در کارون سبزیکاری می شود و وضع آب شهری مثل اصفهان و یزد نیز بدتر از گذشته شده است زیرا این شهرها به کم آبی عادت کرده بودند واز میزان آبی که داشته بهینه مصرف می کردند اما با انتقال آب به یکباره کمبود آب رفع شد و زمان قطع این روال امکان صرفه جویی در آب سخت شد.

معضل حفر بی رویه چاه و احداث سدهای غیر کارشناسانه در ایران

حفر چاه های عمیق را دیگر عامل رساندن کشور به مرز بحران آبی می باشد در گذشته قنات وجود داشت در حالی که حفر بی رویه چاه باعث سوء استفاده از آب و غارت آن شد.

درکشور با صدور مجوزهای غیر کارشناسی در خصوص  احداث چاه افراط شده است و بدلیل عدم نظارت بر ذخیره های آبی حتی حفر چاه های غیر مجاز نیز روند روزافزونی داشته و این به معنای آن است که بیش از حد و تا مرز تخریب از منابع آبی استفاده شده است و این به مثابه آن می باشد که بیش از حد مجاز پول قرض گرفته ایم.

همچنین در احداث سد نیز افراط شده است زیرا بدلیل سوءمدیریت در این حوزه و عدم تشخیصهای غیر کارشناسی هر جایی که مقداری آب وجود داشت سد ساخته شد و حال به جایی رسیده ایم که اکنون مسئولین؛ خود اذعان می کنند که اقدامات نادرست بوده است.

با احداث سد آب را از روستا ها به شهرها و صنایع گسیل داشته ایم صنایع و شهرها را آنقدر گسترش داده ایم که به بدترین شرایط امروز رسانده ایم و حال که این شهرها و صنایع به آب نیاز دارند توان تامین نیاز آبی شان را نداریم. و این اقدام علی رغم آنکه تولید وکشاورزی را نابود کرد آب هم به شهرها نرساند .

با احداث سد و کانال بروی آب های جاری کشاورزی را نابود کردیم و قوانینی وضع کردیم که در آبرسانی شهرها و صنعت باید در اولویت قرار گیرندو به این ترتیب تولید محصول را کاهش، کشاورزی را تعطیل و کشاورزان را نیز روانه شهرها کردیم.

 

آنگونه که مطرح است در جهان تولید و امنیت مواد غذایی طی 20 سال آینده به مخاطره می افتد در حالی که در ایران 2 تا 3 سال آینده امنیت غذایی با مشکل مواجه می شود تا جایی که امروز مجبوریم روغن، گندم و نهاده دامی را از خارج وارد کنیم و تمام این معضلات به این دلیل است که آب را برای کشاورزی محدود کرده ایم.

به تصور برخی از مدیران کشور توسعه یعنی افزایش سطح زیر کشت در حالی که این اقدام عقب گرد است چون نشانه کشور پیشرفته در کشاورزی این است که سطح کشت را گسترش نمی دهد بلکه از همان میزان زمین زیر کشت بهره وری را گسترش می دهد.

از آنجا که در مقابل دیگر کشورها اقدام به احداث بی رویه سد کردیم، خشک شدن تالاب و باتلاق ها نتیجه سدسازی های بی برنامه بود در حالی که در گذشته ابتدا از میزان آب موجود ابتدا سهم کشاورزی داده می شد سپس مازاد آب را به شهر و صنعت می دادند اما اکنون به بهانه پیشرفت درست برعکس عمل کرده اند.

در حال حاضر40 متر از سد کرج تبدیل به محلی برای رسوب گل شده و در آینده به روزی می رسیم که سدی وجود نخواهد داشت زیرا نمی توانیم گل و لای سد را پاک کنیم و رسوب گیری و یا آبخیزداری حوزه بالادست انجام نمی شود.

تهران رودخانه ندارد اما 3 رود فاضلاب در این شهر جاری است یکی از شرق تهران به سمت مزارع ورامین جاری است که بدلیل عدم تصفیه باعث آلودگی مزارع کشاورزی شده دیگری از مرکز شهر وارد سبزیکاری های اطراف شهرری شده و آلایندگی این بخش را منجر می شود و دیگری کن است که آب شهر را آلوده می کند.

سدها بلای جان روستاها و اکوسیستم آبی، دریاچه، باتلاق و همچنین عامل مهاجرت شده اند، آلودگی هوا و کمبود مواد غذایی از دیگر پیامدهای احداث بی رویه سدها هستند.

با توجه به آنکه دانش بومی ایران برای استفاده از منابع آبی کشور استفاده از قنات بوده است متاسفانه بدلیل سوء مدیریت و عدم استفاده از تجارب پیشینیان  شروع به احداث چاه های عمیق و نیمه عمیق کردیم، حفر بی رویه چاه مثل این است که از پس انداز بیش از حد برداشت داشته باشیم و حال به جایی رسیدیم که از 600 دشت تعداد 300 دشت ممنوعه اعلام شده است.

200هکتاز زمین نمکزار نتیجه تاراج سفره های آب زیرزمینی

در گذشته با کندن 20 متر به آب می رسیدند اما اکنون این میزان به 350 متر رسیده است و در مناطقی مثل جهرم به 550 متر هم رسیده است و این بدلیل این است که بیش از حد چاه احداث کردیم و سفره های آب زیر زمینی را تاراج کردیم تا جایی که آب دریاچه ها فرونشست کرده آب چاه ها شور شده و 200 هزار هکتار زمین نمکزار شده است.

در شد که آثار بد آن بسیار خواهد بود.حال حاضر دشت تهران سالی یک متر نشست می کند ضمن اینکه یکی از دلایل تکیدگی خطوط لوله گاز و آب، فرو ریختن ساختمان ها و یا کج شدن دکل ها همین مسئله کم آبی است.

اکنون سطح بیابان تا حدی گسترش یافته که به سختی می توان جلوی پدیده هایی مثل گرد و غبار را گرفت زیرا در گذشته برای مقابیه با آن اقدام به کاشت گیاه یا جنگل کاری می کردند اما اکنون آب برای اقدام به این کار وجود ندارد.

یادآوری این نکته نیز لازم است که با همه راهکارهایی که برای مدیریت منابع آب کشور در نظر گرفته می شود، راه درازی در پیش است که با توجه به آنچه گفته شد، اگر در شرایط موجود، رفتار و مدیریتی عاقلانه و هدفمند داشته باشیم، می توان به عنوان یک فرصت از آن بهره برداری کنیم، وگرنه بدون شک، با تهدیدی روبه رو خواهیم

 


 
 
← صفحه بعد