شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
ریشه و وجه تسمیه نامم شهر میامی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۳
 

ریشه نام میامی

میامی یعنی جای پرورش انگور

این نام به صورتهای مختلف درآمده وتغییر یافته است :

1- میم بند2- میمند-3- میمد4- میمه5 - می می 6- میامی

میم بند : شاید نام نخستین شهر میامی (میم بند) بوده است.

میم به معنای درخت انگور وپسوند بند به معنی محل پرورش دادن است پس میم بند یعنی جای پرورش انگور (تاکستان)

در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد 41 درباره واژه مَی مَی چنین آمده است :

میامی از نظر لغوی به معنای مَی مَی است واین واژه از این جهت به کاررفته است که در این ناحیه انگور فراوان به دست می آورند و در زمانهای قدیم حدود 800سال پیش از این انگور شراب فراوان به دست می آوردند.

شاید نام قدیم یا نام اصلی این شهر« میمِد » بوده است واهالی با لهجه محلی آن را « مَی مَی » تلفظ کرده اند ، زیرا هم اکنون کلمه بیامد را « بیامی » تلفظ می کنند.

این گونه می نماید که نام میامی از آغاز روزگار قاجار به این صورت تغییر یافته است.

و دیگر سخن که نزدیک به مطلب فوق است تحقیق شادروان محمد اسدی است که رحمت خدایش بر او باد .

 

باتحقیقاتی که انجام شده است ،مشخص گردیدکه نام شهر((میامی))متاثر ازعامل

اقتصادوشیوه کشاورزی است.

این نام به صورتهای مختلف درآمده وتغییر یافته است:1-میم بند2-میمند-3-میمد4-

میمه5-می می6-میامی

 

1ـمیم بند:احتمال می رود که نام اولیه شهر میامی (میم بند)بوده است.

 

میم به معنای درخت انگور وپسوند بند به معنی محل پرورش دادن است ،ودر نتیجه میم

بندیعنی محل پرورش انگور (تاکستان) ،به همین جهت نام این شهر ریشه کشاورزی

دارد.

 

2ـمیمند:به نظر میرسد کلمه میم بندرا به صورت (میمند)به کار برده اند.پس از تحقیق

در این واژه مشخص گردید که این نام تنها یکبار در سفرنامه سدید السنطه آمده است:

 

((....در گنبددیگر {در وسط قبرستان میامی}آثار دو قبر پیدابود ودر دیوار آن سنگ

سیاهی منصوب ودر آن بعداز یک کلمه (ناخوانا) حمدیّه است:صاحب این بقعه شریف

یوسفعلی میمندی در سنه 960قمری...))

 

اما اکنون این سنگ درون گنبد نیست وگویا در زمانی نامعلوم آنرا خارج کرده اند.این واژه

در جاهای دیگر دیده شده است،از جمله در جلد46لغت نامه دهخدا،درباره این واژه

چنین آمده است:

 

ـمیمند{م َ یا مِ یْ}(اِ)ـ(اِخ) ـقصبه ای است از مضاعف غزنین ...موضعی به غزنین

وازآنجابوده خواجه احمد حسن میمندی وزیر سلطان محود غزنوی ـوعنصری از تعریف باغ

وخانهاوقصیده ای ساخته واز آنجاست که گفته:

 

بدان صفات به میمند باغ خواجه ما      که کدخدای جهان است وسیداحرار

 

-میمند،نام قریه ای به غزنه میان بامیان وغور ،واحمدبن حسن میمندی وزیر سلطان

محمود غزنوی از آنجاست.

 

میمند:) اِخ)دهی است مرکز دهستان میمند،بخش شهر بابک شهرستان یزد.(فرهنک

جغرافیایی ایران جلد10)

 

میمند: نام یکی از دهستانهای هفت گانه بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد(فرهنگ

جغرافیایی ایران جلد7)

 

میمند:(مَ یا مِ)(اِخ):ولایتی است در فارس ،گرمسیر در آن هرنوع میوه باشد.

 

میمند:(مِ ثی یامَ ثی)(اخ):دهی است از دهستانهای بویر احمدسرحدی بخش کهکلویه

شهرستان بهبهان(فرهنک جغرافیایی ایران جلد6)

 

3-میمد:در حدود پانصد سال قبل میامی را((میمد))می گفتندودر اسناد محلی این نام آ

مده است.ازجمله در وقفنامه کلاته دزی نام این شهر را میمدنوشته اند:

 

((....تمامی شش دانگ شایع کامل از کلاته موسومه به مرجان از توابع ونواحی قریه

((میمد))از ولایات بسطام من لایات خراسان ...))

