شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
تبریک سال نو
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱
 

 

  فرا رسیدن نوروز که تجلی نو شدن

 

عالم انسانی است را به تمام

 

همشهریان عزیزم

 

  تبریک می گویم .


 
 
برگی از تاریخ
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۱
 

 

معلمان ودانش آموزان مدرسه میامی در 45 سال قبل


 
 
سفر به قله شاهوار
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۱
 

 

تصاویر سخن می گویند :

 


 
 
عقد نامه های عهد قاجار
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۱
 

 

مروری بر مروری بر عقد نامه های قدیمی که از منظر حقوقی و فرهنگ شناسی خانواده مبین ثبات و نگهداشت ستونهای بقای خانواده را داشته اند

عقد نامه فوق در حدود 100 سال پیش به خط زیبای مرحوم اسماعیل خان نگاشته شده است

قانون ازدواج از 23 مرداد سال 1310 ش تصویب و به تدریج با الحاق آیین نامه هایی اجرایی شد. از بررسی سندهای ازدواج دوره قاجاری علاوه بر عناصری چون نگارش مقدمه های ادبی دلنشین(ستایش پروردگار جهان ، نعت پیامبرو ... )  که بخش اعظم یک سند را تشکیل می دهد چنین بدست می آید که اگرچه قانون مشخص و مدونی هنوز در کشور وجود ندارد اما طرفین برای شروع یک زندگی مشترک و مستدام به  اصول و قاعده ای مشخص در چارچوب یک قرارداد معتقد و پایبند بودند که به ظاهر بسیار ساده می نماید. اما در عین سادگی متن کلمات و عبارات چنان دارای بار حقوقی و معنوی است که در مقایسه با عقدنامه های امروزی درزمان خود بسیار شاخص و ارزشمند بودند و عدم ذکر برخی موارد را نمی توان حمل بر دانش و آگاهی اندک افراد آن زمان دانست بلکه در صورت بروز مشکل و اختلاف بین طرفین، حل اختلاف به ریش سفیدان قوم واگذار می شد و با این دید که دختر را با لباس سفید به خانه بخت می رود و با کفن از آن خانه بیرون می آید ،حتی الامکان سعی در حل اختلاف می کردند؛ چنانچه در بررسی اسناد این دوره  کمتر به اسنادی چون طلاقنامه بر می خوریم.

بزودی سایر اسناد منتشر خواهد شد

 


 
 
عرفان عملی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱
 
 

  

 زمان یک سرمایه نامرئی است. برای برنامه ریزی در وقت با توجه به مفهوم ارزشی و به اصطلاح «فراطلایی» زمان باید به نکاتی اساسی چون از بین بردن عوامل مخرب زمان، تقسیم بندی و تفکیک زمان، هدف گذاری و اولویت بندی امور زندگی، سازماندهی فعالیت ها و برنامه های زندگی و عزم و اراده برای اجرای برنامه ها  توجه کرد.

شناسایی آفت های تخریبی زمان، یک گام اساسی در راه مبارزه با آن به شمار می آید و نکته اینکه، شناسایی این عوامل، برخی راه حل های مناسب را نیز روشن خواهد کرد. برای شناسایی عوامل تخریبی زمان، بایستی به بررسی و مطالعه منش ها و روش های خود پرداخت و آفات موجود را شناسایی کرد. برای شناسایی آفت های وقت، بررسی عملکرد روزانه یکی از راه های مناسب به شمار می آید که در این راستا ، فرد می تواند با یادداشت عملکرد روزانه خود و تجزیه و تحلیل آن در طول روزها، هفته ها و ماه ها، اشکالات موجود را دریابد. تنبلی و عادت های غلط افراد، مهمترین عامل مخرب زمان به شمار می آید

 سرور عارفان امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «ان ماضی یومک منتقل و باقیه متهم، فاغتنم وقتک بالعمل» به راستی در گذشته روز تو (که در آن هستی) انتقال یافته و رفته، و باقیمانده از آن نیز متهم است (و یقین نیست که بدان برسی یا نه) پس در این صورت، وقتی را که در آن هستی به انجام کار غنیمت شمر. بنابراین، باید از جا برخاست و به عمل کوشید.

