شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
کشاورزی و امنیت غذایی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
 

 

 

کابوسی وحشتناک  در معضلی بنام

 

          بحران غذا در 2013

 

 

سونامی غــــــــــــــــــــــــذا

 

 

امنیت غذایی ، تولید غذا وتولید سوخت پاک از منابع گیاهی ، یکی از مهمترین مسائل جهان فراروی است . در طول تاریخ بسیاری از تمدن ها و کشورها بخاطر فقدان امنیت غذایی و عدم توانایی در تولید غذا از میان رفته و یا شاهد جنگ های خون باری بوده اند .

در عصر جدید ، گرایش شدید به تولید سوخت از گیاهان و محدودیت های تولیدی در سطح جهانی عاملی شده است که مسائله ی کشاورزی و تولیدات کشاورزی را در محور نگرش جهانی قرار داده است . همراهی این مسائل با فقر گسترده ی کشاورزان در کشورهای توسعه نیافته – تزلزل جنسیتی – خشکسالی – تغییرات اقلیمی – مهاجرت های گسترده – ظهور کشورهای نوظهور صنعتی و افزایش مصرف کننده گان غذا – افزایش درامد شهروندان برخی از کشورها – خروج جمعیتی زیاد از چرخه ی تولید فراورده ها و تولیدات کشاورزی عاملی شده است که مقوله ی کشاورزی از حیطه ی مسائله ای تولیدی به حوزه ی سیاسی و پهنه ی اجتماعی و نظامی تبدیل شود . از این روی ، اهمیت و توجه به مسائله ی کشاورزی از اعتبار و اهمیت بسیاری برخودار است . به تعبیر دیگر حتی اگر تمامی مناسبات و تعاملات جهانی بسوی هماهنگی پیش برود ، رویکرد جامعه ی جهانی بسوی استفاده از دانه های گیاهی و تولیدات کشاورزی به منظور سوخت پاک می تواند ، چالش ژرفی در زندگی شهروندان ایران و جهان پدید آورد .

سازمان های مختلف اقتصادی و بین المللی گزارش های متعددی مبنی بر احتمال بروز بحران غذایی در سال ۲۰۱۳، منتشر کردند. در این گزارش ها شواهد مختلفی دال بر آغاز بحران غذایی در جهان ارائه شده است. مؤسسه ی سیستم های پیچیده نیو انگلند از جمله سازمان هایی است که اخطارهایی در این زمینه داده است. محققین روشی مدون طراحی کرده اند که از آن برای شناسایی عوامل احتمالی که می توانند منجر به بی ثباتی های سیاسی، شورش و ناآرامی های اجتماعی شوند، استفاده می کنند. دقت الگوی مورد استفاده این گروه تا اندازه ای است که چند روز قبل از آغاز ناآرامی ها در خاورمیانه، وقوع آن را پیش بینی کرده و در۱۳ دسامبر ۲۰۱۰ در نامه ای به دولت آمریکا اعلام کردند که قیمت های جهانی مواد غذایی در حال فراتر رفتن از مرزهای ثبات سیاسی و اجتماعی است. ۴ روز پس از آن، محمد بو عزیزی در اعتراض به سیاست های دولت تونس خود را به آتش کشید و موجی از ناآرامی و شورش را در خاورمیانه به راه انداخت. این گروه بر این باور هستند که زمان ناآرامی های خاورمیانه با اوج گرفتن قیمت جهانی مواد غذایی همزمان بوده است .

.

در گزارشی دیگر به چندین علامت اشاره شده است که می توانند گویای وقوع بحران غذایی جهانی باشند از آن میان به چند مورد در زیر اشاره خواهیم کرد:

۱- براساس اعلام بانک جهانی، ۴۴ میلیون نفر در سراسر جهان از ماه ژوئن سال ۲۰۱۰ به علت افزایش قیمت جهانی مواد غذایی، وارد مرحله ی فقر شدید شده اند.

