شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
قابل توجه شورای محترم اسلامی و شهردار محترم شهر میامی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳
 

آیا احداث سه سد در منطقه کالپوش به نفع کشاورزی منطقه

می باشد

هم اکنون زمین از لحاظ زیست محیطی، وارد دوران حساسی شده که نسبت به دو یا سه قرن پیش، در وضعیتی بحرانی است؛
دورانی که تطابق نداشتن نیازهای انسان امروزی با امکانات و منابع زمین، به چالشی
بزرگ برای بشر امروز تبدیل شده است.

با وجود تلاش های عمده برای طرح مسایل مربوط به آب در سطح جهان، مدیریت واقعی
منابع و مصرف آب، هنوز به تغییرات چشمگیری نیاز دارد که البته ایران نیز از این
امر جدا نیست.

میانگین بارش سالانه 250 میلیمتر در سال به نسبت 750 میلیمتر میانگین بارش جهانی،
محدودیت منابع آب شیرین در ایران، استحصال غیراستاندارد آب های زیرزمینی، افزایش
آلودگی منابع آب ناشی از پساب های خانگی، کشاورزی، صنعتی و غیره را شاید بتوان به عنوان اصلی ترین چالش های فراروی مدیریت پایدار منابع آب ایران شمرد.

بنا بر این برای غلبه بر این چالش ها، ساختار مدیریتی آب ایران، ناگزیر باید با توجه
به دیدگاه های مدیریتی جدید و در نظر گرفتن الزامات توسعه پایدار ـ فنی، زیست
محیطی، مالی، اجتماعی و اداری ـ برنامه های خود را به صورت ساختارمند ارایه دهد.

در این میان، ضرورت انکارناپذیر توجه به آب، به عنوان یکی از محورهای توسعه
پایدار، محصول تفکر نظام مدیریتی بشر امروز است. البته این توجه را باید در بخش
های گوناگونی همچون صنعتی، خانگی و کشاورزی، بازنگری کرد.

بخش کشاورزی با 92 درصد بزرگترین و مهمترین مصرف کننده آب در کشور به شمار می رود،
ولی بیش از 80 درصد منابع آب به دلیل بهره نبردن از تکنولوژی های پیشرفته آبیاری
در بخش کشاورزی هدر می رود.

به باور بسیاری از کارشناسان، چنانچه از 15 درصد اتلاف منابع آب در بخش کشاورزی
جلوگیری شود، دیگر شاهد کمبود و بحران آب نخواهیم بود.

در بخش خانگی نیز امروزه درباره آب، بیلان مصرف هر واحد را نداریم؛ برای نمونه،
مصرف آب آپارتمان ها و مجتمع های مسکونی، تنها با یک کنتور مادر و به صورت کلی
محاسبه می شود، در حالی که هر واحد مسکونی در هر مجتمع، باید دارای یک کنتور
جداگانه باشد.

از سویی، تعیین سقف برداشت از منابع زیرزمینی، نوسازی شبکه آب‌رسانی، پیش‌بینی منابع جدید، افزایش کنترل شده تعرفه آب و تغییر الگوی مصرف شهروندان هم در زمان عادی و هم در زمان‌های بحرانی، راهکارهای دیگری برای مدیریت درست استفاده از آب خواهد بود.



این در حالی است که برخی کارشناسان بر این باورند، اگر مدیریت یکپارچه‌ای در بخش
آب اعمال ‌شود، نگرانی آنچنانی از تأمین آب در اوضاع بحرانی و خشکسالی وجود نخواهد داشت.


همچنین بحث انتقال آب، یکی از شیوه ها و راهکارهای اعمال ‌شده در بخش منابع آب است که باید به عنوان یکی از راهکارهای مدیریت منابع آب مدنظر قرار گیرد.

همچنین باید این نکته را مدنظر قرار داد که این انتقال، باید به گونه ای باشد که
کمترین خسارت را به منابع آبی منطقه وارد کند.

ما با وجود فقر در منابع آبی با استفاده بیش از حد؛ اندک ذخایرمان را نیز غارت
کردیم حال باید تدابیری بیندیشیم که مجبور نشویم از آب فاضلاب بخوریم.

منابع آب هر کشوری ثابت است اما سال به سال بر جمعیت کشور افزوده شده و علم و تکنولوژی، بهداشت و زندگی شهری افزایش و در نتیجه مصرف بیشتر رواج می یابد.

منابع آب هر کشوری ثابت است اما سال به سال بر جمعیت کشور افزوده شده
و علم و تکنولوژی، بهداشت و زندگی شهری افزایش و در نتیجه مصرف بیشتر رواج می
یابد.

