شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
توسعه روستایی 2
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸
 

    تـــــــــــــــــوسعـــــــــــــــــــه روستــــــــــــــــــــــایی

سالهاست که بختک فقر چنان بر پیکر جوامع روستایی ایران سایه انداخته که روستانشینان صبور و زحمتکش را تا پرتگاه گریزهای بی آلاینده کشانده است. فرار از این شرایط، توجه عمومی به توسعه پایدار در روستاها و همکاری و همیاری عوامل دولتی و غیردولتی را در کنار مردمان جوامع روستایی طلب می کند.
     از دهه 1330 به این سو، بحث توسعه روستایی با مفهوم عام آن، موضوع اصلی مباحث اقتصاددانان، جامعه شناسان، جغرافیدانان، برنامه ریزان و... بوده است و هر گروه بنابر تجاربی که از ممالک پیشرفته و در حال پیشرفت جهان به دست آورده اند، در این مورد راه هایی را پیشنهاد کرده و در عین حال به نتایج قابل ملاحظه ای نیز دست نیافته اند. به نظر می رسد این عدم توفیق به دلیل وجود تفاوت در مسائل جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی کشور ما در مقایسه با کشورهای مورد بحث بوده است.
     امروزه صاحبنظران بین المللی بر این اعتقاد هستند که باید جدای از سیاست ها و استراتژی های کلان توسعه، به طور ویژه و مشخص به امر توسعه روستاها و ریشه کنی فقر گسترده ای که بر آنها حاکم است، پرداخت. چرا که کمبود درآمد جامعه روستایی و نیز کمبود امکانات اجتماعی موردنیاز روستاها ازجمله خدمات بهداشتی، آموزشی، بیمه و تامین اجتماعی، خطوط ارتباطی، امنیت، آب آشامیدنی، سوخت، برق و... واقعیتی عریان و ملموس است. در مقابل هم، اگرچه بسیاری از دولت ها، برنامه های گسترده و پرهزینه ای را برای بهبود این زیرساخت ها انجام داده اند، اما شواهد نشانگر آن است که این امر به تنهایی نتوانسته است معضلات زندگی روستایی را حل کرده و آنان را از فقر برهاند و سیل مهاجرت از روستا به شهر را کاهش دهد.
     روستا، زیستگاهی متفاوت از شهر
     براساس قانون، وزارت جهاد کشاورزی در شرح وظایف سیاستگذاری، برنامه ریزی و نظارت موظف است سیاست ها و راهبردهای مربوط به بخش کشاورزی، توسعه وعمران روستاها و مناطق عشایری را تعیین کند و برنامه های توسعه کشاورزی را در چارچوب سیاستهای توسعه پایدار تنظیم و اجرا کند.
     دکتر جانعلی بهزادنسب، مدیرکل دفتر برنامه ریزی توسعه روستایی وزارت جهاد کشاورزی در توضیح توسعه روستایی می گوید: توسعه روستایی فرایندی است که منجر به ارتقای سطح زندگی مردم در جامعه روستایی می شود. از این رو هرگاه سخن از توسعه روستایی به میان می آید، باید ویژگی های آن را نیز مورد توجه قرار دهیم. استمرار، نیمی از ویژگی های توسعه است. علاوه بر این که این استمرار باید همراه با بروز تغییرات به سمت تکامل و با رعایت عدالت باشد. درغیر این صورت، بعد از بروز تغییرات و ایجاد اختلاف طبقاتی، شکل کامل توسعه محقق نمی شود.
