شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
غمگین ترین مردم جهان
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳
 

مردم ایران و عراق غمگین ترین شهروندان جهان هستند :

موسسه معتبر نظرسنجی گالوپ در یکی از تازه‌ترین پژوهش‌های خود مردم ایران را با رتبه ۹۳ همچون مردم عراق از جمله «غمگین‌ترین» مردمان جهان توصیف کرد. ایران در میان ۱۳۸ کشور جهان به این رتبه رسیده است.

دستگیری رقصندگان کلیپ «خوشحال» فارل ویلیامز در تهران توفانی رسانه‌ای به پا کرد که در واکنش به آن حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، هم دست به توئیت شد و از «شادی» به عنوان «حق مردم» یاد کرد، اما اندکی بعد از این ماجرا مؤسسه «گالوپ» با انتشار نتایج یک نظرسنجی جدید درباره «احساسات مثبت» در میان مردم جهان ایران را یکی از «غمگین‌ترین» کشورهای جهان توصیف کرد.

بنابر گزارشی که در سایت مؤسسه معتبر «گالوپ» منتشر شده، بر اساس رتبه‌بندی جدید این مجموعه از جهت میزان احساسات مثبت، ایران در میان ۱۳۸ کشور در جایگاه ۹۳ قرار گرفت.

همچنین در این نظرسنجی ایرانیان بعد از عراقی‌ها «بیشترین احساسات منفی» را دارا بوده‌اند.

در گزارش گالوپ آمده است که برای اندازه‌گیری احساسات منفی، این مؤسسه در سال ۲۰۱۳ از مردم ۱۳۸ کشور جهان پرسید که آیا طی روز گذشته به میزان زیادی عصبانیت، استرس، ناراحتی، درد جسمی و نگرانی را تجربه کرده‌اند یا خیر.

پژوهشگران پاسخ «بله» به هر یک از این پرسش‌ها را به منزله یک امتیاز ذیل شاخص احساسات منفی فراگیر محسوب کردند، و در نهایت هرچه امتیاز کشوری بالاتر می‌رفت، احساسات منفی فراگیر در میان افراد آن کشور بیشتر می‌بود.

گالوپ در ادامه می‌افزاید، البته ایرانی‌ها «کاملاً حق دارند» که احساسات منفی داشته باشند، چرا که نرخ بالای بیکاری و تورم شدید به علاوه تحریم‌های بین‌المللی بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی رفاه خانواده‌های ایرانی را تحت تأثیر منفی خود قرار داده است.

در بخش دیگری از نظرسنجی یاد شده آمده است که ۴۸ درصد از ایرانی‌ها در سال ۲۰۱۳ اذعان کرده‌اند که شهر یا محل سکونت خود را برای زندگی به دوست یا آشنای دیگری توصیه نمی‌کنند.

در همین حال، در مطلب دیگری بر روی سایت گالوپ که اندکی پیشتر از گزارش فوق منتشر شده بود «شادترین کشورهای جهان» نیز معرفی شده‌اند.

به‌رغم ناآرامی‌ها و نزاع‌های فراوانی که این روز‌ها تیتر یک اکثر خبرگزاری‌های بین‌المللی است، مردم بسیاری از نقاط جهان می‌گویند کماکان در زندگی خود احساسات مثبت را تجربه می‌کنند.

از هر ۱۰ بزرگسال دست‌کم ۷ نفر می‌گویند از زندگی خود لذت می‌برند، زیاد می‌خندند یا لبخند می‌زنند، به اندازه کافی استراحت می‌کنند، فکر می‌کنند با احترام و ادب با آنها برخورد می‌شود و ۵۱ درصد هم معتقدند که روز پیش از شرکت در نظرسنجی دست‌کم یک نکته جالب یاد گرفته‌ یا کاری جالب کرده‌اند.

گالوپ در این نظر سنجی نشان داد که – شهروندان ایران – تا چه اندازه غمگین هستند .
البته این نامتعارف  نیست که  شهروندان ایرانی و عراقی  غمگین باشند ؛. زیرا  تلنباری از فاجعه روی سر این ملت ها فرود آمده است . { « فقدان امنیت انسانی ؛ فقدان سازوکار حفاظتی از منافع جمعی ؛ ویرانی اقتصاد ؛ بیکاری ۷۵٪ فارغ التحصیلان دانشگاهی ؛ ظریب وابستگی خانوار  ۱به ۲۰  ؛ { – ۱ نفر کار می کند و ۲۰ نفر از اعضای خانواده تا مدیران و دستگاه های دولتی و شبه دولتی   می خوردند . در حالی که در ایالات متحده این رقم ۱ به ۵/ ۰ است . – یعنی یک نفر کار می کند و نصف آدم به وی وابسته است – }؛ فقدان احترام بین المللی ؛  تحقیر  جهانی [ به سبب گسترش باورهای قرون وسطایی توسط افرا گرایان ]  ؛ فساد  ؛ فحشا ؛ اعتیاد ؛ مرگ جاده ایی ؛ کهریزک ؛ … .}