 

ودر سطر دیگر وقفنامه آمده است:

 

((... قنات جاریه که مصبّ آن به کلاتچه دزی مذکور ومنبع آن کوهی است معروف به

کوه میمد...))

 

ودر سطرهای دیگر این وقفنامه این اسامی ذکر شده است:

 

((مرحوم شیخ شمس الدین محمد المیمدی، خواجه عبد الولی میمدی، اسماعیل بن

بایزید میمدی، خواجه باباعیسی میمدی، خواجه امیر محمدمیمدی...))

 

میمد:در کتاب مسالک وممالک ابن خرداد به،درباره فاصله راههای قومس می نویسد:

((...ازبدش(بدشت) تامیمد 12فرسخ از میمد تا هفتگذر 7فرسخ...)

 

4ـمیمه: فریزر این واژه رادرسفرنامه زمستانی صفحه 243به کار برده است ومترجم

کتاب آقای منوچهر امیری در حاشیه می نویسد:((منظور نویسنده میامی است)) این

واژه در موارد دیگر به کاررفته است:

 

میمه:دهی است از بخش زرین آبادشهرستان ایلام(لغت نامه دهخدا)

 

میمه:نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان (لغت نامه دهخداجلد 41صفحه 324)

 

میمه:دهی است از دهستان کوهپایه بخش نوبران،شهرستان ساوه.

 

5-مَی مَی:در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد 41درباره این واژخ چنین می نویسد:

 

((...میامی از نظر لغوی به معنای مَی مَی است واین واژه از این جهت به کاررفته است

که در این ناحیه انگور فراوان به دست می آورندودر زمانهای قدیم به حدود 800سال

پیش می رسد از این انگور شراب فراوان به دست می آورند...)

 

توضیح:به نظر میرسد نام قدیم یانام اصلی این شهر((میمد))بوده است واهالی بالهجه

محلی آن را((مَی مَی))تلفظ کرده اند،زیرا هم اکنون کلمه بیامد را ((بیامی)) تلفظ می

کنند.

 

برای قیاس دقیق تر ، کلنات را بخش بخش زی هم می نویسیم:

 

بیامد:ب+یا+مد،با لهجه محلی تلفظ می شود:ب+یا+((مَی)).

 

میمد:مَی+مَد،با لهجه محلی تلفظ می شودمَی+((مَی)).

 

بنابر این محلی ها همان کلمه میمد را ((مَی مَی)) تلفظ می کرده اند.(کتاب نگاهی به

میامی مرحوم محمد اسدی)

 

شادروان محمد اسدی می گوید:به یاد دارم تقریبا در سالهای 1335یا1336شمسی

مردان کهنسال ابراهیم آباد ازجملع ((محمدمقیم میرزایی)) که بزرگ آبادی بود میامی را

((مَی مَی)) تلفظ می کرد.

 

6-میامی:که نام امروزی شهر میامی است،به نظر می رسد از اوایل دوره قاجاریه به

این صورت تغییر یافته است.

 

لغت نامه دهخداجلد46درباره واژه(( میامی)) چنین می نویسد:

 

میامی نام یکی از بخشهای سه گانه شاهرود است،قصبه مرکزی بخش یامی

شهرستان شاهرود است.

 

...میامی دارای بیست باب دکان ودوگاراژ وپنج کاروانسرا(منظور بار اندازهای قدیم می

باشد)ادارات بخشداری ،ژاندارمری،بهداری،فرهنگ وآمار است.در ذیل مطالب بالا از قول

ملک اشعراءبهار این دو بیت شعررا نوشته است:

 

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم      با چنگ رباب ،می پیاپی زده ایم

 

زاهد تومده زحمت خود خجلت ما      در محفل ما،میا،میا،می زده ایم

 

ولی آقای عبدالرفیع حقیقت در صفحه 257تاریخ قومس همین دو بیت شعررااز قول

ابوالحسن میرزاحیرت(شیخ الرئیس) به این صورت نوشته است:

 

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم      با بربط و نی، رطل پیاپی زده ام

 

ای شیخ مده زحمت خود خجلت ما      در خیمه ما،میا میا،می زده ایم

 

این واژه در جاهای دیگر به کاررفته است:

 

میامی :دهی است ازدهستان پایین ولایت بخش فریمان،شهرستان مشهد(ازصفحه 39

-جلد46-دهخدا)

 

(کتاب نگاهی به میامی زنده یاد محمد اسدی)