     ناگفته پیداست که شاهراه مباحث مربوط به توسعه روستایی در جایی سر از دهان باز موضوعات جامعه شناسی روستایی برمی آورد که روستا، روستا و زیستگاهی مستقل از شهر تعریف می شود. د کتر غلامعلی نجفی، جامعه شناس معتقد است: شهر و روستا هر دو زیستگاهی متفاوت هستند. هردو، جا و مکان های طبیعی هستند برای زندگی تعداد مشخصی از افراد. این درست دیدگاه توسعه پایدار و سیستمی است. با این تعبیر که زیستگاه های مختلفی با نام های مختلف شهر، روستا، محیط پیرامون که محل دخل و تصرف انسان ها وجود دارد. مانند جاده و شهرک های صنعتی. براساس این دیدگاه نمی توان طبیعت و روستا را از شهر جدا کرد.
     وی می افزاید: در ایران به دلیل عدم توجه به توسعه پایدار، به روستاها توجهی نشده است. در مقابل هم به دلیل جاری شدن سرمایه و نیروی انسانی در شهرها، زمین های اطراف و بخش وسیعی از روستاها بلعیده می شود. چون شهرها به محیطی برای توجهات دولتی، راه، آموزش، امکانات تفریحی و رفاهی تبدیل می شوند.
     در کنار دیدگاه های توسعه پایدار و سیستمی، آنچه درنظر دکتر نجفی عامل اصلی عدم توجه به توسعه روستایی به شمار می رود، جدایی انداختن بین دو واژه زیستگاه و زیست مناسب برای انسان است. به عبارتی به این نکته توجه نمی شود که آیا زیستگاه، قدرت تحمل حجم وسیعی از جمعیت را دارد یا خیر. وی می گوید: اثرات افزایش جمعیت در یک منطقه، اثرات فضایی خود را در مناطق دیگر نیز می گذارد. به عنوان مثال، افزایش جمعیت در تهران باعث شده که مرتع داری در فیروزکوه از بین برود.
     توسعه روستاییان زمینه ساز توسعه روستا
     امروزه وقتی کلمه روستا به ذهن متبادر می شود، تصویری از زیستگاهی در ذهن آدمی نقش می بندد که فقیر و عاری از زیرساخت هاست. جایی است که انسان هایی که نمی توانند تغییراتی در این زیرساخت ها انجام بدهند، روستا را برای زندگی انتخاب می کنند.
     دکتر نجفی، با اشاره به این که در سال های گذشته برای توسعه روستایی تمام توجه خود را معطوف به توسعه کشاورزی کرده ایم می گوید: در قرون گذشته، کشاورزی، تمام دارایی روستا بود. یعنی اگر در این بخش تغییر رخ می داد، روستا نیز دستخوش تغییر می شد ولی امروزه، اوضاع به گونه دیگری است. توسعه روستایی معادل توسعه کشاورزی نیست. توسعه کشاورزی باید به عنوان زیرمجموعه توسعه روستایی تلقی شود، به علاوه کشور نباید صرفاً بر توسعه کشاورزی متمرکز شود، چون توسعه کشاورزی الزاماً به توسعه روستایی منتهی نمی شود. علاوه بر این توسعه روستایی صرفاً از طریق توسعه زیرساخت های عمرانی و ارایه خدمات اجتماعی رخ نمی دهد. بلکه نیازمند اشتغال زایی درآمدزا برای روستاییان و تسریع توسعه فرهنگی آنان در مقابل جذابیت های فرهنگی-اجتماعی شهرهاست.
