شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
زنان نخستین کشاورزان ایرات زمین
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥
 

 

 

هزاران سال پیش در منطقه ی خاورمیانه  - ایران - « زنان نخستین کشاورزان » جهان شدند . متعاقب آن ایزد بانو ها به عنوان نماد های تولید غذا ، تولید ثروت خانوار ، سازنده ی صلح با توزیع منصفانه ی غذا و دارایی  ، باروری و برکت در جهان باستان  مطرح شدند .

 

هزاران سال پیش در منطقه ی خاورمیانه  - ایران - « زنان نخستین کشاورزان » جهان شدند . متعاقب آن ایزد بانو ها به عنوان نماد های تولید غذا ، تولید ثروت خانوار ، سازنده ی صلح با توزیع منصفانه ی غذا و دارایی  ، باروری و برکت در جهان باستان  مطرح شدند .

آنچه که در این سازوکار بسیار حیاتی است ، نقش زنان در نخستین روند بهره وری از محیط طبیعی و کشاورزی است . به تعبیر دیگر « زنان » نخستین انسان هایی بودند که به اهمیت محیط زیست در تغذیه  ، بهبود معیشت خانوار ، نوع پوشش گیاهی و .... پی برده و به آن توجه کردند .

افزایش جمعیت و کاهش مقدار شکار ، در طول دوران بعدی – عاملی بود که – مردان از شکار و دامداری به زندگی کشاورزی روی اوردند و پس از صد ها سال به اهمیت محیط زیست به عنوان « هسته ی تولید غذا و معیشت خانوار  » توجه کردند .

اهمیت این حادثه ی تاریخی در روند « آشنایی با طبیعت ، استحصال غذا از زمین ، حفاظت از مناطق سرزمینی ، .... » از آن جهت ارزشمند است که زنان بیش از مردان به تولید غذا و حفاظت از پوشش گیاهی توجه داشته و این روند تاریخی را در طی اعصار و قرون به عنوان خصیصه ایی ارزنده حفظ کرده اند .

مطالعات میدانی درشهر میامی نشان می دهد که « زنان زمان و مدت بیشتری در نگهداری و حفاظت از مزارع ، کشت زارها ، باغ ها ، ...» صرف می کردند .

 نوع « انگیختگی و امتزاج » زنان با طبیعت که با هویت هستی در آفرینش و تغذیه ی بوته های کم عمر  ( همچنان کودکان و شیرخواره گان   ) عجین است .، می تواند نقش مهمی در خود انگیختگی و نهادینه سازی فرهنگ زیست محیطی زنان  داشته باشد .

ولی ، آنچه که بحران زیست محیطی را « هم اکنون در منطقه ی خاورمیانه و کشور ایران » افزایش داده است ، بحران های منطقه ایی است .

ریزگردها – ذرات گرد و غبار شیمیایی ، اتمی – تغییرات اقلیمی – خشکسالی و افزایش املاح معدنی در سطح زمین – توفان های منطقه ی پرفشار عرض های 30 درجه – شکل گیری خرده اقلیم های شهری که موجب پیدایش هسته های کم فشار حاشیه شهری شده و توفان های ناحیه ایی را افزایش می دهد – توزیع و تزریق بنزین  و سوخت های فسیلی آلاینده – استفاده از کالاها و مواد شیمیایی بدون کیفیت چینی ، روسی – تمرکز بر گزاره های کوتاه مدت سیاسی – رفتار بدوی و غیر مسئولانه ی مدیران سرزمینی در قبال اکوسیستم حیاتی–فقدان فرهنگ بهره وری از مواهب سرزمینی – تفکر خانه کلنگی حاکم بر آمایش سرزمینی – فقدان مدیریت اکوسیستم های طبیعی – جنگ ، مهاجرت ، افزایش تراکم زیستی – عدم استراتژیهای فرا دولتی ، فرا میلیتی در منطقه – ناتوانی دیپلماسی زیست محیطی – رقابت های سیاسی منجر به ویرانسازی محیط سرزمینی - ....

