شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
زندان بی دیوار
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢
 

زندان بی دیوار

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ‌ویلیام‌مایر که بعدها به سمت روانکاو

 ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده‌ترین موارد تاریخ جنگ در

 جهان را مورد مطالعه قرار می‌داد.

حدود ١٠٠٠ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده

بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف

متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت می‌شد. از

هیچیک از تکنیک‌های متداول شکنجه استفاده نمی‌شد.

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان

به مرگ طبیعی می‌مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی‌کردند.

بسیاری از آن‌ها شب می‌خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی‌شدند. آنها‌یی

که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی‌کردند و

عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.

دلیل این رویداد، سال‌ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه

تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

"در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست

زندانیان رسیده می‌شد. نامه‌های مثبت و امیدبخش تحویل نمی‌شدند.

هر روز از زندانیان می‌خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی

که به دوستان خود خیانت کرده‌اند، یا می‌توانستند خدمتی بکنند و

نکرده اند را تعریف کنند.

هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می‌کرد، سیگار جایزه

می‌گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع

تنبیهی نمی‌شد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم

برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند."

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه

مرگ رسانده است.

با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می‌رفت.

با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می‌شد و خود را انسانی

پست می یافتند.
با تعریف خیانت‌ها، اعتبار آن‌ها نزد هم‌گروهی‌ها از بین می‌رفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی

بود.


این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می‌شود.

این روزها همه فقط خبرهای بد می‌شنوند شما چطور؟

این روزها هیچ‌کس به فکر عزت نفس نیست شما چطور؟

این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند شما چطور؟

این روزها همه احساس می‌کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می‌گذرانند

شما چطور ......؟