دسترسی به استعدادهای انسانی: بعید نیست اهمال کاری زاییده بینش منفی گرایانه انسان نسبت به کار و طرز تلقّی ما باشد. چون این کار را مشکل دیده اید، به آن رغبت نشان نداده اید. باید توجه داشت که وقتی با دیدی منفی به موضوع می نگریم، توانایی خود را به فراموشی می سپریم و یا از آن غافل می شویم. شاید هم توجه به نکات منفی ما را از جهات مثبت و امتیازات آن کار غافل کند.

 نکته دیگر در راستای مدیریت زمان، تقسیم بندی و تفکیک زمان، اولویت بندی امور زندگی و بهبود زمان و مدت بهره برداری از وقت است. که فرد بایستی ارزش زمان را درک کند و اجزای زمان را به خوبی بشناسد. برای نیل به این هدف برخورداری از یک قاعده و معیار زمانی مشخص برای تفکیک اوقات مهم است. آگاهی از این که اوقات ما چگونه صرف می شود و از کدام قسمت های آن می توان کاست و برای آن، برنامه های دیگری جایگزین کرد و به طور کلی زمان را تحت نظارت خود در آورد، اهمیت بسیاری دارد

 اگرچه زمان سرمایه‌ی ارزشمندی است اماتمام شدنی است، تنها کسانی که از لحظه لحظه‌ی این سرمایه در راه سعادت و کمال و بهروزی خویش بهره گیرند، در آینده و در بخشهای پایانی عمر گرفتار حسرت برگذشته نخواهند شد . در بین همه‌ی منابعی که در اختیار داریم زمان با ارزشترین آن ها است ولی، به اندازه‌ی اهمیت خود از جایگاه و منزلتی بر خوردار نیست. علت بیشترشکستهای جبران ناپذیر زندگی فردی، کاری و اجتماعی، ما حاصل عدم استفاده‌ی مطلوب از زمان است. در دنیای انسانی هیچ چیز مهمتر و با ارزشتر از زمان نیست. تنها سرمایه‌ای است که می‌توان از طریق آن همه چیز به دست آورد ، ولی با همه چیز نمی‌توان لحظه‌ای از آن را به دست آورد. آیا تاکنون فکر کردیم که زمان محدود است و با تیک تیک ساعت، هر لحظه‌ کمتر وکمتر می‌شود؟ تنها در سایه‌ی مدیریت بهینه بر زمان است که می توانیم به آرزوها و خواسته‌های خود برسیم . موفقیت و شکستها مرهون استفاده از زمان است.

اصول مدیریت زمان عبارت است از:

1.هدف گذاری 

      یک انسان موفق هیچ‌گاه بدون هدف دست به کار نمی‌ زند.انسان بی هدف کاملا تابع حوادث وپیشآمدهاست.کسی که هدف روشن ومشخص درزندگی دارد، پس ازرسیدن به موفقیت احساس خوشبختی وآرامش می کند. اهداف شما به میل و خواسته‌ی خودتان مربوط است تا همت عالی چه باشد!

2.تعیین اولویت

     پس ازآن که فهرست اهداف بلندمدت وکوتاه مدت شخصی، خانوادگی و حرفه ای خود را تهیه کردید ضروری است که آن ها را به ترتیب اولویت معین انجام دهید. اگر بیش از یک هدف و یا وظیفه داشته باشید بایداولویت بندی کنید. اگر در یک روز معین ده کار مختلف می خواهید انجام دهید، اولویت هرکدام را بر اساس درجه‌ی اولویت بنویسید. الویت ها دائماً در حال تغییر هستند، ممکن است مجبورشوید در آغاز هر روز الویت ها را مورد تجدید نظر قرار دهید.