ولی
آنچه که این دو کشور را به پرتگاه « اندوه مطلق » کشانده است . عواملی که سبب شده ؛ شهروندان ایرانی و عراقی ؛ تا سر حد تباهی غمگین باشند ؛ وضعیت موجود و مناسبات دردناک کنونی نیست .
بلکه :
چشم انداز تاریک « آینده »
و
ابهت تاریخی دردناک « گذشته » است .

فصل مشترک دو کشور غمگین – دو ملت افسرده – دو سرزمین در حال جان – … ؟
هر دو کشور ؛ تاریخ باستانی پر شکوهی داشته اند . عراق آخرین سنگر اقوام سامی در شرق بوده  و خواستگاه تمدن های بزرگی همچون : آشوریان ؛ بابلیان ؛ …. سرزمینی که برای قرن ها بر منطقه فرمانروایی می کرده است . آنها آشور بنی پال داشته اند و تا سرحدات تمدن اورارتو ؛ گوتی ها ؛ …سیلک و ماد تاخته اند .
ایران نیز با تمدنی جهانی ؛ درخششی جاودانه داشته است و بنیان گذار نخستین امپراطوری جهان بوده و تا دریای مدیترانه و چین پیش تاخته است . تمدن باستانی ایران با فاصله ایی اندک از تاریخ انقراض تمدن های بین النهرین پدید آمده و تا هزاران سال سایه ی معنوی و اخلاقی خود را بر جهان گسترانده است .
عراق در طی قرون به تدریج از منطقه ی نبرد قوم سامی به ژرفای صحرای عربستان فرو رفته است و پیوسته شکسته تر « تن به فرسایش سرزمینی – کوچک شدن بی نهایت » داده است .
ایران نیز از تمامی آن عظمت « جهان ستانی » به ذره ایی محدود در اعماق کویر های بد اب و هوا ؛ فرو خفته است .
عراق پس از امپرواطوری اسلامی برای صدها سال « پایتخت علمی و دانایی جهان عرب شده و به اوج قدرت خود دست یافته است .
ایران نیز ؛ پس از افول عراق به عنوان پایتخت جهان اسلام « به پایتخت علمی و امپراطوری » تبدیل شده و در اوج دوران عباسیان به بزرگترین پایگاه – امپراطوری  اسلام – رسیده است .
عراق در فرجام در امپراطوری عثمانی « به ایالتی کوچک » تبدیل شده و تا دهه ی ۵۰ میلادی ؛ بین جهان گشایان و قدرت های بین المللی ؛ دست به دست چرخیده است .
و
ایران – بی آن که به مستعمره تبدیل شود – در کنار سایه ی امپراطوری عثمانی و گاه شورش های محمود افغان و ….تهاجمات بریتانیا  و روسیه ؛ تا ۱۳۰۵( تاج گذاری رضا شاه ) ۱۹۰۷ در کشاکش مستعمره گی و نیمه مستعمره شدن بین روس ها و انگلیسی ها ؛ در آشوب سوخته است .
هر دو کشور برای حدود ۵۰ سال [  تا ۱۹۷۹ ] چندین بار طعم « فقدان رهبری – اشوب – هرج و مرج …را چشیده اند . و سرانجام در دهه ی ۷۰ هر دو کشور به رهبران تازه ایی رسیده اند .
از ۱۹۷۹ هر دو کشور « خواسته و ناخواسته » درگیر جنگ شده اند . ۸ سال جنگ بین صدام حسین ( دیکتاتور عراق ) با ایران …. عراق درگیر جنگ خلیج فارس اول و دوم ؛ حمله به کویت و … و ایران درگیر حمله ی اقتصادی و تحریم های مرگبار …
عراق پس از جنگ دوم خلیج فارس که به سرنگونی « دیکتاتور صدام حسین » انجامید ؛ بلافاصله غرق در مصیبت شد . حضور پیکارجویان افراطی القاعده ؛ افراط گرایان قومی ؛ فرقه ایی ؛  و …. سرانجام دولت بی کفایت  و تبعیض گرایی که – بستر ساز ظهور مجدد افراط گرایان – گردید و اکنون در حال جان باختن به دست گروه داعش ( دولت اسلامی عراق و شام )
و از آن « مصیبت بار تر » ناتوانی دولت در سامان دهی به وضعیت اقتصادی ؛ معیشتی ؛ سلامت و امنیت شهروندان …. همراه با چند پاره گی جغرافیایی و سر برآوردن « جوان ترین و دمکرات ترین دولت خاورمیانه از اعماق کردستان »
جمهوری اسلامی  نیز پس از فروریزی مشروعیت و مقبولیت در سال ۱۳۸۸ ؛ با افزایش تحریم ها و احتمال حمله ی نظامی « به سبب غنی سازی اتمی » فرو رفته در منجلاب « فقر ؛ بیکاری ؛ تورم ؛ افراط گرایی قومی و گروهی » …