     در نگاه این جامعه شناس، هرگاه در ایران بحث توسعه روستایی به میان آمد، توسعه روستا را توسعه فیزیکی قلمداد کردیم و به جای این که انسان و زیست گاه را توسعه دهیم، آب، سوخت، برق و خطوط ارتباطی را روانه روستاها کردیم. در مورد مباحث کشاورزی هم تنها به این اندیشیدیم که چقدر تولید کنیم و چگونه تولیدمان را افزایش دهیم و در مقابل تولیدکننده و زندگی او را فراموش کردیم. در نتیجه شرایطی حاصل شد که انسان و روستا با هم غریبه و بیگانه شدند.
     دکتر بهزادنسب، دستیابی به توسعه پایدار را منوط به افزایش ظرفیت ها در تمام امور می داند. وی ظرفیت های اجتماعی، مالی، فیزیکی، جذب سرمایه، مدیریتی، نهادی و فرهنگی را از ملزومات فرایند توسعه عنوان می کند و می گوید: جامعه ای توسعه یافته تر است که بر سرنوشت خود تسلط بیشتری داشته باشد. در غیر این صورت اگر جامعه ای به سطحی از رشد اقتصادی، اجتماعی برسد، اما قدرت اختیار و انتخاب از آن سلب شود، تنها مرحله ای از رشد راطی کرده ولی فاقد توسعه است.
     وی همچنین می افزاید: باید مدیریت روستاییان بر زندگی خودشان به رسمیت شناخت شود. اگر دهیاری ها و شوراهای اسلامی روستاها اختیار کافی برای اداره امور خود داشته باشند، دراین صورت اختیارات لازم در توسعه و قدرت کنترل زندگی خود را به دست آورده اند.
     گمان می رود با این اقدام می توان تا حدودی بر زخم فقر در روستاها مرهم گذاشت و پرچینی بر دیوار کوتاه روستاها گذاشت تا دیوارها برای جلوگیری از خروج نیروی انسانی از روستاها و مهاجرت قد بکشند.
     دکتر نجفی می گوید: اگر بخواهیم مسا له فقر را در روستا حل کنیم و از حجم مهاجرت ها از روستا بکاهیم، باید از تحمل انسان ها و طبیعت صحبت کنیم. امروزه بیشتر فعالیت های اقتصادی برای کسب درآمد و انجام برنامه های اقتصادی چه فردی، چه جمعی و چه ملی توسط انسان ها صورت می گیرد. یعنی سه محیط اقتصادی، اجتماعی و طبیعی درگیر است و جهت دادن به اینها توسط سیاست های مالی و پولی و برنامه ای انجام می شود.
     وی با اشاره به این که برای توسعه روستا، باید جامعه روستایی را پیوسته با محیط طبیعی و برنامه های مختلف بدانیم، می گوید: بهترین استراتژی توسعه روستایی، ترکیبی از رویکرد ساختار سلسله مراتبی سکونت گاه ها، توسعه روستایی یکپارچه و توسعه پایدار است. توسعه پایدار ما را مجاز به بهره برداری بیش از اندازه از زمین و منابع طبیعی نمی داند. بسیاری از کشورهای پیشرفته مانند آلمان به کنترل و محدودسازی کشاورزی و استفاده از جنگل ها و مراتع خود پرداخته اند و بیشتر مایل هستند این گونه محصولات موردنیاز خود را از دیگر کشورها تامین کنند تا محیط زیست شان سالم باقی بماند.
     این جامعه شناس، مهاجرت را پدیده ای نخبه گزین و جوان گزین می داند و می گوید: افرادی که پول، تحصیلات، نیرو، انرژی و قدرت ریسک پذیری بالایی دارند، به شهرها مهاجرت می کنند، در نتیجه روستایی تشکیل می شود که اکثریت جمعیت آن را پیرمردان و پیرزنان تشکیل می دهد. اگر هم نیروی جوانی وجود داشته باشد، بی انرژی است و قدرت ریسک بالایی ندارد. این نوعی فکر خطرناک و بیمار ایجاد می کند که مدام ادامه می یابد. چون مهاجران دیگر نمی توانند به روستا برگردند. افرادی هم که در روستا هستند فکر می کنند که مهاجران از روستا در شهر خوشبخت زندگی می کنند. از این رو توهم خوشبختی مهاجران به مهاجرت ها از روستا دامن می زند.
