شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
نــــــــــــوروز
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧
 

نوروز در آیین ها و اساطیر ایرانی :
جشن :
همتای واژه (عید ) در زبان های ایرانی ( جشن ) یا (یسن) است. از ریشه yaz به معنای ستایش ، نیایش و پرستش ( ایزد) به معنای ستایش شده و نیایش شده نیز از همین ریشه است. ( جشن) واژه ای ایرانی، مذهبی و بسیار کهن است. این واژه که باری گران از معناها سنت های ویژه ایرانی را بر دوش دارد، در اصل عبارت بوده است از برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت رخداد یک پیروزی ، یک واقعه اجتماعی یا یک معجره آسمانی که سودی برای اجتماع داشته باشد. مردم به هنگام برپایی بزرگداشت گرد هم جمع می آمدند و خدای را با مراسم ویژه مذهبی نیایش می کردند، و این نیایش و سپاس همه ساله به عنوان قدرشناسیاز موهبتی که از سوی خداوند ارزانی شده بود تکرار می گردید. این مراسم با رقص های مذهبی و سرود و موسیقی نیز همراه بوده است. در ایران باستان و پیش از ظهور زردشت همواره مراسم قربانی پس از مراسم نیایش و ستایش انجام می پذیرفت. آن چنان توده هایی از آتش برپا می داشتند و در کنار آن صدها و هزارها اسب و گاو و گوسفند قربانی می کردند. آن گاه سهمی از قربانی به آتش داده می شد و باقیمانده آن میان مستمندان و نیایشگران پخش می گردید. و با همین گوشت قربانی سور و مهمانی برگزار می شد.
یک پدیده کیهانی مانند واقع شدن خورشید در نقطه های اعتدال ربیعی یا خریفی یا انقلاب صیفی و شتوی می توانست انگیزه ای برای برگزاری جشن باشد. همین جشن ها در دوره های مختلف زندگانی اقوام ایرانی، آغاز سال را اعلام می کردند. چنانکه جشن های نوروزی، جشن مهرگان، جشن شب چله تابستان و شب چله زمستان از این قبیل است.
تعداد دیگری از جشن ها برای نیایش امشاسپندان وایزدان برپا می شد، از آن روزی که این ایزدان نگاهبان روزهای ماه و ماه های سال بودند و هرگاه که نام روز با نام ماه برابر می افتاد به آن مناسبت جشنی برپا می شد.
جشن نوروز:
این جشن از کهن ترین جشن های ایرانی است که پژوهشگران بنیاد آن را هند و ایرانی ندانسته اند، بلکه با قید احتمال آن را به اقوام بومی نجد ایران پیش از مهاجرت و آریاییان، منسوب می دانند. همچنین دو جشن مهرگان و نوروز از طریق سومریان به بین النهرین راه یافته و در آنجا دو جشن ( ازدواج مقدس) و ( اکیتو ) را پدید آورده که بعدها در بین النهرین این هر دو جشن به صورت جشنی واحد در آغاز سال نو برگزار گردیده ولی در نجد ایران همچنان تا دوره اسلامی به صورت دو جشن مستقل بر قرار مانده است.
بنابر این سه جشن نوروز مهرگان و سده بیشتر در زمره اعیاد ملی ایرانی قرار می گیرند تا جشن های مذهبی گفتنی است که در گاهان و اوستا از این سه جشن یادی نشده است.
نوروز کوچک و نوروز بزرگ:
عنوان نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. یکی روز اول فروردین، که خورشید به برج حمل می رسد و به آن نوروز  کوچک یا ( عامه ) می گویند و دیگری نوروز بزرگ یا ( نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین است.
گفته اند : نوروز سالروز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و به سجده و شکر خدا مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید. نوروز در آیین ها و اساطیر ایرانی :
جشن :
همتای واژه (عید ) در زبان های ایرانی ( جشن ) یا (یسن) است. از ریشه yaz به معنای ستایش ، نیایش و پرستش ( ایزد) به معنای ستایش شده و نیایش شده نیز از همین ریشه است. ( جشن) واژه ای ایرانی، مذهبی و بسیار کهن است. این واژه که باری گران از معناها سنت های ویژه ایرانی را بر دوش دارد، در اصل عبارت بوده است از برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت رخداد یک پیروزی ، یک واقعه اجتماعی یا یک معجره آسمانی که سودی برای اجتماع داشته باشد. مردم به هنگام برپایی بزرگداشت گرد هم جمع می آمدند و خدای را با مراسم ویژه مذهبی نیایش می کردند، و این نیایش و سپاس همه ساله به عنوان قدرشناسیاز موهبتی که از سوی خداوند ارزانی شده بود تکرار می گردید. این مراسم با رقص های مذهبی و سرود و موسیقی نیز همراه بوده است. در ایران باستان و پیش از ظهور زردشت همواره مراسم قربانی پس از مراسم نیایش و ستایش انجام می پذیرفت. آن چنان توده هایی از آتش برپا می داشتند و در کنار آن صدها و هزارها اسب و گاو و گوسفند قربانی می کردند. آن گاه سهمی از قربانی به آتش داده می شد و باقیمانده آن میان مستمندان و نیایشگران پخش می گردید. و با همین گوشت قربانی سور و مهمانی برگزار می شد.