3. رعایت اولویت

     تا زمانی که کار مهمتر و با درجه‌ی اولویت بالاتر زمین مانده است، دست به کارهای کم اهمیت تر نزنیم.

مدیریت زمان  = هدفگذاری + تعیین اولویت + رعایت اولویت

 

 

ازدیر باز مدیریت بر زمان در فرهنگ ایرانی جاری و ساری بوده است چراکه نقل است:

 روزی شخصی ، ازحضرت شمس تبریزی سؤال کرد: مردان خدا در زمین به چه کاری مشغول هستند؟

حضرت شمس‌الحق تبریزی پاسخ داد: آنان زمان را مدیریت می‌کنند.

آن شخص سؤال کرد :چگونه  ؟

حضرت شمس فرمودند: چون آمدن ما به دنیا و رفتن ما از این جهان به جهان دیگر به دست ما نمی‌باشد، وچون مدت زمان زندگی ما در این جهان کوتاه می باشد بایست ، زمان را مدیریت کنیم، زیرا تنها زمان است که غیرقابل برگشت است.

به درستی که حضرت شمس و ، بزرگان اهل طریقت  زمان را مدیریت می‌کنند که به قول جُنیدِ بغدادی «قدس الله» در نزد این قوم (مردان خدا) هیچ چیز در دنیا عزیزتر از زمان نبوده است و همه ما می‌دانیم امروز مهم‌ترین مسئله در بهره‌وری مدیریت زمان است، اما باید بدانیم عارفان الهی زمان را برای رسیدن کمال مدیریت می‌کردند و ما امروز تنها برای رسیدن به دنیا!؟!؟

 

علم اگر در هر سرای، گوینده شد

 

لیک در کشفِ زمان، بازنده شد


 
 
فلسفه چهارشنبه سوری
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱
 

در روز شمار ایرانیان باستان هریک از سی‌روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست ، ایرانیان باستان در هر ماه که نام روز با نام ماه برهم منطبق و یکی می‌شدند آن را به فال نیک گرفته و آن روز را جشن می‌گرفتند ، اغلب جشنهای ایرانیان آریایی چه آنهایی که امروز برگزار می‌شوند و چه آنهایی که فراموش شده‌اند ریشه در آئین کهن زرتشتی دارد، به قول پرفسور مری بریس شادی کردن، تکلیفِ دلپذیرِ دینی این جماعت است. در کتیبه‌های هخامنشی هم شادی و جشن ودیعه‌ای الهی «اهورایی» خوانده شده است. پیوند ایرانیان آریایی قبل از اشو زرتشت با ایزدان خود نه پرپایه جهل و ترس از آنان بلکه بر اساس مهر و دوستی استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان به جشن (یَزَشْنْ = نیایش شادمانه) می‌پرداختند و آنان بایستی با خشنودی و شادی و پایکوبی (نه غم و سوگ‌ و گریه و زاری که از صفات و علامات اهریمنی می‌باشد) و در عرصه روشنایی و آگاهی به نیایش و ستایش ایزدان می‌پرداختند.

در گذشته‌های دور آریاییان به گرد آتش جمع می‌شدند و با نوشیدن شیره گیاه هوم (هَئومَه haoma) و با پایکوبی و هلهله و شادی به قربانی حیوانی (معمولاً گاو) می‌پرداختند و بخشی از آن گوشت را به آتش می‌افکندند زرتشت غریوهای مستانه و  افکندن گوشت قرابانی در آتش و الوده کردن آن را نفی کرد و کشتن جانوران را به رنج، و تباه کردن گوشت آن را کاری اهریمنی به شمار آورد و در برابر اینها خشنودی و پایکوبی و شادمانی از هستی و آفرینش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضیلت، سامان و نظم هستی ) و نیکوکارانه شمرد.مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه ی حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و  جاری مانده است.

