شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
٢٢ ابانماه روز ملی نان و جشنواره نان در دانشگاه الزهرا
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٥
 
Sent from my iPhone تان در سفره مدنیت و فرهنگ ایران زمین مصطفی پزشکی موسسه تخصصی گندم و نان نان قوت غالب شهروندانی ایرانی در هزاران سال مدنیت و تمدن ایرانی بوده است . زیرا بی گمان شهروندان فلات ایران زمبن نخستین کاشفان این غذای اهورایی بودند . غذایی که به همراه خود اعتبار و پسند های بسیاری به ارمغان اورد . شاید از همین چشم انداز است که بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر اساس نوع غذا و تنوع منابع غذایی و شیوه های تولید و مصرف غذا می توان به هویت ، اعتبار تاریخی و ارزش های یک ملت در هماهنگی با محیط پیرامونی اش دست یافت . انچه که ارزش واکاوی نان رادر گستره فرهنگ ایرانی سزاوار کرده است : خلاقیت های مدنی . تمدن سازی . ابداعات و ارزش های هزاران ساله پیرامون نان به عنوان غذای اصلی شهروندان ایرانی است . مادامی که اخرین قطره اب از ژرفای فنات های کویر و فلات بیرون می اید .... مادامی که واپسین مشت گندم به نام پرودگار به زمین افشانده می شود و تا هنگامی که اخرین ایرانی ، تکه های نان پاشیده بر خیابان را با احترام گرداوری می کند و تا موقعی که به بیش از 50 شیوه نان را مخاطب می سازند و از تان تا نو .. و از نون تا نین در زبات و ادب پارسی بکار می رود همچنان نان با فرهنگ پر شکوهش از مرز های ضرورت غذایی تا کشاورزی اثر گذار و پر شتاب خواهد بود علی رغم همسانی در توزیع شبکه های دولتی و نابسامانی مدیریت سبک زندگی بدون توجه به نوع آردی که دولت ها به اجبار توزیع می کنند در هر منطقه از سرزمین ایران رنگ و بوی فرهنگ محلی به خود می گیرد و از همه مهمتر شهروندتن ایرانی از ارد های فرانسوی و روسی .... با خلاقیت بسبار از نان کلمبه تا اش جوشبره فراوری می کنند . شهروندان ایرانی بی هیچ تردیدی همچنان به نانوا و نان احترام می گذارند و در ورا تحولات در سبک زندگی از بریدن نان با کارد و ... ابا می کنند و گاه با صدای بلند نیایش می کنند : الهم اکرم الخبز زیرا به درستی می دانند ان که گندم می کارد راستی می http://gandomgool.blogfa.com/
 
 
٢٢ ابانماه روز ملی نان و جشنواره نان در دانشگاه الزهرا
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٥
 
Sent from my iPhone تان در سفره مدنیت و فرهنگ ایران زمین مصطفی پزشکی موسسه تخصصی گندم و نان نان قوت غالب شهروندانی ایرانی در هزاران سال مدنیت و تمدن ایرانی بوده است . زیرا بی گمان شهروندان فلات ایران زمبن نخستین کاشفان این غذای اهورایی بودند . غذایی که به همراه خود اعتبار و پسند های بسیاری به ارمغان اورد . شاید از همین چشم انداز است که بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر اساس نوع غذا و تنوع منابع غذایی و شیوه های تولید و مصرف غذا می توان به هویت ، اعتبار تاریخی و ارزش های یک ملت در هماهنگی با محیط پیرامونی اش دست یافت . انچه که ارزش واکاوی نان رادر گستره فرهنگ ایرانی سزاوار کرده است : خلاقیت های مدنی . تمدن سازی . ابداعات و ارزش های هزاران ساله پیرامون نان به عنوان غذای اصلی شهروندان ایرانی است . مادامی که اخرین قطره اب از ژرفای فنات های کویر و فلات بیرون می اید .... مادامی که واپسین مشت گندم به نام پرودگار به زمین افشانده می شود و تا هنگامی که اخرین ایرانی ، تکه های نان پاشیده بر خیابان را با احترام گرداوری می کند و تا موقعی که به بیش از 50 شیوه نان را مخاطب می سازند و از تان تا نو .. و از نون تا نین در زبات و ادب پارسی بکار می رود همچنان نان با فرهنگ پر شکوهش از مرز های ضرورت غذایی تا کشاورزی اثر گذار و پر شتاب خواهد بود علی رغم همسانی در توزیع شبکه های دولتی و نابسامانی مدیریت سبک زندگی بدون توجه به نوع آردی که دولت ها به اجبار توزیع می کنند در هر منطقه از سرزمین ایران رنگ و بوی فرهنگ محلی به خود می گیرد و از همه مهمتر شهروندتن ایرانی از ارد های فرانسوی و روسی .... با خلاقیت بسبار از نان کلمبه تا اش جوشبره فراوری می کنند . شهروندان ایرانی بی هیچ تردیدی همچنان به نانوا و نان احترام می گذارند و در ورا تحولات در سبک زندگی از بریدن نان با کارد و ... ابا می کنند و گاه با صدای بلند نیایش می کنند : الهم اکرم الخبز زیرا به درستی می دانند ان که گندم می کارد راستی می http://gandomgool.blogfa.com/
 