یک پدیده کیهانی مانند واقع شدن خورشید در نقطه های اعتدال ربیعی یا خریفی یا انقلاب صیفی و شتوی می توانست انگیزه ای برای برگزاری جشن باشد. همین جشن ها در دوره های مختلف زندگانی اقوام ایرانی، آغاز سال را اعلام می کردند. چنانکه جشن های نوروزی، جشن مهرگان، جشن شب چله تابستان و شب چله زمستان از این قبیل است.
تعداد دیگری از جشن ها برای نیایش امشاسپندان وایزدان برپا می شد، از آن روزی که این ایزدان نگاهبان روزهای ماه و ماه های سال بودند و هرگاه که نام روز با نام ماه برابر می افتاد به آن مناسبت جشنی برپا می شد.
جشن نوروز:
این جشن از کهن ترین جشن های ایرانی است که پژوهشگران بنیاد آن را هند و ایرانی ندانسته اند، بلکه با قید احتمال آن را به اقوام بومی نجد ایران پیش از مهاجرت و آریاییان، منسوب می دانند. همچنین دو جشن مهرگان و نوروز از طریق سومریان به بین النهرین راه یافته و در آنجا دو جشن ( ازدواج مقدس) و ( اکیتو ) را پدید آورده که بعدها در بین النهرین این هر دو جشن به صورت جشنی واحد در آغاز سال نو برگزار گردیده ولی در نجد ایران همچنان تا دوره اسلامی به صورت دو جشن مستقل بر قرار مانده است.
بنابر این سه جشن نوروز مهرگان و سده بیشتر در زمره اعیاد ملی ایرانی قرار می گیرند تا جشن های مذهبی گفتنی است که در گاهان و اوستا از این سه جشن یادی نشده است.
نوروز کوچک و نوروز بزرگ:
عنوان نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. یکی روز اول فروردین، که خورشید به برج حمل می رسد و به آن نوروز  کوچک یا ( عامه ) می گویند و دیگری نوروز بزرگ یا ( نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین است.
گفته اند : نوروز سالروز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و به سجده و شکر خدا مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید.
نوروز و فروشی ها:
ماه فروردین به فروهرها و یا فروشی ها تعلق دارد. جشن نوروز نیز نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است که به رستاخیز و حیات منتهی می شود. ( فروهر ) یکی از نیروهای غیر مادی در وجود انسان است و نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مادی مردمان در جهان مینوی به وجود می آید و پس از مرگ آدمیان نیز دوباره به جای نخستین خویش باز می گردد و از پادافراهایی که روان انسان ها به مناسبت گناهان باید متحمل شود به دور است. در عقاید باستانی تر، ایرانیان تنها قهرمانان را دارای فروهر می دانستند، اما بعدها پرهیزگاران نیز از این موهبت بهره مند می شوند. آنان سالی یکبار برای دیدار بازماندگانشان به خانه های خویش فرود می آیند و ورود آنان برکت را به همراه خواهد داشت، آن زمان که خانه را پاکیزه و درخشنده ببینند. ولی چنانچه آن را آشفته در هم و پاکیزه نشده بیابند برکت برای آن نخواسته آن را رها می کنند. حضور فروهرها از طلیعه فرودین و نوروز آغاز و تا دهم فروردین و به روایتی تا نوزدهم آن ادامه می یابد از این جهت مراسم آتش افروزی بر بالای بام ها انجام می پذیرفته است تا راه خانه ها را به فروهرها نشان دهند.
به گفته بعضی از محققان تا به امروز نیز اعتقاد به بازگشت ارواح نیاکان در ایام نوروز وجود دارد. چنانکه اعتقاد به آزادی مردگان در شب های جمعه و بازگشت ارواح آنان به خانه های خود می تواند چنین بنیادی داشته باشد.
پیوند نوروز با آب:
نوروز بزرگ ، روز خرداد از ماه فروردین است و خرداد ایزد موکل بر آب در جهان مادی است در بندهش چنین آمده است:
همه نیکی ها چون از ابرکران ( عالم اعلی ) به گیتی آید، به خرداد روز آید. باشد که همه روز آید، اما آن روز بیش آید. پیداست اگر آن روز بر تن جامه ای نیکو بدارند. و بوی خوش بویند و مروای نیک ( تفال ) کنند و... آن سال نیکویی بدیشان رسد و بدی را از ایشان دور می سازد.
