شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
بهشت را به بها بدهند به بهانه نمی دهند
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
 

 

آن سالها (اواخر دهه 40 خورشیدی) که سفر به عربستان از سفر به آمریکا هم دشوارتر بود و “حاجی شدن” مثل این روزها مد نبود، او به خاطر اعتقادات مذهبی اش حاجی شده بود.
مدیرعامل، عادت داشت گاهی به کارخانه سر می زد و کارها را از نزدیک سرک می کشید.
در یکی از همین بازدیدها، زمانی که سر ظهر در حیاط کارخانه قدم می زد، کارگری را دید که به جای حضور در بوفه، گوشه ای نشسته و مشغول خوردن “نان و پنیر و انگور” است. نزدیک شد و علت این کار را از او پرسید:
- چرا بوفه نمی روی؟
- غذای کارخانه 12 ریال است؛ نان و پنیر ارزانتر در می آید!
اینطوری چیزی برای خانواده ام جمع میکنم.
مدیر با شنیدن این سخنان دچار بهت شده بود؛ همیشه در مقابل کارمندانش و کسانی که از کار او امرار معاش می کردند، احساس مسوولیت می کرد.
قبلا هم این احساس مسوولیت را ثابت کرده بود؛ زمانی که دستور داد برای نخستین بار در تاریخ شرکت ها و موسسه های خصوصی ایران، شرکت او برای همه کارمندانش خانه بسازد و با وام های بلندمدت در اختیارشان قرار دهد (مجتمع آپارتمانی معروف به 16 دستگاه).
مدیرعامل در حالیکه سرش را به زیر انداخته بود، لبخندی زد و از کارگر دور شد.
از هفته بعد، به دستور مدیرعامل، غذای کارگران در کارخانه های وابسته به شرکت او، رایگان شد.


نام این مرد “حاج محمود خیامی” و شرکت او “ایران خودرو” بود.


احمد و محمود خیامی به همراه خواهرشان، کارگاه مونتاژ خودروی ایران را سال 1341 تاسیس کرده بودند.

زمانی که شرکت آنها با تشکیلات جدید و نام رسمی “ایران ناسیونال” در سال 1346 و با سرمایه 40 میلیون تومان ثبت شد، تنها می توانست روزانه 10 خودروی سبک و 7 خودروی سنگین (اتوبوس و کامیون بنز) تولید کند.

هفت سال بعد، ایران خودرو با افتخار اعلام کرد که سرمایه شرکت در همین مدت کوتاه، بیش از 12 برابر شده و ایران ناسیونال از نظر کیفیت و کمیت تولید، در ردیف بزرگترین خودروسازان آسیا قرار گرفته است.

پس از آن، در سال 1352، ایران ناسیونال اعلام کرد که خودکفایی در تولید قطعات یدکی را در راس برنامه هایش قرار داده است.

بدین ترتیب، در همین سال، شرکت های بلبرینگ، پیستون و ایدم تبریز، شرکت ریخته گری، شرکت رضای مشهد و… توسط این کمپانی تاسیس شد.

در همین سالها، حاج محمود خیامی با کمک گروهی دیگر از سرمایه داران ایران، بانک صنعت و معدن و فروشگاه های زنجیره ای کوروش را نیز بنیان نهاد.

سال 1356، ایران ناسیونال اعلام کرد که می خواهد “پیکان” را از خط تولیدش خارج کند، با شرکت پژو وارد شراکت جهانی شود و تولیداتش را به کشورهای دیگر صادر کند.

یکسال بعد، حاج محمود خیامی دستگیر شد، اموالش مصادره شد، همه دارایی ها، از جمله حساب های بانکی اش مسدود شد و خیلی محترمانه از کشور اخراج شد.

اگر فکر می کنید به آخر داستان رسیده اید، باید بگویم که داستان تازه شروع شده است!

حاج محمود خیامی به دلیل سابقه خوبی که در همکاری با شرکت مرسدس بنز آلمان داشت، از این شرکت اعتبار گرفت و در خارج از ایران، کارش را به عنوان فروشنده از صفر آغاز کرد.

به دلیل نبوغ اقتصادی که داشت، این بار هم موفق شد و اکنون خانواده او، یکی از نمایندگی های فروش مرسدس در انگلیس و آمریکا را دارد.