 
درد دلی به کهنه عاشقی درد آشنا
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٥
 

علت مهم خشکی دریاچه ی ارومیه :

تغییرات اقلیمی  همراه با افزایش آلودگی عامل مهمی بوده است که شرق ترکیه – شمال غرب ایران و جنوب اروپا را دچار بحران سازد . آنچه به بحران زیست محیطی آب افزوده است ، برداشت بی رویه و فاقد فرنامه ریزی در 50 سال اخیر و شدت برداشت در 20 گذشته بوده . به تعبیری خشکسالی به خشکسالی هیدورلوژیک سطح آبهای زیر سطحی و رودخانه – جاری – رسیده است .

{ خشکسالی کمی بارش در دوره ی زمانی خاص است ، ولی زمانی که بدون برداشت از  خشکسالی عبور می کنیم و به برداشت بی رویه ( منجر به تباهی ثروت ابی )  از سفره های آب زیرزمینی و رودخانه های جاری می رسیم ، خشکسالی هیدورلوژی ( ابی ) دست می یابیم و در خشکسالی هیدورلوژی ( ابی ) مسائله فقط بارش نیست ، بلکه فرونشست زمین به سبب برداشت آب ، کمبود آبیهای زیر زمینی ، کمبود آب رودخانه ها ، کمبود آب شیرین ، ... مهمترین مسائله است . در خشکسالی هدرولوژیک با وقوع بارش و حتی دوره های پر آب اقلیمی نمی توان به سرعت شاهد بهبود وضعیت شد . مگر آن که آب های جاری به سفره های آب زیرزمینی تزریق شود و .... }

از این روی می توان گفت : به نظر می رسد که فقدان استراتژی ( برنامه ی بلند مدت ) امایش سرزمین ( عمران و ساخت زیر بناهای آبادانی محلی و سرزمینی ) برای 50 سال و 100 سال آینده دلیل برداشت بی رویه و بحران آبی در منطقه ی آبریز گاه دریاچه ی ارومیه شده و همین مسائله بحران کمبود آب زیر سطحی و سطحی ( رودخانه ایی ) را ایجاد کرده است  .

آنچه که اکنون مشکل دریاچه ی ارومیه و سرزمین ایران را افزایش می دهد ، بحران خشکسالی در طی 30 سال آینده خواهد بود . مطالعات بسیاری در ناسا – سازمان هواشناسی جهانی – بریتانیا - ...نشان می دهد که جنوب اروپا – شرق ترکیه و شمال سرزمین ایران – کل خاورمیانه - ... وارد فاز چالش آفرینی زیستی به سبب فقدان منابع آب شیرین خواهد شد .

{ تفاوت بین کشور ایران با سرزمین ایران در آن است که اغلب کشور ایران اشاره ایی به رژیم سیاسی و مرزهای جغرافیایی دارد . در حالی که سرزمین ایران شامل کل فلات ایران – بخشی از افغانستان ، بخشی از پاکستان – بخشی از عراق و ...  است که آبادانی و عمران آن باعث رونق زندگی و افزایش امنیت زیستی در کشور ایران می شود . }

 

راهکار برون رفت از بحران زیستی دریاچه ی ارومیه :

5 برنامه ی مهم برای خروج از بحران ابی در کل کشور و به طور خاص دریاچه ی ارومیه ضروری است : 1- برنامه ی کوتاه مدت برای حفظ دریاچه 2- برنامه ی اضطراری به سبب تغییر و تحولات اقلیمی 3- برنامه ی میان مدت 4- برنامه ی بلند مدت 5- برنامه ی راهبردی ( استراتژیک )

در برنامه ی کوتاه مدت شیوه هایی همانند گزینش و انتخاب کشاورزی کم آب ، کاهش ذخیره ی آب پشت سد ها –  دادن اعتبارات و امکانات برای تغییر نوع کشت به کشاورزان و دامداران مهم است .

برنامه ی اضطراری : علاوه بر آن که تمامی برنامه های کوتاه مدت را در نظر دارد ، به شرایطی حاد و فورس ماژور به لحاظ معیشتی – امنیت کشاورزی و غذا – وضعیت زندگی شهروندان حاشیه ی دریاچه – بحران زیستی آب و ... توجه دارد . به تعبیر دیگر اگر رودخانه ایی طغیان کند و یا آن که امنیت غذایی  منطقه تهدید شود بلافاصله باید از برنامه ی اضطراری استفاده کرد .

برنامه ی میان مدت : برای دوره ی زمانی 5 سال برنامه ی عمرانی و آمایش سرزمین را در در نظر می گیرد .

برنامه ی بلند مدت : دوره ی زمانی 10 ساله

برنامه ی راهبردی : 50 تا 100 سال آینده را بررسی و مطالعه می کند .