از آنجا که نوروز در آغاز فصل بارش باران های بهاری قرار دارد می توان ردپای اردویسور اناهید را نیز در آن یافت. ( اردویسور اناهید ) الهه آب است. اوس که به فرمان اورمزد از آسمان باران، برف و تگرگ را فرو می باراند. بندهش او را ( مادر آب ها ) توصیف می کند که پاکیزه نگاه داشتن تخمه مردان، چون از خون پالوده شود و نیز زنان، چون بزایند و دیگر آبستن شوند از خویشکاری های اوست.
و نیز گفته اند : سبب اینکه ایرانیان در نوروز غسل می کنند آن است که این روز به الهه آب تعلق دارد. از این رو، مردم در این روز هنگام سپیده دم از خواب بر می خیزند و با آب قنات و حوض خود را می شویند و گاهی نیز آب جاری بر خود از راه تبرک و دفع آفات می ریزند. و در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و درباره سبب این کار برخی گفته اند علت آن است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید و سپس ناگهان سخت ببارید و مردم به آن باران تبرک جستند واز آن آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همچنان در ایران مرسوم بماند.
نوروز پیروز:
نوروز همچنین نمادی است از پیروزی نیکی بر بدی. از همین رو آیین نیایش رپیثون در نوروز برگزار می شود. ( رپیثون ) سرور گرمای نیمروز  و ماه های تابستان است. با یورش دیو زمستان به زمین رپیثون به زیر زمین فرو می رود تا با گرم نگاهداشتن آب های زیرزمینی، گیاهان و ریشه درختان را از مرگ نجات بخشد. بازگشت سالانه او در بهار نمادی است از پیروزی نهایی خیر بر شر، به همین مناسبت جشن و نیایشی ویژه در مراسم نوروزی به ایزد مذکور تعلق داشته است.
یکی از نوشته های پهلوی به نام ( ماه فروردین روز خرداد ) این معنا، پیروزی نیکی بر بدی، را بسیار یادآور می شود. در این متن، این روز، روزی است که تهمورث اهریمن دروند ( گناهکار ) را سی سال به باره کرد، منوچهر به خونخواهی ایرج بیرون آمد و سلم و تور را هلاک کرد، سام نریمان بر سناوذک دیو پیروز شد، کیخسرو به خونخواهی پدر خویش، سیاووش، افراسیاب را هلاک کرد، منوچهر و آرش زمین را از افراسیاب باز ستاندند، و بالاخره در ماه فروردین، روز خرداد، اورمزد فرمان رستاخیز دهد و جهان را بی مرگ و بی زرمان ( بی پیری) و بی پتیاره ( بی عیب و نا آلوده ) کند. آن زمان است که اهریمن با دیوان و دروجان ... همگی ناکار گردند.
نوروز روز دین و روز پادشاهی :
درماه فروردین، روز خرداد، فریدون جهان را تقسیم کرد. روم را به سلم، ترکستان را به تور و ایرانشهر را به ایرج داد، کیخسرو و سیاووشان را به لهراسب سپرد، زردشت دین مزدیسنان را از اورمزد پذیرفت و کی گشتاسپ شاه دین را از زردشت و در این روز پشوتن رواج دین خواهد کرد.
و نیز روایت شده است که کوروش پس از پیروزی بر بابل پسر خود کموجیه را در جشن نوروز ( گموک بابلی ) به عنوان پادشاه بین النهرین معرفی کرد.
نوروز و سلیمان :
در روایات ایرانی آمده است که چون سلیمان بن داوود انگشتر خویش را گم کرد سلطنت از دست او بیرون رفت. اما پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را باز یافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند، و ایرانیان گفتند: نوروز آمد.
نوروز و خوان هفت سین:
از مهمترین آیین های نوروزی گستردن خوان نوروزی است که مشهورترین آن ( سفره هفت سین ) است. این سفره تا پایان جشن نوروز گسترده می ماند.
این خوان مجموعه ای است متنوع از آنچه که در زندگی به آن احتیاج است. البته محدود کردن آن به هفت چیزی که با حرف ( سین ) آغاز می شود اصالتی ندارد. همچنین این خوان می تواند به نوعی بیانگر پذیرایی از فروهرها باشد که از روز اول فروردین به خانه های خویش وارد می شوند.
عدد هفت از اعداد مقدس نزد ایرانیان است که با هفت امشاسپند ( برابر هفت ملک مقرب در آیین های سامی ) ارتباط دارد.
گویند: ( سین ) شکل کوتاه شده ( سینی ) است که همان خوان مسین است. و در نوروز هفت خوان را برای هفت امشاسپند می آراسته اند. یا آنکه برای برکت و شگون در هفت سینی دانه هایی را که برکت به سفره می آورد می رویاندند و آن گاه در خوان نوروزی قرار می دادند.
نوروز در آینه روایات چاپ پست الکترونیکی
 