از جمله بخش کوچکی از بحران اکوسیستمی سرزمین ایران و منطقه است . این بحران در طی سالیان اخیر با وقوع جنگ های گسترده تشدید شده تا بدانجا که « ویران سازی اکوسیستیمک و حتی فروپاشی تمدنی » را به عنوان پیامدی مرگبار به ارمغان آورده است .

در چنین « گسترده ایی از نا امنی و مصیبت » مهاجرت های ملی و تحولات جمعیتی عاملی شده که « بقا – ادامه ی زندگی – حفظ جان » مهمتر از توجه به اکوسیستم و زیست محیط شود . زیرا « روند نگهداری و پایداری زیست محیطی – پروسه ایی طولانی مدت و راهبردی است . در حالی که حفظ جان شهروندان سازوکاری کوتاه مدت و بشدت – آنی – می باشد . »

در چنین « فضای مخوف  برای زندگی و بقا » در منطقه ی خاورمیانه { که قطعا سرریز و توسعه ی مصیبت آفرینی } را  به سوی سرزمین ایران روانه  می سازد .

مسائل زیست محیطی – اکوسیستمیک – باید به عنوان « چشم اندازی در امنیت انسانی » فراتر از باورهای ناحیه ایی ، به رویکردی منطقه ایی تبدیل شود .

به تعبیر دیگر :

زیستگاه انسانی و اکوسیستم از مفاهیم « جامعه ی شهروند جهانی  » است  ، که ناظر بر مالکیت عمومی جامعه ی جهانی و سازوکاری فرا مرزی است . بدین لحاظ ، شیوه ی تعامل و ارتباط هر ناحیه در گستره ی زیست محیطی ، تنها اثری بر مناسبات منطقه ایی ندارد ، بلکه پهنه ی تعامل آن جهان شمول بوده و رفتاری بین المللی را پیوست دارد .

در همین چشم انداز – مسائل زیست محیطی و اکوسیستم انسانی –بیش از آنچه « نگاره ایی سخت افزاری در حوزه ی پاسداشت و پایش سرزمینی » باشد ، مفهومی در ارتباط با منافع شهروندی و امنیت گسترده ی انسانی است .  امنیت منافع شهروندی بیان می کند که « در گدشته – حال – آینده » چه سازوکارهایی قابلیت بحران زایی زیست محیطی و چه فرصت هایی باعث نهادینه سازی ارزش های فرهنگی حفاظت و نگهداری از محیط زیست می شود .

اکنون ادراک شهروندان جهان معطوف به این اصل مهم است که « راهبرد های توسعه ی فرهنگ حفاظت از ثروت زیست محیطی » دارای چه خصلت های پسندیده و نظرگیری است ، بدان سان که شهروندان هر ناحیه ایی با اتکا به توانایی تولید ثروت ، قابلیت بهبود مناسبات زیست محیطی را بیابند . 

بدین لحاظ ، مسائل زیست محیطی در پهنه ی سرزمینی ایران – اراده ی معطوف به عملی منطقه ایی و دیپلماسی فعال جهانی – را طلب می کند .


 
 
امنیت غذا بحران 2020
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٥
 

قابل توجه مدیران ارشد شهر میامی

ایا شهرستان میامی به عنوان قطب تولید گندم استان سمنان نباید دارای سیلوی نگهداری و ذخیره سازی گندم باشد ؟؟

نگاهی به افق تولید گندم و بحران سال2020

 امنیت غذایی و نقش گندم

     از دیدگاه سیاست‌های تغذیه‌ای جامعه، مفهوم عمیق خودکفایی محصولات زراعی، از یک برداشت ساده تولید انبوه تعدادی از محصولات کشاورزی، فراتر رفته و عبارت است از برقراری قدرت تولید ترکیبی از مواد غذایی در اقتصاد کشور که قادر به جوابگویی نیازهای فیزیولوژیکی و بهداشت سلامت افراد جامعه باشند.