۲- زمین به سرعت در حال از دست دادن خاک سطحی است. یک سوم زمین های کشاورزی سراسر جهان در حال حاضر خاک سطحی خود را با سرعتی بیشتر از تشکیل مجدد ان از دست می دهند.

۳- در پی اعطای سوبسید(یارانه) از سوی دولت آمریکا به سوخت اتانول، تقریباً میزان یک سوم کل محصول ذرت در آمریکا به منظور تولید سوخت به مصرف می رسد و این موضوع فشار زیادی به قیمت جهانی ذرت وارد کرده است.

۴- در سال های آینده به علت کمبود آب برخی کشورهای خاورمیانه برای تأمین قوت غالب مردم، کاملاً به خارج وابسته خواهند شد و به عنوان نمونه پیش بینی شده است که تا سال ۲۰۱۲ عربستان دیگر گندم تولید نخواهد کرد.

۵- تخلیه بیش از حد سفره های آب زیر زمینی در مناطق مختلف.

۶- سونامی و فاجعه ی اتمی ژاپن که سطح زیادی از زمین های کشاورزی ژاپن را از کشت خارج کرد و فشار زیادی به سومین اقتصاد جهان وارد کرد.

۷- افزایش قیمت نفت، که در زمان حال ارتباط تنگاتنگی با روش های تولید مواد غذایی و قیمت آن ها دارد. زمانیکه قیمت نفت افزایش شدیدی را تجربه می کند، کل نظام تولید مواد غذایی متحمل هزینه های بیشتری خواهد شد.

۸- کمبود کود و پیش بینی دانشمندان مبنی بر اینکه جهان تا سی الی چهل سال آینده میزان کافی فسفر برای برآورده ساختن نیازهای کشاورزی خود در اختیار نخواهد داشت.

۹- تورم مواد غذایی، در حال حاضر در برخی از نقاط جهان لطمات اساسی به اقتصادکشورها وارد می سازند. برای نمونه در حال حاضر تورم سالانه مواد غذایی در هند به رقم ۱۸ درصد رسیده است.

۱۰- به گفته ی سازمان ملل در ماه فوریه ۲۰۱۱ قیمت جهانی مواد غذایی رکود تازه ای برای بالاترین سطح به ثبت رساند.

۱۱- بر اساس آمار بانک جهانی، در ۱۲ ماه منتهی به آوریل ۲۰۱۱ قیمت های جهانی غذا ۳۶ درصد افزایش را تجربه کرده اند.

شبکه ی خبری سی ان ان نیز در گزارشی به احتمال وقوع بحران غذایی در سال ۲۰۱۳ اشاره می کند .

بر اساس این گزارش، در تابستان ۲۰۱۲ تقریباً ۸۰ درصد آمریکای شمالی در شرایط خشکسالی قرار گرفت. این خشکسالی به محصولات اساسی کشاورزی خسارات زیادی وارد کرد. به طوریکه پیش بینی شده است که محصول ذرت این سال کمترین میزان از سال ۱۹۹۵ به بعد باشد. تنها در ماه جولای ۲۰۱۲ قیمت های ذرت و گندم ۲۵ درصد و قیمت سویا ۱۷ درصد افزایش یافتند. این افزایش قیمت غلات، افزایش قیمت دیگر مواد غذایی را به همراه خواهد داشت. این موضوع هر چند برای مصرف کنندگان کشورهای توسعه یافته نیز یک مشکل تلقی خواهد شد، اما این مشکل در این کشورها قابل کنترل است. مقایسه ی زیر این موضوع را روشن تر می کند.

در آمریکا تنها ۱۰ درصد از درآمد پس از مالیات افراد، صرف انواع مواد غذایی شامل مواد غذایی بسته بندی شده و وعده های صرف شده در رستوران ها می شود. تحقیقات مؤسسه گالوپ نشان می دهند که یک خانواده متوسط آمریکایی-با در نظر گرفتن میزان تورم- امروز به میزان یک سوم کمتر از سال ۱۹۶۹ به مخارج مواد غذایی اختصاص می دهد.