اى معلى! نوروز، روزى است که خداوند در آن از بندگان خویش میثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به فرستادگان و پیامبرانش و نیز ائمه هدى ایمان بیاورند. نوروز اولین روزى است که خورشید در آن طلوع کرد و باد در آن وزیدن گرفت و در آن روز درخشندگى زمین خلق شد. نوروز روزى است که کشتى نوح بر کوه جودى کناره گرفت و نوروز روزى است که افرادى که از خانه هاى خود خارج شده و به آزمایش الهى از دنیا رفتند، مجددا به دنیا بازگشتند.

 

عید نوروز یکى از سنتهاى ملى و اعیاد ایرانیان است، که از دیرباز مورد توجه بوده و قوم ایرانى ارزش و اهمیت خاصى براى این عید قائل بوده است.
اما براى کسانى که معتقدند همه چیز را باید از منتظر دین مورد بررسى و نفى و اثبات قرارداد، این پرسش مطرح است، که آیا دین اسلام و پیشوایان دین نسبت به این موضوع موضعگیرى خاصى داشته اند یا خیر؟ آیا مى توان از فنون دینى به چیزى دست یافت که دلالت بر تایید و یا رد این سنت ایرانى از سوى پیشوایان دین کند.
در مجموع مى توان گفت که ما در متون روایى شیعه، در موضوع یادشده با دو دسته روایت روبرو هستیم; دسته نخست، روایاتى که سنت ایرانى نوروز، در آنها مورد تایید قرار گرفته و «روزنوروز» مبارک قلمداد شده است. دسته دوم; روایاتى که این سنت را تایید نکرده و آن را سنتى خلاف اسلام شمرده اند.
در اینجا براى آشنایى شما عزیزان به نمونه هایى از دو دسته روایات اشاره مى کنیم.