هر جامعه ای که بدون حساب و کتاب آب بیشتری مصرف می کند آب بیشتری
نیز آلوده می کند، اکنون توقع مردم از آب بالا رفته است در حالی که در گذشته برای
برای آب مصرفی خود از آب انبارها استفاده می کردند.

معضلات و چالشهای پیش رو :


ذخیره های آبی و کمیت آن

مقدار بارندگی و منابع آب کم است و ما از لحاظ آب فقیر هستیم زیرا  کشور ما درعرض جغرافیایی

 25 تا 40 درجه واقع شده و تحت فشار جنب حاره ای قرار دارد  که اگر این هوا به هر

منطقه ای بوزد نمی گذارد ابر تشکیل شده و بارندگی داشته باشد .

بارندگی در کشور ما یک سوم دنیاست و 95 درصد آب کشورنیز برای کشاورزی
مصرف می شود، حتی در گیلان و مازندران که آب فراوان است در اردیبهشت وخرداد
بارندگی کم می شود و در تابستان برای آبیاری مزارع برنج با کمبود آب مواجه می
شویم.

عدم استفاده بهینه از تکنولوژی

با عدم استفاده از دانش کارشناسی و بهروری از متخصصین در حوزه آب ما در کشور از تکنولوژی سوء استفاده کرده ایم، استفاده از اختراعات بشری هم مثل شیرآلات و شلنگ که سمبلهایی از تمدن بشر به حساب می آیند باعث شد مصرف آب افزایش
قابل توجهی داشته باشد.

انتقال آب از مناطق غنی به لحاظ منابع آبی به مناطق کم آب نیز از
جمله پیامدهای استفاده نادرست از تکنولوژی است (انتقال آب از کالپوش توسط ذخیره سازی سدها به شاهرود سمنان و میامی ) 

و همینطور انتقال آب از غرب پرآب و یا کارون به مناطق مرکزی و یا اصفهان باعث وخیم شدن اوضاع آبی هر دو منطقه شد.

در گذشته کارون و کرخه از رودهای پرآب کشور بودند که در آنها کشتیرانی می شد اما چون از تکنولوژی سؤاستفاده شده و انتقال آب صورت گرفته در حال حاضر در کارون سبزیکاری می شود و وضع آب شهری مثل اصفهان و یزد نیز بدتر از گذشته شده است زیرا این شهرها به کم آبی عادت کرده بودند واز میزان آبی که داشته بهینه مصرف می کردند اما با انتقال آب به یکباره کمبود آب رفع شد و زمان قطع این روال امکان صرفه جویی در آب سخت شد.

در کالپوش نیز هم اکنون به لحاظ آب گیری سدها شبکه آب رسانی خانگی دچار مشکل و معضل شده است و به دلیل فروکشی  سفره های زیر زمینی آب طی چند سال آتی از مزارع تولید گندم نیز شور ه زاری بیش نخواهد ماند

 

معضل حفر بی رویه چاه و احداث سدهای غیر کارشناسانه در ایران

 

حفر چاه های عمیق را دیگر عامل رساندن کشور به مرز بحران آبی می باشد در
گذشته قنات وجود داشت در حالی که حفر بی رویه چاه باعث سوء استفاده از آب و غارت آن شد.

درکشور با صدور مجوزهای غیر کارشناسی در خصوص  احداث چاه افراط شده است و بدلیل عدم نظارت بر ذخیره های آبی حتی حفر چاه های غیر مجاز نیز روند روزافزونی داشته و این به معنای آن است که بیش از حد و تا مرز تخریب از منابع آبی استفاده شده است و این به مثابه آن می باشد که بیش از حد مجاز پول قرض گرفته ایم.

همچنین در احداث سد نیز افراط شده است زیرا بدلیل سوءمدیریت در این حوزه و عدم تشخیصهای غیر کارشناسی هر جایی که مقداری آب وجود داشت سد ساخته شد و حال به جایی رسیده ایم که اکنون مسئولین؛ خود اذعان می کنند که اقدامات نادرست بوده است.

با احداث سد آب را از روستا ها به شهرها و صنایع گسیل داشته ایم صنایع و شهرها را آنقدر گسترش داده ایم که به بدترین شرایط امروز رسانده ایم و حال که این شهرها و صنایع به آب نیاز دارند توان تامین نیاز آبی شان را نداریم. و این اقدام علی رغم آنکه تولید وکشاورزی را نابود کرد آب هم به شهرها نرساند .