اما کافی است تا تنها یک گام خارج از دنیای توسعه یافته نهیم تا دریابیم که چگونه قیمت مواد غذایی ناگهان به مهمترین موضوع زندگی افراد تبدیل می شود. در کشورهای فقیر مردم معمولاً نصف درآمد خود را خرج مواد غذایی می کنند که در این حالت تنها مفهوم اساسی ترین نیازهای غذایی را در بر می گیرد.

با افزایش شدید قیمت غلات در سال های ۰۸-۲۰۰۷ شورش های نان در ۳۰ کشور در حال توسعه از هائیتی تا بنگلادش به وقع پیوست و همچنین به نقل از فایننشال تایمز خشکسالی سال ۲۰۱۰ در روسیه که به توقف صادرات غلات این کشور انجامید، بهار عربی را در پی آورد.

برای نمونه می توان به مورد مصر اشاره کرد: از زمان جمال عبدالناصر، دولت مصر برای نان یارانه در نظر گرفته است. اما در اواخر دهه ی ۲۰۰۰ دولت حسنی مبارک متوجه شد که بیش از این قادر نخواهد بود قیمت فزاینده غلات را تاب آورد. از آنجا که جمعیت مصر از سال ۱۹۵۰ ( ۲۰ میلیون) تا سال ۱۹۸۰ دو برابر شد و در حال حاضر نیز به بیش از ۸۰ میلیون نفر رسیده است، این کشور در رتبه ی نخست واردات گندم قرار گرفته است. کنترل افزایش قیمت سال های ۱۰-۲۰۰۷ فراتر از منابع در اختیار دولت مبارک بود، بدین ترتیب نان ارزان از مغازه های مصر رخت بربست و ناراضیان مصری را روانه ی خیابان ها کرد.

در شماره ی مورخ ۱۸ آگوست ۲۰۱۰ مجله بریتانیایی "اسپکتیتور" جان برادلی، خبرنگار عرب زبان ساکن مصر این مجله در وصف اوضاع داخلی مصر چنین نوشت: میان مکالماتی که بین اقلیت نخبگان مصری با همتایان غربی شان به زبان انگلیسی صورت می گیرد و مکالمات بین توده های مصری یک دنیا تفاوت وجود دارد. امید اصلی گروه هایی که به میدان تحریر آمدند، همانند انقلابیون تونسی، یک تغییر سریع بود که بتواند به طرز معجزه آسا غذای ارزان در اختیار آن ها قرار دهد.

به این ترتیب اگر قیمت غذا مجدداً افزایش یابد، این بار چه اتفاقی خواهد افتاد؟

چین به شدت در معرض تورم هزینه های غذایی قرار دارد. تنها در یک ماه جولای ۲۰۱۱، هزینه زندگی ۵/۶ درصد در این کشور افزایش یافت. هر چند این تورم در سال ۲۰۱۲ فروکش کرد، اما بر باد رفتن امید ها از محصول عظیم غله ی آمریکا حال مقامات چینی را در برابر تصمیمات دشواری قرار داده است.

شنیده ایم که گاه بهار عربی با انقلاب ۱۸۴۸ مقایسه می شود. این مقایسه در حقیقت بسیار از آنچه به ذهن می رسد نزدیک تر است. سال های گرسنگی دهه ی ۱۸۴۰، سال های بدی محصول در اروپا بود. باید این نکته را در نظر داشت که مردم گرسنه خشمگین هستند و مردم خشمگین می توانند دولت ها را ساقط کنند.

سؤال اینجاست که آیا سال ۲۰۱۳ شاهد ناآرامی های اجتماعی در برزیل، اعتصاب در چین و انقلاب در پاکستان خواهد بود؟ جواب را شاید بتوان در شاخص های قیمت محصولات جستجو کرد، پاسخی که قطعاً امیدوار کننده نخواهد بود.