1. دسته اول روایات

معلى بن خنیس از امام صادق (ع)، روایتى را نقل کرده که در آن ضمن بزرگداشت نوروز، وقایع مختلف تاریخى برنوروز منطبق شده است. متن روایت یادشده از این قرار است:

معلى بن خنیس قال: دخلت على الصادق جعفربن محمد، علیه السلام، یوم النیروز فقال، علیه السلام، اتعرف هذا الیوم؟ قلت: جعلت فداک، هذا یوم تعظمه العجم و تتهادى فیه، فقال ابوعبدالله الصادق، علیه السلام، والبیت العتیق الذى بمکة ما هذا الامر قدیم افسره لک حتى تفهمه. قلت: یا سیدى ان علم هذا من عندک احب الى من ان یعیش امواتی و تموت اعدائى! فقال: یا معلى! ان یوم النیروز هوالیوم الذى اخذ الله فیه مواثیق العباد ان یعبدوه و لایشرکوا به شیئا و ان یؤمنوا برسله و حججه، و ان یؤمنوا بالائمه، علیه السلام، و هو اول یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهرة الارض، و هو الیوم الذى استوت فیه سفینة نوح، علیه السلام، على الجودى، و هو الیوم الذى احیى الله فیه الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم (75) و هو الیوم الذى نزل فیه جبرئیل على النبى صلى الله علیه وآله و هو الیوم الذى حمل فیه رسول الله صل الله علیه وآله امیرالمؤمنین على، علیه السلام، منکبه حتى رمى اصنام قریش من فوق البیت الحرام فهشمها، و کذلک ابراهیم، علیه السلام، و هو الیوم الذى امر النبى، صل الله علیه وآله، اصحابه ان یبایعوا علیا، علیه السلام، بامرة المؤمنین، و هو الذى وجه النبى، صل الله علیه، علیا الى وادى الجن یاخذ علیهم بالبیعة له، و هو الیوم الذى بویع لامیرالمؤمنین، علیه السلام، فیه البیعة الثانیه، و هو الیوم الذى ظفر فیه باهل النهروان و قتل ذالثدیة و هو الیوم الذى یظهر فیه قائمنا و ولاة الامر و هو الیوم الذى یظفر فیه قائمنابالدجال فیصلبه على کناسة الکوفة، و ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج، لانه من ایامنا و ایام شیعتنا، حفظته العجم و ضیعتمو انتم ... (2) معلى بن خنیس گوید: در روز نوروز بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، ایشان فرمودند که آیا این روز را مى شناسى؟

عرض کردم: فدایت گردم این روز، روزى است که غیر عربها (ایرانیان) آن را گرامى داشته و به یکدیگر هدیه مى دهند، امام صادق، علیه السلام، فرمودند: قسم به خانه عتیقى که در مکه هست این (تعظیم و هدیه دادن) ریشه طولانى و قدیمى دارد و براى تو آن را توضیح مى دهم تا از آن مطلع شوى، گفتم: اى آقاى من چنانچه این مطلب را از تو بیاموزم براى من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است. حضرت فرمود: اى معلى! نوروز، روزى است که خداوند در آن از بندگان خویش میثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به فرستادگان و پیامبرانش و نیز ائمه هدى ایمان بیاورند. نوروز اولین روزى است که خورشید در آن طلوع کرد و باد در آن وزیدن گرفت و در آن روز درخشندگى زمین خلق شد. نوروز روزى است که کشتى نوح بر کوه جودى کناره گرفت و نوروز روزى است که افرادى که از خانه هاى خود خارج شده و به آزمایش الهى از دنیا رفتند، مجددا به دنیا بازگشتند. در این نوروز است که جبرئیل بر پیامبر اکرم، صل الله علیه وآله، نازل شد و درست در همین روز است که پیامبر اسلام، حضرت على را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاى قریش را از بیت الحرام پایین کشید و آنها را درهم شکست.