با احداث سد و کانال بروی آب های جاری کشاورزی را نابود کردیم و قوانینی وضع کردیم که در آبرسانی شهرها و صنعت باید در اولویت قرار گیرندو به این ترتیب تولید محصول را کاهش، کشاورزی را تعطیل و کشاورزان را نیز روانه شهرها کردیم.

آنگونه که مطرح است در جهان تولید و امنیت مواد غذایی طی 20 سال آینده به مخاطره می افتد در حالی که در ایران 2 تا 3 سال آینده امنیت غذایی با مشکل مواجه می شود تا جایی که امروز مجبوریم روغن، گندم و نهاده دامی را از خارج ذوارد کنیم و تمام این معضلات به این دلیل است که آب را برای کشاورزی محدود کرده ایم.

به تصور برخی از مدیران کشور توسعه یعنی افزایش سطح زیر کشت در حالی
که این اقدام عقب گرد است چون نشانه کشور پیشرفته در کشاورزی این است که سطح کشت را گسترش نمی دهد بلکه از همان میزان زمین زیر کشت بهره وری را گسترش می دهد.

از آنجا که در مقابل دیگر کشورها اقدام به احداث بی رویه سد کردیم،
خشک شدن تالاب و باتلاق ها نتیجه سدسازی های بی برنامه بود در حالی که در گذشته ابتدا از میزان آب موجود ابتدا سهم کشاورزی داده می شد سپس مازاد آب را به شهر و صنعت می دادند اما اکنون به بهانه پیشرفت درست برعکس عمل کرده اند.

در حال حاضر40 متر از سد کرج تبدیل به محلی برای رسوب گل شده و در آینده به روزی می رسیم که سدی وجود نخواهد داشت زیرا نمی توانیم گل و لای سد را
پاک کنیم و رسوب گیری و یا آبخیزداری حوزه بالادست انجام نمی شود.

سدها بلای جان روستاها و اکوسیستم آبی، دریاچه، باتلاق و همچنین عامل مهاجرت شده اند، آلودگی هوا و کمبود مواد غذایی از دیگر پیامدهای احداث بی رویه سدها هستند.

با توجه به آنکه دانش بومی ایران برای استفاده از منابع آبی کشور استفاده از قنات بوده است متاسفانه بدلیل سوء مدیریت و عدم استفاده از تجارب پیشینیان  شروع به احداث چاه های عمیق و نیمه عمیق کردیم،
حفر بی رویه چاه مثل این است که از پس انداز بیش از حد برداشت داشته باشیم و حال به جایی رسیدیم که از 600 دشت تعداد 300 دشت ممنوعه اعلام شده است.

 

200هکتاز زمین نمکزار نتیجه تاراج سفره های آب زیرزمینی

 

در گذشته با کندن 20 متر به آب می رسیدند اما اکنون این میزان به 350 متر رسیده است و در مناطقی مثل جهرم به 550 متر هم رسیده است و این بدلیل این است
که بیش از حد چاه احداث کردیم و سفره های آب زیر زمینی را تاراج کردیم تا جایی که
آب دریاچه ها فرونشست کرده آب چاه ها شور شده و 200 هزار هکتار زمین نمکزار شده است.

در حال حاضر دشت تهران سالی یک متر نشست می کند ضمن اینکه یکی از دلایل تکیدگی خطوط لوله گاز و آب، فرو ریختن ساختمان ها و یا کج شدن دکل ها همین مسئله کم آبی است.

اکنون سطح بیابان تا حدی گسترش یافته که به سختی می توان جلوی پدیده
هایی مثل گرد و غبار را گرفت زیرا در گذشته برای مقابیه با آن اقدام به کاشت گیاه
یا جنگل کاری می کردند اما اکنون آب برای اقدام به این کار وجود ندارد.

یادآوری این نکته نیز لازم است که با همه راهکارهایی که برای مدیریت منابع آب کشور در نظر گرفته می شود، راه درازی در پیش است که با توجه به آنچه گفته شد، اگر در شرایط موجود، رفتار و مدیریتی عاقلانه و هدفمند داشته باشیم، می توان به عنوان یک فرصت از آن بهره برداری کنیم، وگرنه بدون شک، با تهدیدی روبه رو خواهیم شد که آثار بد آن بسیار خواهد بود.

هم اکنون مدیریت شهری شهر میامی و مدیریت شرکت آب میامی نسبت به این اقدام نباید بی تفاوت بوده وبرای اینده کشاورزی منطقه کالپوش که  بخش عمده گندم استان را تامین می کند و همچنین برای بقای روند کنونی می بایست تدابیر جدی و علمی و عملی را اتخاذ کنند تا با چالشهای که با اینگونه اقدامات معظلات غیر قابل جبرانی پیش روی مردم و منطقه قرار نگیرد .