مؤسسه ی "آکسفم" نیز گزارشی در آگوست ۲۰۱۲ با این عنوان منتشر کرده است: "تا زمانی که رهبران جهان شهامت اقدام برای حل مشکلات را نداشته باشند، بحران جهانی غذا به تکرار خود ادامه خواهد داد" . در این گزارش آمده است که در پی خشکسالی سال ۲۰۱۲ در برخی نقاط جهان از جمله آمریکا، قیمت جهانی مواد غذایی در آینده ی نزدیک ۵۰ درصد افزایش را تجربه خواهد کرد. سازمان ملل اعلام کرده است که به میزان ۸۳/۷ میلیارد دلار برای حل بحران غذا در مناطق مختلف جهان نیاز دارد. تا امروز تنها ۷۳/۳ میلیارد از این مبلغ توسط اهداکنندگان به این سازمان تأمین شده است و بدین ترتیب این سازمان با کسری ۱/۴دلاری در مبارزه با بحران جهانی غذا رو به رو است.

از سوی دیگر بحران جهانی اقتصادی همکاری های بین المللی در این زمینه را کاهش داده است و بدین ترتیب افزایش قیمت جهانی مواد غذایی در مقطع کنونی فشار فزاینده ای به نظام خدمات بشر دوستانه وارد می کند درست در زمانی که این نظام از امکانات بالایی برخوردار نیست.

در این گزارش به کشورهای در حال توسعه به طور جدی اخطار داده شده است که برای شدیدترین آثار افزایش قیمت ذرت، سویا و گندم بر فقیرترین اقشار جامعه آماده شوند.

در بخش دیگری از این گزارش این سؤال مطرح می شود که در سال ۲۰۱۲ در زمینه ی تولید چه اتفاق هایی روی داده است که زمینه ی بروز یک بحران غذایی را فراهم ساخته است؟ در پاسخ به این پرسش به برترین خشکسالی آمریکا در ۶۰ سال اخیر در تایستان ۲۰۱۲ اشاره می شود. همچنین به خشکی شدید هوا در روسیه و وقوع سیل در جنوب این کشور که با کاهش محصول غله ی روسیه، سهم زیاد ی برای صادرات آن باقی نگذاشت. از سوی دیگر اوکراین و قزاقستان نیز در اثر خشکی هوا به ترتیب با کاهش تولید ذرت و گندم مواجه شدند. همچنین کاهش ۱۹ درصدی باران های موسمی در هند، منجر به کاهش محصولات کشاورزی این منطقه شد.

در توضیح دلایل این مشکلات به ۶ مورد زیر اشاره شده است:

۱-بروز تغییرات آب و هوایی

۲- تولید سوخت طبیعی(نظیر اتانول) با استفاده از مواد غذایی

۳- قیمت نفت، هر چند در بحران پیش رو نقش به نسبت کمتری در مقایسه با بحران ۲۰۰۸ خواهد داشت