یک رشته از جشنهای آریایی،که عمر هر کدام از آنها برابر با عمر ملت اهورایی ایران و آریاییها می باشد، از اقوام هند و ایرانی و هند و اروپایی ، جشن‌های آتش یا سده می‌باشد و جشنهایی است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادمانی آغاز و اعلام می‌شد.

در ایران از جمله جشنهای باقیمانده از جشن‌های آتش و جشنهای سده، جشن سوری و در پایان سال و یا همان چهارشنبه سوری می‌باشد؛ در وهله‌ی نخست بایستی گفت که گروهی چهارشنبه سوری را مستحدثات جشن‌های ایرانی می‌دانند و اینکه در تاریخ باستان ایران پایه و نشان و ریشه‌ای برای آن وجود ندارد‌، و عده‌ای نیز آن را کاملاً آریایی و ایرانی می‌پندارند که  بدعتها و انحرافاتی در آن واقع شده است‌. آقای هاشم رضی پژوهشگر برجسته اوستا و گاثاهای زرتشت در کتاب گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان بدرستی اشاره می‌کند که در اواسط سدة چهارم هجری از این جشن و چگونگی برپای و هنگام آن بوسیله ابوجعفر نَرْشًحی مورخ سده سوم آگاهیم که در زمان منصور بن نوح سامانی در میانه سده چهارم هجری این جشن برقرار بوده است و چنین آورده شده است که «... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک نشست اندر ماهِ شوالیّه سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان‌، فرمود تا آن سراهای دیگر بار عمارت کردند و ... آن گاه امیر سدید به سرای نشست و هنوز سال تمام نشده بود که شب سوری چنانکه عادات قدیم است، آتشی عظیم افروخته ، پـاره‌های آتش به جست و سقف‌ و سرای درگـرفت و دیگر بـاره جمله‌سـرای بسوخت و ...»

همانطور که ملاحظه می‌شود نکاتی چند در این سند تاریخی که بسیار با اهمیت می‌باشد وجود دارد از جمله اینکه در این سند تاریخی شب سوری ذکر شده است و از چهارشنبه سوری نامی برده نشده است دوم اینکه گفته شده برسم عادات قدیم ایرانیان و این نشان از برگزاری این جشن قبل از تسلط اعراب و اسلام بر ایران و کهن بودن آن می‌دهد و سوم اینکه آتش افروختند بطوریکه عمارت و سرای سلطان سوخته است‌. چهارم اینکه هنگام برگزاری آن ، که گفته شده هنوز سال تمام نشده است.

اما زمان و هنگام اجرای جشن سوری برپایه مستندات گاه‌شماری ، چهارشنبه نبوده است چون در تقویم و روزشماری ایرانیان، شنبه و چهارشنبه ،آدینه و جمعه وجود نداشته است و هر سال به 12 ماه تقسیم می‌گشته است و هر ماه دست‌کم، بی کم و کاست 30 روز داشته است و هر روز هم برای خودش نامی داشته است و جهت حساب کبیسه پنج روز افزون را که سال شمسی 365 روز کسری بود به پنج نام از عنوان گاثاها که سرودها و نیایش‌ها زرتشت بود می‌نامیدند و این پنج روز مجموعاً پنج خمسه‌، پنجة دزدیده و ... می‌نامیدند.از جمله اظهارات آقای کوروش نیکنام موبد زرتشتی را که گفته است ما زرتشتیان در کوچه آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را ( به نیّیت فریضه دینی) زشت می شماریم و این مراسم مربوط به زمان بعد از اسلام و تسلط اعراب می باشد، می تواند دلیل بر خلط و انحراف این مراسم به نام چهار شنبه سوری با شب سوری آریایی باشد.