 امنیت غذایی و جایگاه گندم در افق 1400 ایران

    در برآورد نیاز غذایی جمعیت رو به رشد کشور به گندم، در سال 1400، عوامل گوناگونی از جمله درآمد سرانه، نرخ متعادل‌تر شدن توزیع درآمد و تغییرات الگوی رژیم غذایی خانوار تأثیرگذار می‌باشند. زیرا به هر میزان که درآمد سرانه کشور افزایش یابد و توزیع درآمد متعادل‌تر گردد، به همان میزان خانوارهای ایرانی از قدرت خرید بیشتری برخوردار خواهند شد و الگوی تغذیه روزانه خود را به سمت ارزش غذایی بیشتر در سبد مصرفی- به طور مشخص افزایش درصد پروتئین- تغییر خواهند داد و در سفره روزانه، نان را به وسیله مواد پروتئینی از جمله گوشت، جایگزین خواهند کرد.

    اما تجربه نشان می‌دهد که در دوره 20 ساله گذشته، درآمد سرانه کشور روند کاهشی داشته و توزیع درآمد در جهت عدم تعادل بوده است. چشم‌انداز آینده اوضاع اقتصاد کشور- لااقل در شرایط کنونی و در کوتاه مدت- نیز نشان از وقوع تغییرات عمده در شاخص‌ها ندارد. زیرا چنانچه برنامه سوم توسعه با موفقیت کامل روبرو شود و نرخ 6 درصدی رشد پیش‌بینی شده حاصل گردد، فقط شرایط موجـود حفظ خواهد شـد. مگر آنکه

ایران مانند سال‌های (76-1373) با یک معجزه اقتصادی مواجه گردد.

    لذا با توجه به مجموع شرایط یاد شده، نیاز جمعیت کشور به گندم در سال 1400 برآورد و در جدول 4-3 نشان داده شده است.

    در دوره (73-1362)، میانگین نرخ رشد سالانه سرانه مصرف گندم کشور، معادل 7/1% بوده است. اگر نرخ رشد مصرف سرانه گندم همان 7/1% فرض شود و میانگین رشد سرانه درآمد نیز در محاسبات لحاظ گردد و سطح استاندارد کیفیت ارزش غذایی کنونی حفظ شود و تنزل پیدا نکند، چنانکه مشاهده می‌شود، در سال 1400 کشور برای تأمین فیزیکی غذایی جمعیت، سالانه به 2/22 تا 23 میلیون تن گندم نیاز دارد. با در نظر گرفتن نرخ رشد بخش کشاورزی در 20 سال گذشته- در صورتی که این نرخ رشد حفظ شود و تنزل پیدا نکند- در سال 1400 تولید داخلی گندم به 13 میلیون تن افزایش پیدا خواهد کرد و در خوش‌بینانه‌ترین شرایط، دولت سالانه مجبور خواهد بود تا قریب به 2/9 تا 10 میلیون تن گندم به ارزش 1980 میلیون دلار از خارج وارد کند که این رقم معادل 2/13% کل درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام کشور خواهد بود.

    آمار نشان‌دهنده این موضوع است که در سال 1378 تولید داخلی گندم قریب به 8/10 میلیون تن و واردات گندم در حدود 6 میلیون تن بوده است.

 

جدول 4-3- برآورد نیاز جمعیت کشور به گندم در سال 1400 و نسبت وابستگی

سال

جمعیت کل کشور

مصرف سرانه (Kg)

نیاز به گندم

تولید داخلی گندم

وابستگی واردات

فرض اول

فرض دوم

فرض اول

فرض دوم

فرض اول

فرض دوم

1380

66

9/67

177

7/11

7/11

12

8/9

9/1

2/2

1385

3/72

6/74

192

8/13

8/13

3/14

2/11

6/2

1/2

1390

9/78

6/81

208

4/16

4/16

9/16

8/11

6/4

1/5

1395

8/85

8/88

225

3/19

3/19

98/19

4/12

9/6

6/7

1400

5/92

2/96

240

2/22

2/22

23

13

2/9

10

مأخذ: راه نوین توسعه سبز،‌ص 111

 

    به این معنی که سرانه مصرف گندم، اعم از مصارف انسانی و غیرانسانی، باید در حدود 261 کیلوگرم محاسبه شود. چنانچه شاخص‌‌های گندم در سال 1378 مبنای محاسبات قرار داده شود، به این ترتیب در سال 1400 نیاز کل به گنـدم 6/26 میلیـون تـن

خواهد بود که در حدود 6/13 تن آن به ارزش 7/2 میلیارد دلار معادل 18% از درآمدهای صادرات نفت خام باید از طریق واردات گندم تأمین گردد.