حاج محمود اعتقاداتی داشت که آنها را تحت تاثیر پول و قدرت قرار نمی داد.  برای همین، زمانی که تمام اموالش را از او گرفتند و از کشور اخراجش کردند، باز هم بر سر اعتقاداتش باقی ماند.  او با ثروتی که از فروش “مرسدس” در آمریکا به دست آورد، شروع به ساخت مدرسه در مناطق روستایی استان خود (خراسان) کرد و آنقدر به این کار ادامه داد تا به یکی از بزرگترین مدرسه سازان تاریخ کشور تبدیل شد.

خیامی در سالهای گذشته نه‌تنها 110 مدرسه به نام امام علی(ع) در روستاهای استان خراسان ساخته است، بلکه هشت مجموعه بزرگ آموزشی نیز به نام ثامن‌الائمه در مشهد احداث کرده است.خیامی ساخت هجده مجموعه کار و دانش را در استان خراسان به پایان رسانده که هجده میلیارد تومان هزینه دربرداشته است.

خیامی بخشی از ثروت خود در انگلستان را نیز صرف برگزاری همایش هایی برای گفتگو میان پیروان اسلام و مسیحیت کرده است.

بخش دیگری از ثروت خیامی هم به خرید اشیای عتیقه ایرانی در حراجی های بین المللی اختصاص یافته و بالاخره او، اکنون یکی از یاریرسانان به برنامه های فرهنگی ایرانیان در خارج از کشور است.

حاج محمود خیامی

زادروز ۱۳۰۸
مشهد
تابعیت ایرانی، فرانسوی
پیشه: کارآفرین، نیکوکار
لقب: پدر صنعت اتومبیل ایران
مذهب: اسلام، شیعه
جایزه‌ها: فرماندهِ رتبۀ امپراتوری بریتانیاسنکت سیلوستر (نشان رتبه پنجم)


 
 
شهرداریها بیکاری را افزایش می دهند و به زندگی شهروندان حمله می کنند
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱
 

شهرداریها بیکاری را افزایش می دهند و به زندگی شهروندان حمله می کنند

 

کد خبر: ۲۷۷۵۸۰- { تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۴}

صندوق بین‌المللی پول در جدیدترین گزارش خود از وضعیت اقتصادی کشورهای جهان رشد اقصادی اغلب کشورها را با کاهش پیش‌بینی کرد.

 

به گزارش ایسنا، صندوق بین‌المللی پول در این گزارش پیش‌بینی کرد رشد اقتصادی ایران از دو درصد در سال 2011 به منفی 0.9 درصد در سال میلادی جاری برسد ...

این وام دهنده جهانی در گزارش دورنمای اقتصادی جهان همچنین پیش‌بینی کرد که نرخ تورم ایران از 21.5 درصد در سال 2011 به 25.5 درصد در سال 2012 افزایش می‌یابد ...

 

در گزارش این نهاد جهانی، نرخ بیکاری در ایران 14.1 درصد در سال 2012 و 15.6 درصد در سال 2013 پیش بینی شده است. گزارش صندوق نرخ بیکاری ایران را 12.3 درصد در سال میلادی گذشته ذکر کرده است.

 

سالها است که بسیاری از متفکران به مقوله ی عقب مانده گی ایران پرداخته اند . اهمیت عقب مانده گی ایران به اندازه ای است که حتی رهبر انقلاب با نام گذاریهای مختلف از سال وجدان کاری تا سال حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی ... کوشش کرد که راهی بسوی پیشرفت و توسعه ی ملی باز نماید .

مقام رهبری تلاش بسیاری کرد که جامعه را بسوی پیشرفت بگشاید . ولی مقام رهبری هم نتوانست گشایشی در عقب مانده گی ایجاد کند . این معضلی سهمگین است که دلواپسی های مخوفی را برای جامعه ببار آورده است .

واکاوی و کاوش های بسیار نشان داد که :

نه تنها آن که هیچ طرح رائه شده توسط دولت به ساحلی سازنده نخواهد رسید ، بلکه نشانگر آن است که حتی اراده ی معطوف به عمل برخی از نهادهاهرگز راه به جایی نخواهد برد .

در عین حالی که مصیبت عقب مانده گی گذرگاهی نیست که نظام اجرایی کشوربتواند از آن معبر کشور را به کرانه های توسعه یافتگی رهنمون سازد . چرا ؟

 

همه ی ما به خوبی می دانیم که ، هر شخصی هنگامی که می خواهد در سازمان ، نهاد ، اداره ای ....مشغول بکار شود . ناچار است که با خودنمایی و بزرگ نمایی از آنچه هست ، خود را شیفته ی دو اتشه ، غرق شده در مبانی و اصول اعتقادی جلوه گر کند .