چشم اندازی برای فردا ی دو کشور :

هر دو کشور در اشتباهی تاریخی با پیروی از  الگوی عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه ی حوزه ی خلیج فارس – به دامچاله ی نبرد خون بار سوریه – وارد شدند . و پیامد های مرگ آفرین آن « فاجعه » را آویخته به خود یافتند .
[در سرزمین ایران گروه افراط گرای « جیش العدل و نصره و ...» در عراق « داعش ؛ النصره ؛ القاعده ؛ ...» به جنگ با دولت های مرکزی پرداختند و فرقه گرایی  توام با نفرت قومی و دینی ؛ را گسترش دادند .]
در دهه ی ۷۰ میلادی با افول قدرت نظامی « ایران – پس از انقلاب » ارتش عراق بیشترین قدرت زرهی ؛ موشکی ؛ لجستیکی ؛ …را ذیل حمایت های همه جانبه ی شوروی سابق داشت . قدرتی که بی محابا به « دیکتاتور صدام حسین ن اجازه می داد ؛ به ایران و کویت تجاوز نظامی کند .
ولی اکنون : آنچنان عاجز و مفلوک است که توانایی حفظ شهرهای خود « موصل ؛ فلوجه ؛ تکریت ؛ کرکوک ؛ …» را ندارد . در عین حالی که نیروهای وابسته به افراط گرایان و دولت « سرزمین عراق » را تبدیل به میدان جنگ فرقه ایی کرده اند .
جمهوری اسلامی نیز « پس از دوران سرشار دلارهای نفتی – ۷۰۰ میلیارد دلار در طی ۸ سال مدیریت آقای احمدی نژاد ن اکنون به وضعیت اسفباری رسیده است که – ناچار برای رفع گرسنگی حاد شهروندان – باید سبد غذایی توزیع کند

افق توفان زده ی   دو کشور ( ایران و عراق ) :
عراق پس از تجزیه ی نانوشته ؛ سرانجام در دام مصیبت بار « نبرد فرقه ایی » در حال جان باختن است . این کشور که به تحریک همسایگان « قرار داد استراتژیک دفاعی با ایالات متحده » امضا نکرد ؛ می رود که باعث افزایش قدرت خود ویرانی خویشتن گردد .
حملات افراط گرایان « داعش » به موصل ؛ فلوجه ؛ کرکوک ؛ ….  همراه با نابودی سرزمین و زیرساخت های عمرانی کشور عراق ؛ به افزایش قدرت کردستان می افزاید . مهاجرت بیش از ۵۰۰۰۰۰ شهروند عراقی از مناطق غربی کشور به اقلیم کردستان عراق « نشانه ایی آشکار از قدرت سرافرازانه ی کردستان » است . قدرتی که نشان می دهد با عمق – دمکراسی و آزادی خواهی ژرفش – از بغداد ( پایتخت ) بیشتر و بهتر به امنیت منافع شهروندانش توجه دارد .
چنین رفتاری در « اقلیم کردستان » است که باعث شده ؛ مهمترین رقیب استراتژیک آن یعنی ( ترکیه ) بجای خصومت بیهوده با دیپلماسی تجاری بسوی اتحادی تمام عیار با آن منطقه باشد .
قطعا تنها راه برون رفت از « فاجعه ی فرقه گرایی توام با خشونت بالکانیزه ایی » اتحاد راهبردی برای – افزایش امنیت و منافع شهروندان کل منطقه » است . راهبردی که ترکیه به درستی آن را در ارتباط با اقلیم کردستان ؛ درک کرده است .
با این همه
اگر چه سرزمین ایران « مشقت ها و مصیبت های امنیتی و نظامی » کشور عراق را ندارد ؛ ولی – باز تولید افراط گرایی قرون وسطایی از نوع – گروه دلواپس-  رانت خواران مافیایی – مافیای سفید ناحیه ایی – گرسنگی و فقر توام با بیماری  … گذرگاه  وحشتناکی را گشوده است . (گله را گرگ ندزدید، شبانان خوردند )