    فرض دیگر این است که وزارت کشاورزی تصمیم بگیرد تا نیاز گندم کشور در سال 1400 را از طریق افزایش تولید داخلی تأمین کند. در چنین شرایطی اگر همچنان روش غیرعلمی توسعه کشاورزی از طریق شیوه «تولید گسترده1» دنبال شود. با لحاظ داشتن عملکرد در هکتار گندم در دوره 25 ساله گذشته، قریب به 12 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی کشور باید فقط به تولید داخلی گندم اختصاص داده شود که این امر به دلایلی چند از جمله کمبود منابع آب کشور، امکانات فنی بخش کشاورزی و همچنین اقتصاد کشاورزی امکان‌پذیر و معقول نیست.

    برآوردهای وزارت امور اقتصاد و دارایی نیز نشان می‌دهد که در سال 1400، شکاف بین نیاز و تولید داخلی گندم به دو برابر خواهد یافت و شیوه کنونی تولید به هیچ وجه قادر به توسعه و تأمین نیاز جمعیت به گندم در این سال نیست.

    با توجه به مجموع مطالب یاد شده، کلیه شواهد و قراین نشان از آن دارند که در سال 1400 چنانچه وضعیت به همین منوال تداوم یابد، کشور با بحران امنیت غذایی روبرو خواهد شد و درآمدهای نفتی فقط کفایت گذران روزمره امـور کشـور و سـیر کردن فیزیکی جمعیت را خواهد کرد که این امر نیز در جایگاه خود به مفهوم عدم امکان سـرمایه‌گذاری و گسترده‌تر شدن فقر عمومی است.

 

   وضعیت جهان در سال 2020 میلادی

    به طوری که از جدول 5-3 برمی‌آید، سرانه تولید جهانی گندم بین سالهای 1989 تا 1997 با 4/12% رشد منفی مواجه بوده است که با در نظر گرفتن نرخ رو به رشد جمعیت جهانی، شکاف بین تولید و نیاز جهانی به گندم تشدید شده است. این شکاف عمدتاً از کاهش فراوانی عوامل تولید، افزایش سرانه مصرف و خشکسالی‌های پیاپی- به خصوص در دو قاره آفریقا و آمریکای لاتین- ناشی شده است .

تولید جهانی گندم در سالهای منتخب (ارقام به میلیون تن)

ردیف

قاره یا کشور

1989

1990

1991

1997

1

آسیا

196

201

205

243

2

آفریقای مرکزی

7/17

7/14

7/13

9/22

3

آمریکای مرکزی

2/4

4

4/4

-

4

آمریکای جنوبی

6/15

9/16

19

22

5

آمریکای شمالی

8/86

6/107

80

4/95

6

اروپا

7/132

8/130

9/127

-

7

شوروی سابق

7/87

6/109

3/92

-

8

اقیانوسیه

10

3/15

3/14

6/13

9

کانادا

6/29

25

8/29

3/24

10

کل تولید جهانی

3/580

6/529

8/546

5/601

11

کل سطح زیر کشت جهانی گندم (هزار هکتار)

226893

231576

222807

228336

12

کل جمعیت جهان (میلیون نفر)

4837

4934

5033

5637

13

سرانه تولید جهانی گندم

9/119

120

6/108

7/106

مأخذ: راه نوین توسه سبز، ص 19.