     وی ضمن تا کید بر این که توسعه مقوله ای اجتماعی و اقتصادی صرف نیست که تنها به اقتصاددانان و جامعه شناسان پناه برد و نیازمند توجه به ابعاد مختلف است، می گوید: باید با ارایه خدمات اجتماعی و اقتصادی مناسب در نقاط واسطی همچون روستاهای مرکزی و شهرک ها و شهرهای کوچک، از مهاجرت مستقیم روستاییان به شهرهای بزرگ جلوگیری کرد. همچنین نباید صرفاً توسعه روستایی و توسعه کارآفرینی روستایی را در بافت خود روستا تصور کرد. بلکه باید به آن به صورت ملی نگریست. باید تفکر را در روستا پرورش داد.
     راهکاری برای مدیریت روستا
     شاید اگر دولتمردان و سیاستگذاران بر این حقیقت آگاهی پیدا کنند که توسعه روستایی خارج از محیط روستا اتفاق نمی افتد، بتوان تا حدودی کفه مشکلات جوامع روستایی را سبک تر کرد.
     به اعتقاد مدیرکل برنامه ریزی توسعه روستایی وزارت جهاد کشاورزی، توسعه روستایی فرایندی همه جانبه است که تمامی سازمان ها به نوعی با آن ارتباط دارند.
     وی می گوید: توسعه روستایی و توسعه کشاورزی دو مؤ لفه ای هستند که لازم و ملزوم یکدیگرند. توسعه کشاورزی از طریق افزایش درآمد، افزایش سطح تولیدات، بهبود وضعیت کار و بهبود وضعیت اجتماعی روستاییان به دست می آید و همه این موارد، توسعه روستایی را سبب می شود.
     دکتر نجفی، جامعه شناس با اشاره به این که برای توسعه روستایی باید روستا را برای اداره به روستاییان داد، می گوید: پیشنهاد من این است که در روستا، هیا ت امنایی از مسن ترین افرادی که در روستا توانایی فکر کردن، راه رفتن و... را دارند، انتخاب شود و حق تصمیم گیری نیز داشته باشند. یک هیا ت انتخابی نیز زیر نظر هیا ت امنا مشغول به کار شود و فردی مشابه دهدار انتخاب کند. دولت هم فقط بودجه بدهد و روستا را تامین مالی کند.
     در یک کلام، دولت می تواند با برنامه ریزی، طراحی و اجرای طرح های مختلف برای ارایه خدمات دولتی در مناطق روستایی، زمینه اشتغال زایی و کارآفرینی فوق العاده ای را در روستاها ایجاد کند. طیف این امور نیز بسیار گسترده است، از امور اداری، اقتصادی، انتظامی، بیمه و تامین اجتماعی گرفته تا مراقبت از محیط زیست، حفظ و توسعه مراتع و جنگل ها. استخدام نیروی کاری در این زمینه ها باید به صورت محلی انجام و تا حد ممکن به بخش خصوصی واگذار شود. این امر از طرف دیگر باعث کاهش حرکت و مهاجرت روستاییان به شهرها برای دریافت این گونه خدمات خواهد شد. تحقق دولت الکترونیکی در سطح روستاها، چشم اندازی مطلوب برای آینده است که اکثر کشورها در حال حرکت به سمت آن هستند