با این مقدمه می‌توان مدعی شد که در یکی از چند شب آخر سال ایرانیان جشن سوری را که عادات و سنتی قدیم آنان بود، با آتش افروزی همگانی بر پا می‌کردند، اما چون تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود که ماه را به چهار هفته با نامهای کنونی روزها بخش کنند و بخوانند لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقیقاً چنین جشنی برگذار نمی‌شده است و روزشماری کنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شده است، بی گمان سالی که این جشن به شکلی گسترده و فراگیر برقرار بود، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روز‌شماری و فرهنگ تازیان ، چهارشنبه نحس و نامبارک و بدیمن محسوب می‌شده است از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و به این وسیله سعی داشتند که نحوست چنین شب و روزی را منتفی کنند. چنانکه جاحظ نویسنده مشهور عرب در رساله المحاسن و الاضداد آورده است «الأربعاء یوم ضنک و نحس» چهارشنبه روز شوم و نحس نزد اعراب بوده است. البته در چگونگی تطبیق جشن شب سوری با چهارشنبه سوری تازی، داستانها و دلایلی را ذکر نموده‌اند که به ذکر یکی از آنها اکتفا می‌شود. یکی از دلایل آن این بوده است که مختار سردار شیعیِ معروف عرب همان کسی که به خونخواهی امام حسین و یارانش قیام کرد، هنگام آزاد شدن از زندان به خونخواهی شهدای کربلا قیام نموده و برای اینکه موافق و مخالف خود را از هم تمییز دهد اعلام نمود که شیعیان بربالای بامهای خود آتش بیفروزند  تا موافق و مخالف از هم تمییز داده شود و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه‌ سوری آخر سال، واز آن به بعد مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتش‌افروزی را در شب چهارشنبه آخر سال برپا کنند. 

بی‌گمان فلسفه انطباق جشن سوری با چهارشنبه سوری و اینکه جشن سوری ایرانی چگونه نحوست و شومی چهارشنبه سوری را از بین می‌برد، می‌تواند این باشد که آتش در نزد ایرانیان آریایی مظهر روشنی‌، پاکی ، طراوت ، سازندگی و تندرستی و در نهایت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است، بیماریها ، زشتی‌ها ، بدیها و همة آفات و بلایا در عرصه تاریکی و ظلمت مظهر و نماد اهریمن می‌باشند‌؛

به اعتقاد ایرانیان هرگاه آتش افروخته شود، بیماری ، فقر، بدبختی، ناکامی  و بدی محوّ و ناپدید می‌گردد چرا که از آثار وجودی ظلمت و اهریمن هستند. پس افروختن آتش و بطورکنایه، راه یافتن روشنیِ معرفت در دل و روح است که آثار اهریمنی و نحوست و نامبارکی را از میان برمی‌دارد به همین جهت جشن سوری پایان سال را به شبِ آخرین چهارشنبه سال منتقل کردند تا با طلیعة سال‌نو خوشی و خرم و شادکام گردند. چنانکه از آثار فرهنگی و رسوم کهن ایرانیان برپا کردن جشن و سرور و شادی بوده است و البته این جشن و سرور و شادی کاملاً جنبه دینی، اجتماعی و فلسفی بخود گرفته است و هدف از آن ارتقای روح و روان و همچنین شادی تن و جسم برای تلاش‌، کوشش و سازندگی بیشتر بوده است. ایرانیان مردمانی جشن باره بوده‌اند چنانکه می‌توانیم آثار آن را در کتیبه‌های داریوش مشاهده نمود، که بسیار به، شادی و شادمانی ایرانیان آریایی و باورمندیهای که جزوه آیین زرتشتی بوده، اشاره شده است واز شادی آفریده‌ی اهورا مزدا و سوگ، اندوه و غم آفریده‌ی اهریمن نام برده شده است؛ مانند: «خدای بزرگ است ، اهورا مزدا که آسمان را آفرید، که این زمین را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را از برای مردم آفرید » استاد پورداود جشن پریدن از روی آتش و خواندن ترانه‌هایی در آن خصوص را زشت می‌پندارد چنانکه در کتاب آناهیتا می‌گوید:« در جشن چهارشنبه سوری از روی شعله آتش جستن و ناسزای چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن، از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی‌دانستند آن چنانکه در آتش افروزی جشن سده که به گفته گروهی از پیشینیان ، پرندگان و چارپایان را به قیر و نفت اندوده، و آتش می‌زدند، از دوران پس از اسلام است».