 

    مطالعات دموگرافی نشان می‌دهند که قریب به 200 هزار سال طول کشیده است تا در سال 1650 میلادی جمعیت جهان به 545 میلیون نفر برسد و قریب به 300 سال طول کشید تا در سال 1950 میلادی جمعیت جهان به 2501 میلیون نفر رسیده است، اما در مدتی کمتر از 35 سال- یعنی در سال 1985- جمعیت جهان با یک نـرخ رشـد انفجاری از مرز 4740 میلیون نفر گذشت.

    طبق برآوردهای کارشناسان سازمان ملل متحد در سال 2020، جمعیت جهان به حدود 9 میلیارد نفر افزایش پیدا خواهد کرد و نقطه ثقل نرخ انفجاری جمعیت نیز عموماً در سه قاره آفریقا و آسیا و آمریکای لاتین متمرکز خواهد بود که از نظر فراوانی عوامل تولید، جامعه جهانی در تولید مواد غذایی مورد نیاز جمعیت با مشکل مواجه خواهد شد. بررسی‌های آماری نشان می‌دهند که نسبت تراکم جمعیت در سال 1650 میلادی قریب به 5/3 نفر در هر کیلومتر مربع، در سال 1950 قریب به 9 نفر در هر کیلومتر مربع و در سال 1985 قریب به 32 نفر در هر کیلومتر مربع بوده است. در حالی که در سال 2020 نسبت تراکم جمعیت به 60 نفر در هرکیلومتر مربع افزایش خواهد یافت که بالطبع نه تنها بخش قابل توجهی از زمین‌های قابل کشت، برای ساخت و ساز تأسیسات زیربنایی و مسکن مورد نیاز جمعیت متراکم، تغییر کاربردی پیدا خواهد کرد، بلکه میزان مصرف انسانی آب نیز افزایش پیدا خواهد کرد و طبق مطالعات سازمان ملل از اوایل دهه 2020، در پیامد تغییرات جوی ناشی از آسیب‌دیدگی لایه ازن، طلیعه خشکسالی‌های بزرگ و بحران آب پدیدار خواهد شد.

    در سال 2020 با در نظر گرفتن مجموع شرایط، از جمله موارد یاد شده و تخریب اراضی کشاورزی، چنانچه برنامه‌ریزان بخواهند فقط وضع موجود ترکیب نیازهای غذایی جهان به گندم را حفظ کنند و جامعه جهانی فقط با حفظ همین استانداردهای ارزش کیفیت غذایی نامطلوب، بخواهد جمعیت رو به رشد جهانی را با گندم، به عنوان ارزان‌ترین و مناسب‌ترین ماده غذایی سیر کند، با احتساب حداقل سرانه مصرف انسانی این کالای پراهمیت غذایی که در حدود 100 کیلوگرم است- میزان تولید جهانی گندم باید به 900 میلیون تن افزایش یابد.

    در همین راستا بسیاری از کشورهای توسعه یافته صنعتی، مثل ژاپن و برخی از کشورهای در حال توسعه از جمله مصر، ترکیه، سوریه و عربستان سعودی، از اواسط دهه 1980، با بینش و آگاهی به موقع از شرایط شدیداً بحرانزای امنیت غذایی در دهه دوم قرن 21، با به اجرا گذاشتن برنامه‌های اصلاحات کشاورزی به دستاوردهای نسبتاً موفقیت‌آمیزی در تأمین غذایی جمعیت خود در اوایل قرن 21 نایل آمده‌اند. اما بسیاری از کشورهای دیگر در حال توسعه، هنوز به واقعی بودن خطر بحران در پیش رو از نظر امنیت غذایی، پی نبرده و همچنان به واردات گندم وابسته‌اند.

    کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که در دهه 2020میلادی، گندم به عنوان یک کالای کالای کمیاب در بازار بورس کالاهای اساسی با نوسان‌های شدید قیمت روبرو خواهد شد و کشورهای تولیدکننده عمده، گندم را با یک نوع «شوک درآمدی» نظیر شوک نفتی 1973 (برای تولیدکنندگان نفت) مواجه خواهند کرد و برعکس کشورهای کم محصول و شدیداً وابسته به واردات گندم، مجبور خواهند بود تا منابع معدنی خود را (از جمله نفت) با گندم و آب معاوضه کنند.