نوروز روزى است که پیامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولایت مؤمنان با حضرت على علیه السلام بیعت کنند و در همین نوروز بود که پیامبر، صل الله علیه وآله، على، علیه السلام، را به سوى جنیان فرستاد براى او از آنان یعت بگیرد. نوروز روزى است که براى حضرت على بیعت مجدد گرفته شد و نوروز روزى است که حضرت على، علیه السلام، بر اهل نهروان پیروز شد و ذوالثدیه را کشت و نوروز روزى است که قائم ما در آن روز ظاهر مى گردد و بالاخره نوروز روزى است که قائم ما در این روز بر دجال پیروز مى شود و او را بر زباله دان کوفه آویزان مى کند و هیچ نوروزى نیست مگر آنکه ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت، عجل الله تعالى فرجه الشریف، را داریم چرا که این روز، از روزهاى ما و شیعیان ما است که عجم (ایرانیان) آنرا گرامى دشته ولى شما آنرا ضایع نمودید ...

آنگونه که از حدیث فوق به دست آمد، روز نوروز پیوند عمیقى با مساله ولایت و رهبرى مسلمانان دارد، از این روى شایسته است که عید نوروز را جشن ولایت دانسته و پیوسته در آن به یاد ظهور منجى عالم بشریت حضرت امام زمان، عجل الله تعالى فرجه الشریف، باشیم.

2. دسته دوم روایات

روایتى از حضرت امام موسى بن جعفر، علیه السلام، نقل شده که ظاهر آن دلالت بر عدم تایید سنت نوروز از سوى پیشوایان دارد. در این روایت چنین آمده است:

حکى ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر علیه السلام بالجلوس للنهنتة فى یوم النیروز و قبض ما یحمل الیه فقال: انى قد فتشت الاخبار عن جدى رسول الله فلم اجد لهذا العید خبرا و انه سنة الفرس و محاها ان اسلام و معاذ الله ان نحیى ما محاها الاسلام فقال المنصور انما نفعل هذا سیاسة للجند فسالتک بالله العظیم الا جلست فجلس (3)

حکایت شده که منصور به سوى امام کاظم علیه السلام فرستاد تا در روز نوروز براى تهنیت جلوس کند و آنچه بسوى او حمل مى شد، بگیرد. حضرت فرمود من اخبار جدم رسول خدا را بررسى کردم و در آنها براى این عید خبرى نیافتم و این سنت ایرانیان است که اسلام آنرا محو کرده است و به خدا پناه مى برم که چیزى را که اسلام محو کرده احیاء کنم. منصور در پاسخ گفت: ما این کار را براى اداره (سرگرمى) لشکریان انجام مى دهیم و تو را به خداى بزرگ سوگند مى دهم که در این مجلس بنشینى و آنگاه حضرت نشست.

مرحوم مجلسى در بحارالانوار روایت یادشده را مورد نقد و بررسى قرارداده و مى فرماید:

«هذا الخبر مخالف لاخبار المعلى و یدل على عدم اعتبار النیروز شرعا و اخبار المعلى اقوى سندا و اشهر بین الاصحاب » (4)

این خبر با اخبار معلى بن خنیس مخالفت داشته و دلالت بر بى اعتبارى نوروز از جهت شرعى مى کند، اما اخبار معلى از نظر سند قویتر بوده و در نزد اصحاب شهرت بیشترى دارد.

اما توجیهات دیگرى نیز براى این روایت مطرح است که باختصار به آنها اشاره مى کنیم:

1. این روایت به احتمال بسیار قوى در مقام تقیه اى بیان شده و حضرت در صدد بیان حکم واقعى عید نوروز نبوده است. زیرا منصور اصرار شدیدى براى حضور حضرت در جلسه داشته و مى خواسته از آن بهره بردارى سیاسى کند، اما امام نمى خواست از وجودش سوء استفاده شود و حضرت براى اینکه در این جلسه حضور پیدا نکند به دنبال عذرى بوده است. خصوصا که این مجلس براى نظامیان برپا شده بود و از حساسیت ویژه اى برخوردار بوده است.

2. پاسخ دیگر آنکه عید نوروز سنت دیرینه اى بوده و همگان هم از آن اطلاع داشته اند. در صورتى که این عید مطلوب اسلام و شرع نبوده، چرا در این رابطه روایت صریح و متقنى وجود ندارد و این مورد از مواردى است که مورد ابتلاءبخش وسیعى از مسلمانان است و در صورتى که حدیث معتبرى وجود داشت، حتما نقل مى شد.