 البته این در شرایط کنونی ، خیلی دور از انتظار نیست ، در زمان شاه نیز چنین شخصیت هایی وجود داشتند که با تمام وجود برای شاه فقید کرنش می کردند . دستش را می بوسیدند و او را سایه ی خدا روی زمین می دانستند .

اینها کسانی بودند که برای یک نیم نگاه شاه حاضر بودند که ناموس – شرف – حیثیت و تمامی حرمت خود را فدای وی سازند .

 لازم است توضیح داده شود که به سبب ساختار کز و معوج سامانه های اداری و ساختار های شبه دولتی ، شهرداریهای در اقتصاد شهری به بزرگترین فاجعه در سقوط وضعیت کسب و کار تبدیل شده اند .

 شهرداریها در کلان شهرها به دو شیوه ی خاص باعث افول و انهدام مشاغل می شوند :

کمک های دولتی – مالی از حاکمیت اسلامی دریافت می کنند و برای خود دستگاه و بارگاهی رفیع می سازند.

1- رهبری اعتقاد کامل دارد که باید آزادی اقتصادی وجود داشته باشد و هر شهروندی توانایی تولید داشته باشد " نگاه کنید به :  مقام معظم رهبری : علت موجوده ی نهضت امام خمینی ( ر) و انقلاب اسلامی .. حل مشکلات مردم است . ( 1379)

اجرای اصل 44 قانون اساسی و کاهش مداخله گری و تصدی گری سازمان ها و سازمان های شبه دولتی باید اجرایی شود ( مقام معظم رهبری 1382)

2- شهرداریها با اخذ مالیات ، عوارض ، هزینه های پایان کار ، تخریب سکونتگاه ها و .... به پرستیژ و شخصیت جمهوری اسلامی لطمه زده و باعث می شود که کارکرد و کارآیی نظام مقدس جمهوری اسلامی و اهتمام رهبری در ایجاد اشتغال و حمایت از کار و سرمایه ی شهروندی از میان برود

اکنون مسائله ی مهم آن است که اینآ زاده هایی که با پارتی بازی – خویشاوند سالاری – ارتباطات سیاسی و باندی خود را به مناصب شهرداری برساند ، چرا از سیاست های کلی نظام اسلامی تبعیت نمی کنند و از آن فراتر باعث می شوند که میزان بیکاری – گرانی – فروریزی مشاغل در اقتصاد شهروندی فرو بریزد .

خیلی واضح است که وقتی که شهرداری میزان عوارض شغلی – هزینه های تجاری موقت بر مراکز کسب و کار – عوارض نوسازی را افزایش می دهد – زمانی که دائم از منابع مالی دلارهای نفتی برای ساخت شهرها آن هم به توسط عاملان خود استفاده می کنند ، چکونه ممکن است که کشور با سقوط در سهولت کسب و کار مواجه نگردد .

 این نیز بسیار شگفت انگیز است که این باند های وابسته به صاحب منصبان سیاسی – حزبی  با تمسخر کلیات کارکرد نظام کوشش بسیاری می کنند که هر لحظه بر افتضاح فرو ریزی کسب و کار بیفزایند .

چرا  دولت در این ماجرا وارد نمی شود و حداقل این فرصت را برای شهروندان ایجاد نمی کنند که توان اعتلای تولید کار و ثروت شهروندی  افزایش یابد ؟ آن هم در شرایطی که  تحریم های بین المللی– بحران های نظامی – فشار های بین المللی همواره به شهروندان فشار واردشده و پیوسته  قیمت تمام شده ی کالاها – هزینه ها – و...افزایش می یابد .

شگفت آن است که اگر چنین وضعیتی تدوام یابد به زودی کل اقتصاد ملی فرو ریخته و موج بیکاری به شورشی فراگیر تبدیل خواهد شد . معضلی که به درستی مقام معظم رهبری از آن آگاه است و کوشش می کند که به انواع شیوه ها این چالش ها را از میان ببرد . { ولی سازمان های شبه دولتی و دولتی – شهرداریهاو نهاد های اجتماعی بدان توجهی ندارند و حتی سعی می کنند که به بیکاری و نابودی معیشت شهروندی بیفزایند }