آقای هاشم رضی تاریخ برگزاری جشن سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون نمی‌داند یا در شب بیست و ششم از ماه اسفند، یعنی در نخستین شب از پنجة کوچک یا نخستین شب از ده‌شب و روز فروردگان قراردارد، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجة«وه» که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز جشن هَمَسْپتْمَدَم و آخرین گاهنبار و جشن آفرینش انسان است.

یکی از واجبات و سنت‌‌های معمول آتش افروختن بر سر بام‌ها و در کوی و برزن بوده است جشن ده‌روز فروردگان مطابق با هر جشن دیگر‌، با افروختن آتش و نیایش‌های ویژه‌ای معمول بوده است، اما علت اصلی برافروختن آتش که نشانه شادمانی، ستایش اهورا مزدا و آغاز جشن بود تا ارواح را راهنما باشد ودر روشنی و فروغ اتش به خانه‌های خود در آیند، البته در پشت بام در کنار آتش خوراک‌های ویژه‌ای نیز می‌گذاشتند.

جشن سوری در قدمت برابر است با اعتقاء آریایی‌ها و به ویژه مردم ایران‌زمین به فروهرها یعنی  ارواح پاک‌نیاکان.

که البته باید ریشه آن را در اوستا و گاثاهای زردتشت پیدا کرد چنانکه در فروردین‌ یشت پاره 49 آمده « فروهر‌های نیک توانای پاک در هنگام (جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاه خود به سوی زمین فرود آیند و ده شب پی در پی از برای آگاهی یافتن از بازماندگان در این سرا بسر ‌برند».

« آتش را می‌ستایم که آفریده‌ی پاک  اهورا مزدا می‌باشد» پس تقدس آتش به دلیل آفریده شدن ان توسط  اهورامزدا بوده و خودِاتش به منظور یاری و استمداد جُستن ستایش نمی‌شده است.

شب سوری بی‌گمان شکل درست تلفظ این جشن «جشن سوری یا چهارشنبه سوری» است؛ در دوران ساسانیان و‌اژه سوری فارسی‌، در پهلوی به گونه سوریک صفت اسـت چون سـور به معـنی سـرخ و « یکِ» پسوند صفت می‌باشد به معنی سرخ و سرخ‌رنگ، و شب سوری یعنی شب سرخ، چرا که عنصر اصلی این مراسم برافروختن آتش سرخ بوده است. در اوستا کلمه سور با واژه سوئیریه ‌یا« suirya » به معنی چاشت آمده است ،که ان را در معنی مهمانی بزرگ گرفته و بکار برده اند؛ البته کردهای امروزی هنوز هم به آذر(‌واژه اوستایی) آگِر و به شب سرخ‌، شَوِ‎ْ سور می‌گویند و آگِرَه سوره همان آتش سُرخ و یا آذر سوئیریه اوستایی می‌باشد.

بسیاری از مراسم کنونی که در پایان سال یا چهارشنبه سوری باقی‌ مانده است کنایه از اهدای نذور و فدیه ارواح و فروهرها می‌باشد ودر این شب سال، به زیارت اهل قبور رفتن و نذری جهت اموات دادن و مراسم آتش افروختن بر بام‌ها؛هنوز میان زرتشتیان و بسیاری از مردم روستاها جهت راهنمایی فروهرها مرسوم می باشد؛ اهدای آجیلِ مشکل‌گشا که همان لُرْک lork یا آجیل هفت مغز زرتشتان است ،و مراسم فال کوزه و کجاوه بازی و شال اندازی و ... میان مردم آذربایجان و ...، جای پای مشخصی در رسوم ایرانیان قدیم دارد.ِ