3. سومین پاسخ آنکه علما و فقهاى بسیارى آن را تایید کرده اند. به عنوان نمونه احمدبن فهد الحلى مى گوید: یوم النیروز یوم جلیل (القدر) و تعیینه من السنة غامض مع ان معرفته امر مهم من حیث انه تعلق به عبادة مطلوبة للشارع و الامتثال موقوف على معرفته (5)

روز نوروز، روز با ارزشى است ولى معین کردن آن در سال مشکل است با اینکه شناخت آن (نوروز) امر مهمى است چرا که عبادتى که مورد نظر شارع است به آن روز تعلق گرفته است و اطاعت آن عبارت متوقف بر شناخت آنست.

پس در نتیجه عید نوروز مورد تایید روایات متعددى است و روایت معتبرى که بر بى اعتبارى آن از نظر اسلام دلالت کند، وجود ندارد

دعاى هنگام تحویل سال
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا ال احسن الحال

اى دگرگون کننده قلبها و دیده ها! اى تدبیرگر شبان و روزان! اى متحول کننده سالها و حالتها! حالات ما را به نیکوترین حالات تبدیل نما!

این دعا بر چهار نکته اساسى تاکید دارد 1- تحول 2- محور تحول 3- متحول کننده 4- هدف تحول

1-اصل تحول

این دعا به واژه هاى مختلفى تحول و دگرگونى را در همه ابعادش مطرح مى کند، دگرگونى در قلب و دیده و شب و روز و سال و حوادث جارى در آن و حالات انسانى.

بر طبق این دعا جهان در عین سکون داراى تغییر و تحول عمیقى در درون خویش است و دامنه این تحول آنچنان گسترده است که از عالم خارج و آفاق گرفته تا عالم درون و انفس را شامل مى شود و در واقع لازمه بقاء جهان به تحول و دگرگونى است.

2- محور تحول (محول)

این دعا علاوه بر اصل تحول و گستردگى آن به محول یعنى متحول شونده هم اشاره مى کند، آنگونه که طبیعت از خواب زمستانى بیدار شده و بیابانها و کوهها لباس سبز رنگ زیبایى مى پوشد و طراوت و نشاط خاصى مى یابد و گلهاى رنگارنگ زینت بخش زمین مى شوند، گل سرسبد هستى و خلیفة الله یعنى انسان هم باید متحول شود، تحول در همه ابعاد روحى و روانى او اعم از اندیشه، تفکرات، طرز نگرشها و باورها ... صورت پذیرد.

انسان مؤمن همیشه باید به فکر تحول در درون خود باشد و لازمه تکامل یافتن انسان متحول شدن اوست، این دعا بطور ظریفى به دگرگونى طبیعت و دگرگونى حالات انسانى اشاره مى کند.

3- آواى توحید (محول)

در سرتاسر دعا و در هر فقره آن سخن از توحید است، دگرگون کننده قلبها و دیده ها پشت سرهم در آمدن شب و روز و رقم خوردن حوادث سال و حالات انسانى همه از قدرت و حکمت الهى سرچشمه گرفته است و برخلاف آنان که براى هریک از این عناوین خدایى قایل بودند به ارباب انواع اعتقاد داشتند، این دعا تاکید مى کند که همه اینها یک خدا دارد و درواقع این دعا از کثرت گرایى به توحید دعوت مى کند.

4. هدف تحول (محول الیه)

هدف این تحول عظیم که از اعماق طبیعت آغاز شده و به حالات انسان رسیده است، اینست که حالات انسانى به بهترین حالات یعنى قرب الهى تبدیل شود.

احسن حال و قرب الهى هدف این تحول بزرگ است، با این نگرش دعاى مزبور یک نظام آموزشى عقیدتى به معناى کامل است.

آداب دینى عید نوروز
در روایات، اعمال و آداب مختلفى براى این روز بیان شده که خود حاکى از ارزش و اهمیت این روز دارد:

1. طهارت و پاکیزگى

این دستورالعمل شبیه آدابى است که در سایر اعیاد اسلامى رعایت مى شود.