 
 
الگو سازی توسعه روستایی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸
 

امروزه توسعه از مفهوم الگوی رشد اقتصادی محض خارج شده و علاوه بر رشد اقتصادی، با الگوی عدالت اجتماعی، توسعه انسانی، خوداتکایی و تعادلهای بوم شناسانه پیوند خورده است.

بر این اساس توسعه را می‌توان تحول و ارتقاء کمی و کیفی شرایط زیست و تولید و فرهنگ بومی و جوامع انسانی در خلال زمان دانست. توسعه روستایی نیز با رویکردها و راهبردهای متعددی مطرح است، لیکن مد نظر این پروژه رویکرد فضایی ناحیه‌ای و منطقه‌ای (شامل راهبردهای تحلیل مکانی، توسعه یکپارچه ناحیه‌ای و توسعه پایدار) می‌باشد.

امروزه اعتقاد بر این است که برنامه‌ریزی روستایی بدون ارتباط با شهر و برنامه‌ریزی شهری بدون ارتباط با روستاهای اطراف، موفقیت‌آمیز نخواهد بود. به عبارت دیگر، برنامه‌ریزی باید ناحیه‌ای باشد. یعنی شهر و روستا با هم در نظر گرفته شود.
از مجموع بررسی‌های انجام گرفته در رویکردها و راهبردهای توسعه روستایی ناحیه‌ای، چنین نتیجه گرفته می‌شود که تنها برنامه‌ای که به طور هماهنگ و همزمان می‌تواند جامع جمیع مسائل حیات روستایی را با در نظر گرفتن نقاط مثبت تمامی راهبردها و دافع تأثیرات سوء آنها باشد، طرحی است که در قالب سیاستهای توسعه پایدار دنبال گردد. یعنی علاوه بر بهبود شرایط سکونت و توزیع عادلانه درآمد و امکانات، با شرایط زمانی و مکانی نیز انطباق لازم را ایجاد کند و تأثیر مستقیمی در بهبود کیفیت زیست داشته باشد.

طبق مطالعات انجام شده روستانشینی شکل غالب زندگی در ایران بوده که به دلایل و تحولات مختلفی تدریجاً با توسعه شهرها و مهاجرت روستائیان به شهرها اهمیت خود را از دست داده است.

با افزایش نرخ رشد جمعیت در طی دهه 55 تا 65، جمعیت کشور رو به فزونی نهاد و ترکیب سنی جمعیت رو به جوانی گرایید. عدم برنامه‌ریزی صحیح و اصولی برای اشتغال این سیل جمعیت، توجه بیش از حد به شهرها بدون در نظر گرفتن توسعه روستاها و ... باعث گردید که فرصتهای اشتغال در حوزه روستایی کاهش یافته و به تبع آن جامعه با بحران بیکاری به ویژه بیکاری فارغ‌التحصیلان مواجه گردد.
دولت جهت مقابله با بحران بیکاری علاوه بر فعالیتهای پراکنده، پرداخت وامهایی را جهت خوداشتغالی در دستور کار خود قرار داد. نتایج اولیه حاکی از آن است که این وامها به دلایل مختلف نتوانسته‌اند نتایج مورد انتظار را برای ایجاد فرصتهای شغلی برای دانش‌آموختگان فراهم نماید.

با توجه به مطالب فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت که یکی از راههای برون رفت از بن‌بست بیکاری و ایجاد اشتغال، توجه جدی به توسعه روستاها و رویکرد خدمات محور، اقتصاد محور و تحول در تولیدات با تأکید بر دانش محوری است که می‌بایست در توسعه روستایی مد نظر قرار گیرد.

بر این اساس این طرح در نظر دارد با تدوین و ارائه چارچوب، به طور همزمان اقتصاد روستایی و اشتغال فارغ‌التحصیلان را سامان بخشد. یعنی با استفاده از توانمندیهای روستاهای کشور و توان بالقوه متخصصین و فارغ‌التحصیلان، راههای ایجاد فرصتهای شغلی را مشخص و تدوین نماید تا ضمن رفع یا کاهش بحران بیکاری فارغ‌التحصیلان، اقتصاد روستایی یا روستاهای کشور نیز احیاء گردد.

در این راستا، این طرح در فاز اول در نظر دارد با شناخت شرایط و الزامات بهره‌گیری از متخصصین (فارغ‌التحصیلان) جویای کار در محیط‌های روستایی و همچنین توان و ظرفیتهای روستایی در سطوح منطقه‌ای و محلی، چارچوب مفهومی ـ عملیاتی را برای جذب فارغ‌التحصیلان در محیط‌های روستایی ارائه کند و پس از تحلیل شرایط در جهت دستیابی به چالشها و فرصتها، فرآیند و سازمان اجرایی لازم را در جهت اجرای چارچوب پیشنهادی تدوین نماید.

روستا یا حوزه روستایی نمونه باید از توان بالقوه و بالفعل مناسب جهت اجرا و بهینه نمودن طرحهای مورد نظر برخوردار باشد. تعیین شاخص‌هایی که بتوان به کمک آن روستاهای نمونه را انتخاب نمود خود از مهمترین مراحل این طرح می‌باشد. البته در انتخاب روستا و حوزه روستایی نمونه، کلیه فعالیتهای قابل اجرا و بهینه‌سازی اعم از کشاورزی و غیر کشاورزی مورد نظر می‌باشد.