آنچه اکنون در سرزمین ایران در جریان است ؛ نبرد تمام عیار نظامی نیست ؛ بلکه  اندوه خشمناک غضب آلوده ای است که اگر چه « اکنون با چاقو و چماق در سطح جامعه » جاری است . ولی هر لحظه به پتانسیل  طغیان انفجاری می افزاید .
این می تواند «  بزرگتر و مهیب تر از قدرت خود ویرانگری عراق »  باشد ؛ زیرا جمهوری اسلامی  بازیچه ی بازیگران افراطی خشنی ( دلواپسان خود سر تحت فرمان مافیای ساختاری ) شده است که دیر یا زود – در صورت تدوام این وضعیت – نبرد خونباری از نوع سوریه ایی ؛ اکرایینی ؛ آن را « تولید » خواهد کرد .
این همان شرایط مرگباری است که : « هم اکنون پاکستان با آن درگیر » است . رقابت ایدولوژیک و نظامی با قدرت های دمکراتیک ؛ بی توجه به پیامد های مرگ افرین « گروه های افراط گرایی تحت فرمان مافیای سازمانی » . [ پاکستان راهی رفت که در آن سازمان اطلاعات ارتش آن کشور می پنداشت با افزایش قدرت  گروه های افراطی در وزیرستان و افغانستان ؛ این آتش به افغانستان و هندوستان سرایت خواهد کرد . غافل از آن که « نیروهای افراطی به همراه بیماران روانی قدرت طلب و مافیای اداری » می تواند ؛ در یک لحظه  از دوست به دشمن ؛ تبدیل شود . و در حالی که موشک های اتمی و بالستیک اماده ی شلیک داشته باشی و از سرمایه های عربستان و ... سود ببری؛ نیروهای افراطی با حمایت مافیای درون سازمانی جبهه ی نبرد را به ۵۰ کیلومتری اسلام آباد برسانند و به فرودگاه بین المللی کراچی حمله کنند . بی آن که توان استفاده از بمب های اتمی و موشک قاره پیما ؛ مقدور و ممکن باشد . سناریویی که انتهای آن « تجزیه ی کشور و فروپاشی کامل زیرساخت های مدنی » خواهد بود . راهبردی که نه تنها آن که بر هندوستان چیره گی نخواهد یافت ؛ بلکه خود در آتش نفرتی که برافروخته  خواهد سوخت . این در حالی به وقوع خواهد پیوست که هم هندوستان به عنوان قدرتی جهانی سر برخواهد آورد و هم افغانستان به جوان ترین قدرت برتر منطقه « با توجه به سلوک دمکراتیک و حمایت جهان آزاد » تبدیل خواهد شد . روندی که برآمد  آن ؛ پاکستانی خواهد بود ؛  چند پاره که حتی تامین برق و آب برای شهرهایش مقدور نباشد  . ]
اما از آن مخوف تر ان است که : زیرساخت های عمرانی و تمامی مزیت های مطلق و نسبی تولیدات ایرانی ؛ نابود شود … پروسه ایی که در آن : پسته ی خارجی جایگزین ؛ پسته ی ایرانی شود [ انچنان که ورود پسته ی آمریکا به ایران آغاز شده است . ] ؛ قالی های ساخت چین ؛ بجای قالی معروف ایرانی به خانه های شهروندان ایرانی وارد شود ؛ و بجای صادرات نفت « مافیای ساختاری – چنان نفت را برباید و چنان پتانسیل تولید نفت و گاز ایران را تصاحب کند » که کشور ایران ناچار به واردات نفت و گاز گردد . [ آنچنان که هم اکنون شروع آن اغاز شده است . با واردات گاز ترکمنستان ] ؛ نیروی انسانی جوان کشور ؛ در نادانی مرگبار اسلحه به دست شوند و متفکران نخبه ی این سرزمین بگریزند .[ فرار سالیانه ی مغزها و افزایش بیماران روانی لمپن ]

و این بود زره ای از تل انبار فاجعه و معضل گریبانگیر ای دو ملت

خدایمان هدایتمان نمایید که از ماست که بر ماست