 

 


 
 
علت تخلیه و تخریب روستا ها چیست ؟
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳
 

    چگونه روستاها تخلیه و تخریب

                 می شوند

 


در زمان دولت سازندگی آقای هاشمی رفسنجانی با تلاش در آسفالت و بهینه سازی جاده های روستایی
دولت اقای خاتمی کوشش بسیاری کرد تا با افزایش

  • توان تولید کشاورزی
    دشواریهای زندگی روستا ییان را از بین ببرد 



در دولت های سازندگی و اصلاحات بود که به بسیاری از رانت خواران ؛ مجوز حفر و بهره برداری از چاه های عمیق با موتور های مکنده قدرتمند داده شد.



موارد بسیاری وجود دارد که این مجوزها تا چه اندازه ؛ باعث تخریب و فاجعه ی اقتصادی و تولیدی گردید .

    اما پس دوره ای کوتاه ؛ دولت نهم و دهم


با افزایش درآمد نفت ( جهش قیمتی و

کسب در آمد بیشتر از ۳۰۰ میلیارد دلار )

جنبش ساخت :


ورزشگاه مسجد استخر درمانگاه و

آغاز شد . همراهی این جریان با

افزایش کمک های دولتی


برای ساخت خانه در روستاها با استاندارد

های شهری بر ابعاد مصیبت افزود . { ۷۵


متر مربع این در حال است که سکونتگاه

روستایی محلی برای


فرآوری محصولات و تولید صنایع دستی و

دامی است . لذا محدودیت ابعاد

 منازل روستایی
باعث انهدام بخشی از تولید گردید . } · 

از این روی ؛ روستاییانی که تولید چشم گیری نداشتند ؛ ناگهان با حجم بزرگی از:
بدهی به بانک ها و
مواجه گردیدند

 در همان حال افزایش تحریم ها تصلب شریان های درآمدی دولت

 افزایش تبعیض میان شهر و روستا مهاجرت بیشتر جوانان روستایی

به شهرها و جامعه ی روستایی را با بحران عمیق ثروت و درآمد

روبرو ساخت .

بدین سان ؛ با فقدان تولید کافی عدم تولید ثروت
پدیدار گردید . و زمانی که ثروت روستاییان رو به زوال گذاشت . این حادثه با بحران مالی
شدید درتولید ( افزایش قیمت سم ؛ بذر ؛ سوخت ؛ ماشین آلات کشاورزی ؛ خدمات حمل و نقل و....) 
  همراه شد ؛ آنچنان که ناگاه ثروت روستاییان از میان رفت .

{ثروت در آمدی تبدیل به فقر در آمدی گشته و در نهایت این فقر در آمدی
فقر ثروتی- را پدید آورد. و لذا راهی غیر از خروج جمعیت مازاد از روستا
ها باقی نماند . }

از این روی هنگامی که ثروت در آمدی روستا ییان از بین رفت و فقر در
آمدی بجای آن نشست . بتدریج فقر در آمدی مکش در فقر ثروتی را آغاز کرد .

( فقر درآمدی عبارت است از افزایش هزینه نسبت به درآمد
فقر ثروتی عبارت است از مجموعه ی اموالی که یک نسل را برای طول عمر
خود ایمن و بسامان نگه می دارد . هر گاه که فقر درآمدی زیاد شود . مردم از ثروت
های آینده ی خود بر داشت می کنند و با فروش آنان ارتزاق می کنند . چنین روندی
منجر به چالش و بحران عظیم اقتصاد معیشتی و ناآرامی روانی بیشماری می گردد )

بدین سان در حالی که در طی حدود ۳۵ سال جمهوری اسلامی شعار عمده- حمایت
از فقرا ؛ مستضعفین ؛ طبقات فرودست و
بود .
در عمل کشور با رشد ۱۲ میلیونی حاشیه نشینان شهری ( مهاجران روستایی ) مواجه گشت .
روندی که در شهر ۲ میلیونی مشهد مقدس ۷۵۰ هزار نفر حاشیه نشین و بد مسکن را تولید کرد .
یعنی بیش از ۳۰ درصد رشد زاغه نشین و مهاجر


این روندی است که قطعا با آنچه که اهداف و اصول جمهوری اسلامی نامیده می شود در
تضاد کامل است .

با این حال ؛ اینک حدود
٪۲۳ جمعیت کل ایران
که در روستا ها زندگی می کنند ؛ با فاجعه ی مرگبار انهدام مطلق دست به گریبان هستند