آنچه که مشکل آب و بحران زیست محیطی آب را در کشور ایران و کل منطقه ی خاورمیانه تنش زا و بحران ساز ساخته است . فقدان آمار و اطلاعات دقیق و روز آمد از کل منابع و ثروت آبی کشور  و بخصوص حوزه ی آبریز دریاچه ی ارومیه است . ما واقعا اطلاعات چندانی پیرامون خرده اقلیم های اثر گذار بر تبخیر و تعرق – سطح مواد کلسیتی ، سدیم ،...- آب های جاری در روان آب ها – گنبد های نمکی و... – نداریم . حتی قادر نیستیم که میزان واقعی آب مورد نیاز برای احیا دریاچه در طی 10 سال را برآورد کنیم .

با این همه ، شاید بتوان از تغییر الگوی کشت از سنتی به گلخانه ایی – انتقال آب شیرین از منابع آبی بزرگ همچون دریای مازندران ( پس از پالایش و شیرین سازی آب تا سطح منطقی  ) – واگذاری اراضی برای آبخوان  داری و آب خیزداری به شهروندان بومی – تغییر نگاه دامداری به دامپروری توام با حفظ سنت های فرهنگی ( شبیه بستن کیسه های بذر گیاهان به گردن بزها و میش ها – تغییر شیوه ی شخم از حاالت عمودی به حالت افقی که توسط تراکتورهای موجود در ایران امکان پذیر یست ... بتوان برنامه ی بلند مدتی در راستای برنامه ی راهبردی انجام داد .

اما مسائله مهم در این حوزه – ابتدا : فقدان امار و اطلاعات کافی – دوم : کمبود منابع مالی  ( دولت و کشور ) به سبب ترمیم 50 سال خرابی و هزینه بر بودن تمامی تلاش ها  - سوم : کمبود توانایی فن آوری و صنعتی در بخش کشاورزی .چهارم – فقدان بستر حقوقی ، مدیریتی و فرهنگی مشروع در حوزه ی آبی منطقه و کشور ... است . قطعا حوزه ی آب کشور نیاز دارد که با توجه به فرازمانی بودن و فرا دولتی بودن عمران آب و برنامه های بلند مدت « مرکز آب شناسی و مطالعات سرزمینی » ایجاد شود که مدت زمان کار آن به دولت ها و برنامه های مدیریتی آن مرتبط نباشد بلکه همچون بانک مرکزی با همه ی دولت ها فعالیت کرده و در عین حال استقلال و توانایی 100 ساله ی علمی داشته باشد .

طرح نکاشت :

شاید به عنوان برنامه ی اضطراری بتوان از این شیوه استفاده کرد . اما تا چه هنگامی می توان متولی گری کرد و تولید ثروت شهروندان را متوقف کرد و با دلارهای نفتی بخشی از جامعه ی مولد را تبدیل به کارمندان دولتی کرد ؟

قطعا این سازوکاری شایسته برای میان مدت و برنامه ی راهبردی نخواهد بود . زیرا ایجاد امنیت زیست محیطی به قیمت پرداخت از منابع نفتی ، فاجعه ایی ملی است . البته در برنامه های اضطراری می توان در کوتاه مدت از چنین شیوه ایی استفاده کرد تا اطلاعات و آمار حیاتی از حوزه ی آبی دریاچه به دست آورد .  اما آنچه که اغلب رخ می دهد ، همواره برنامه های کوتاه مدت و مقطعی است که قابلیت گسترش ندارد . نمی توان آن را به مدت طولانی اجرا کرد .

با این حال باید کاشت انجام بگیرد ، تولید ثروت توسط کشاورزان و گروه های مولد افزایش یابد ... اما نوع کاشت با توجه به : تبخیر و تعرق از سطح – شوری خاک – استفاده ی بی رویه از آفت کش ها و سموم زراعی – فقدان ارزش های فرهنگی در استفاده از آب و خاک – عدم توجه به منابع ثروت اجتماعی - ... باید دگرگون شود . شاید بهترین شیوه ی کاشت همانی نباشد که در سرزمین ایران رواج دارد . محتمل است که از تجارب کشورهای خشک و نیمه خشک دنیا برای کاشت در اراضی خشک باید بهره گرفت . قطعا راه های کاشت و زراعت در استرالیا ، صحراهای آریزونا ، ... می تواند تفاوت های مهمی را نسبت به شیوه ی کاشت در ایران نشان دهد . همچنان که طراحی و استفاده از فن آوریهای نوین در امورزراعی و بهره برداری از امکانات تولید بسیار مورد توجه است . مادامی که نتوان تراکتوری ساخت که در روی اراضی شیب دار شخم زده و جریان های آبی را به عمق بفرستد ، نمی توان انتظار داشت که همچون گذشته » کشاورزان از دام و حیوان « برای شخم  در مناطق شیب دار استفاده کنند .

راه حل نهایی =

از مناظره و گفتگو استحصال نمی شود ، بلکه از انجام طرح ها و پروژه های علمی بدست خواهد آمد . تبدیل فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب و گذار از حرف به عمل ، راه کاری ارزشمند است که می تواند باعث تغییر در مناسبات و تعاملات سرزمینی ایران شود . این حلقه ی مفقوده ایی است که در 20 سال گذشته کمتر دیده شده است .