قال الصادق علیه السلام «اذا کان یوم النیروز فاغتسل والبس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما» (6)

هرگاه نوروز فرا رسد غسل کرده و پاکیزه ترین لباسهایت را پوشیده و از معطرترین عطرهایت استفاده کن و آن روز را روزه بگیر.

2. هدیه دادن

از امیرالمؤمنین على علیه السلام چنین نقل شده که فرمودند «اتى على علیه السلام بهدیة النیروز فقال علیه السلام ما هذا؟ فقالوا یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز! فقال علیه السلام اصنعوان کل یوم نیروزا» (7)

در روز نوروز هدیه اى براى امیرالمؤمنین على علیه السلام آورده شد. حضرت فرمودند این هدیه چیست؟ آنان پاسخ دادند امیرالمؤمنین امروز نوروز است امام فرمودند: هر روز را براى ما نوروز کنید. در هدیه آنچه مهم است، ارتباط روحى و ایجاد محبت است نه مقدار و کیفیت ... و در این زمینه نباید به تکلف افتاد.

امام صادق علیه السلام در مورد اهمیت هدیه مى فرماید: «تهادوا تحابوا فان الهدیة تذهب بالضغائن.»

به یکدیگر هدیه دهید تا بین شما محبت ایجاد شود زیرا هدیه کینه ها را از بین مى برد.

3. پیامبر اکرم در مورد یاد و ذکر خدا در اعیاد چنین مى فرماید: «زینوا اعیادکم بالتکبیر»

اعیاد خود را با یاد و ذکر عظمت خدا زینت دهید.

4. صله رحم و دیدار با دوستان

در این روز ارتباط با بستگان و فامیل ار اعمال نیکو و شایسته است، در روایات، نتایج و آثار فراوانى براى صله رحم بیان شده است قال الباقر علیه السلام «صلة الارحام تزکى الاعمال و تنمى الاموال و تدفع البلوى و تنسى ء الاجل » (9)

ارتباط با خویشان، اعمال را پاکیزه مى کند، دارائیها را افزایش مى دهد و بلاهارا دور مى کند و مرگ آدمى را به تاخیر مى اندازد.

اگر افرادى از بستگان قطع ارتباط کرده باشند، مناسب است انسان مؤمن در ایجاد ارتباط پیشقدم شده و به کینه توزیها و وسوسه هاى شیطان پشت پا بزند، رسول گرامى اسلام مى فرماید: «صل من قطعک و احسن الى من اساء الیک و قل الحق و لو علیک » (9)

با آنکه با تو قطع ارتباط کرده، ارتباط ایجاد کن و آنکس که به تو بدى کرده به او نیکویى بنما و حق را گرچه به ضررت باشد اظهار کن.

علاوه بر دیدار از فامیل، دیدار و زیارت برادران دینى ارزش بسیارى دارد، چنانکه در روایت آمده که زیارت برادر دینى، زیارت خداوند محسوب مى شود. قال الصادق علیه السلام «من زار اخاه فى الله، قال الله عزوجل ایاى زرت و ثوابک على و لست ارضى لک ثوابا دون الجنة » (10)

هرگاه کسى برادرش را در راه خدادیدار کند، خداوند مى فرماید: تو مرا زیارت کردى و پاداش تو بر من است و براى تو ثوابى کمتر از بهشت راضى نمى شوم.


پى نوشتها:
1) سوره بقره(2)، آیه 243.

2) مجلسى محمدباقر، بحارالانوار، ج 56، ص 92

3) بحارالانوار ج 56 ص 100. ابن شهرآشوب، المناقب ج 4 ص 319

4) همان.

5) المهذب البارع به نقل از بحارالانوار ج 56 ص 117

6)محمد رى شهرى،میزان الحکمة ج 7 ص 132

7)شیخ صدوق من لایحضرالفقیه ج 3 ص 219

8) بحارالانوار ج 56، ص 100 المناقب ج 4 ص 319

9)محمد رى شهرى میزان الحکمة ج 4 ص 84

10) همان، ج 7 ص 86

11)همان، ج 7 ص 297