۴- گرانتر شدن نرخ مبادله دلار

۵-کاهش شدید سطح ذخایر مواد غذایی

۶- سوداگری و سفته بازی در بازار محوصلات غذایی

سپس با طرح این پرسش که حال و با این تفاسیر چه انفاقی برای قیمت ها به طور کلی خواهد افتاد؟ به بررسی آثار مسائل ذکر شده بر قیمت ها پرداخته شده است. پاسخ چنین است: از آنجا بیش از ۸۰ درصد صادرات غلات اصلی از ۵ کشور و تحت اختیار ۴ شرکت بزرگ تأمین می شود، بازار جهانی بسیار آسیب پذیر است. آمریکا به تنهایی بزرگترین صادر کننده سویا، ذرت و گندم در جهان است و بدین ترتیب روشن است که آثار افزایش قیمت ها در محصولات کشاورزی این کشور به تمام جهان خواهد رسید. به گزارش بانک جهانب از ماه ژوئن ۲۰۱۲ قیمت های آتی جهانی ذرت، سویا و گندم به ترتیب ۴۵، ۳۰ و ۵۰ درصد افزایش یافته اند. از آنجا که سویا و ذرت به عنوان غدای دام نیز مورد استفاده قرار می گیرند، این اوج گیری قیمت ها به تدریج اثر خود را در افزایش قیمت گوشت نشان خواهد داد. به این ترتیب برای کشورهای که برای تأمین غذای خود متکی به واردات هستند، مشکلات در تراز پرداخت ها نیز شدت خواهد گرفت. خانوارهای فقیر که بخش بزرگی از درآمد خود را خرج غذا می کنند، در اثر این افزایش قیمت ها و مشکلات اقتصادی ناشی از آن با مشکلاتی اساسی در تأمین سلامت، بهداشت و تحصیلات خود و فرزندان خود مواجه خواهند شد و بدین ترتیب فرصت های زیادی در زندگی از آن ها دریغ خواهد شد.

کارشناسان بر این گمان هستند که آثار این افزایش قیمت ها در عرض دو ماه بر قیمت گوشت، مرغ، لبنیات و به ویژه شیر نمایان خواهد شد. همچنین تخمین زده شده است که ۱۰ الی ۱۲ ماه طول می کشد تا آثار افزیش قیمت ذرت بر تمام قیمت ها از جمله غذاهای بسته بندی شده و فرآورده های غذایی نیز مشهود شود.

پرسش آخر آنکه: بر سر کشورهای در حال توسعه چه خواهد آمد؟

از آنجا سویا و ذرت غذای اصلی دام را تشکیل می دهد قیمت گوشت، شیر و تخم مرغ در این کشورها افزایش خواهد یافت. اقشار فقیر در مکزیک و کشورهای آمریکای شمالی که قوت غالبشان ذرت است، به طور مستقیم آسیب خواهند دید. قیمت نان در آفریقای شمالی افزایش خواهد یافت، زیرا به طور معمول روند تغییر در قیمت گندم از تغییر در قیمت ذرت پیروی می کند.

قیمت های بالا و بی ثبات، به مصرف کنندگان در کشورهایی که تا حد زیادی به بازارهای جهانی وابسته اند و یا در کشورهایی که خود با کمبود و یا بدی محصول مواجه شده اند، آسیب خواهد رساند.

در این میان نکته ی دیگر که باید به آن اشاره شود اثر دو گانه این افزایش قیمت ها در برخی مناطق محروم است. از آنجا که اکثر فقیرترین اقشار جامعه در جوامع در حال توسعه در بخش کشاورزی فعال هستند این افزایش قیمت ها علاوه بر آنکه تهدیدی روشن بر وضعیت مصرف آنها به حساب می آید اما قیمت محصولات تولیدی آن ها را نیز افزایش خواهد داد. اما در حقیقت و به طور معمول به علت مشکلات فراوان در زیر ساختارهای روستایی و کمبود امکانات این اقشار قادر نخواهند بود از این موقعیت برای افزایش درآمد خود بهره برند. در رابطه با کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نیز پیش بینی شده است که کشورهایی که در این ناحیه به میزان زیادی به واردات گندم وایسته هستند-نظیر مصر و یمن- بیش از دیگرکشورها از این مشکلات متأثر خواهند شد.

. -FAO, WFP and IFAD, 2012. The State of Food Insecurity in the World 2012

-OXFAM, 2012. Food Crises Doomed to Repeat until Leaders Find Courage to Fix Problems

Frum, David, 2012. Why 2013 will be a Year of Crisis

New England Complex Systems Institute

-Slavo, Mac. 2011. Complexity Theorists Predict Food Crisis, Riots and Civil Unrest By April 2013.

-Snyder, Michael, “۲۰ Signs That A Horrific Global Food Crisis Is Coming”, April 15th, 2011