با توجه به پتانسیل و کشش روستاها ، می‌توان طرحهای الگویی مختلفی را در بخشها و زمینه‌هایی چون تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT)‌ ، صنایع تبدیلی، صنایع دستی و روستایی، خدمات بین‌راهی و گردشگری و ... ارائه داد. از این رو استان خراسان به دلیل تنوع شرایط محیطی و بالطبع وجود تیپ‌های مختلف روستایی، شرایط لازم را برای انتخاب به عنوان یک منطقه نمونه دارا می‌باشد.

تعمیم‌پذیری چارچوب پیشنهادی برای سایر روستاها و یا حوزه‌های روستایی دارای توان و پتانسیل متناسب با این چارچوب، امکان‌پذیر است، لیکن از آنجایی که پتانسیل‌ها و استعدادهای مناطق و استانهای کشور با یکدیگر متفاوت می‌باشند، انجام مطالعات تکمیلی و ارائه طرح اختصاصی برای سایر مناطق و استانها در جهت اجرای آن ضروری خواهد بود.


 
 
ابن یمین
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸
 
به بهانه زیارت مقبره ابن یمین شاعر عصر سربداران
نسب نامه خویش پاره کردیم
 
شدیم دفتر دیگران را محاسب
****************************
آن کس که بداند و بداند که بداند *****
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند *****
آگاه نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند *****
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند ***** در
جهل مرکب ابدالدهر بماند     
ابن یمین
 
فخرالدین محمود بن یمین الدین محمد طغرایی

:نام

 
ابن یمین :لقب  
663 یا 665 ه‍‍ ق :تولد  
745 یا 769 ه‍‍ ق :وفات  
دیوان اشعار :آثار  
     
 
ابن یمین شاعر شیعه مذهب عصر سربداران در روستای (فریومد) یکی از آبادی های خراسان زاده شد. پدرش نیز شاعر بود.  
در زمان او سربداران در خراسان قدرت یافته بودند و او بخاطر علاقه ای که به آنان داشت بسیاری از شاهان و امرای سربداری را ستود و ناظر بسیاری از جنگهای آنان بود. ابن یمین بیش از 80 سال عمر کرد و مردی قانع و گوشه گیر بود و با زراعت امرار معاش می کرد.  
شعرهای او در حد متوسط بود اما به دلیل شهامت و عزت نفس، مورد توجه دانشمندان قرار گرفت. موضوع قصیده های او مدح امامان شیعه و عشق و دلدادگی است.  
سالهای پایانی حیات او در سبزوار و فریومد به قناعت و درویشی گذشت و سرانجام در سال (745 یا 769 ه.ق) بدرود دنیا گفت. گفته اند قبر او در فریومد است  این آرامگاه در سر را ه شوسه میامی به سبزوار و 100 کیلومتری شرق میامی واقع گردیده است .
ولی  نظر به قولی در یکی از قبرستانهای اصفهان مقبره مخروبه ای است که  معروف به  قبر ابن یمین شاعر نامی عصر سر بداران  بوده است.
دیوان ابن یمین در فتنه مغول برای سرکوبی سربداران از بین رفت و 2000 بیت از آن باقی مانده است.
 
   
اینک چند سطری از دیوان او:  
دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد ای دل غم جهان نخور این نیز بگذرد  
بگذشت ازین بسی به سر، این نیز بگذرد گر بد کند زمانه تو نیکو خصال باش  
دو تای جامه گر از کهنه است یا از نو دو قرص نان اگر از گندم است یا از جو  
که کس نگوید از اینجای خیز و آنجا رو چهار گوشه دیوار خود بخاطر جمع  
ز فر مملکت کیقبا و کیخسرو هزار بار نکو تر به نزر ابن یمین