شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
احتمال قحطی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٤
 

بحران غذایی جهان احتمال قحطی ازسال

۲۰۱5 تا سال ۲۰۲۰ در سرزمین ایران

نویسنده :مصطفی پزشکی

خلاصه :

از آنجا محیط زیست سالم بستر ساز سلامت انسان و سلامت تغذیه انسان می باشد از این روی امنیت غذا به مثابه سلامت و تامین از رویکردهای یک محیط زیست سالم میباشد در این راستا و با کنکاو شناخت پیرامون مشکلات و معظلات احصاءشده بخش زیست محیطی و کشاورزی و همچنین مشکلات موجود در بخش تامین غذا در حوزه های بازرگانی اقتصادی و...به این باور خواهیم رسید که :

چنانکه تحولی در ساختار تولید کشاورزی و دیپلماسی غذایی کشور ایران انجام نگیرد ؛ بنا به گزارش های علمی و رسانه ای جهان و کاوش های گروه های پژوهشی در سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ بزرگترین فاجعه ی گرسنگی و قحطی ایران را فرا خواهد گرفت . روندی که می تواند با قحطی بزرگ ۱۳۲۰ ایران قابل مقایسه باشد . ( در سال ۱۳۲۰ همزمان با جنگ جهانی دوم ارتش شوروی سابق بر خلاف تبلیغات خود در حمایت از طبقات فرودست و بینوا با خرید محصولات گندم و فرآورده های غذایی ناتوانی دولت در سامان دهی به بازار و اقتصاد کشاورزی خشکسالی در مناطق بزرگی از خراسان ؛ سیستان و بلوچستان- نظام ارباب رعیتی که در آن زمین داران بزرگ مالک جان و مال کشاورزان بودند تنش های سیاسی و غیرو باعث شد که شهروندان ایرانی با مصیبت قحطی بزرگ مواجه شوند . حدس زده می شود که بیش از ۱ پنجم جمعیت کشور در طی این دوره ازگرسنگی کشته شدند . گزارش های رسانه ای آن دوران از شیوع آدم خواری در برخی از شهرهای ایران گزارش می دهد . البته نیاز به بیان نیست که این قحطی از اواخر دوره ی قاجار شروع و در ۱۳۲۰ به اوج خود رسید )

؛ مداخله ی بیش از اندازه ی دولت و ساختار شبه دولتی در اقتصاد کشاورزی ؛ افزایش هزینه های تولید ؛ نا توانی در تهیه و تامین بذر مناسب ؛ ناتوانی در بهره گیری از فن آوریهای پیشرفته در تولید و فرآوری کشاورزی ؛ عاملی خواهد شد که مصیبت بحران غذایی جهان را در سرزمین ایران به چالشی مرگبار تبدیل خواهد کرد از این روی الزام به دگرگونی دیپلماسی کشور استفاده از فن آوریهای نوین افزایش توان نهاد های غیر دولتی تحول مبانی حقوقی و مدیریتی در تولید در پهنه ی تولید کشاورزی و مواد غذایی ضرورتی الزامی است } .

در سال ۲۰۱۲ سازمان های مختلف اقتصادی و بین المللی گزارش های متعددی مبنی بر احتمال بروز بحران غذایی در سال ۲۰۱۳، منتشر کردند. در این گزارش ها شواهد مختلفی دال بر آغاز بحران غذایی در جهان ارائه شده است. مؤسسه ی سیستم های پیچیده نیو انگلند از جمله سازمان هایی است که اخطارهایی در این زمینه داده است. محققین این مؤسسه روشی مدون طراحی کرده اند که از آن برای شناسایی عوامل احتمالی که می توانند منجر به بی ثباتی های سیاسی، شورش و ناآرامی های اجتماعی شوند، استفاده می کنند. دقت الگوی مورد استفاده این گروه تا اندازه ای است که چند روز قبل از آغاز ناآرامی ها در خاورمیانه، وقوع آن را پیش بینی کرده و در۱۳ دسامبر ۲۰۱۰ در نامه ای به دولت آمریکا اعلام کردند که قیمت های جهانی مواد غذایی در حال فراتر رفتن از مرزهای ثبات سیاسی و اجتماعی است. ۴ روز پس از آن، محمد بو عزیزی در اعتراض به سیاست های دولت تونس خود را به آتش کشید و موجی از ناآرامی و شورش را در خاورمیانه به راه انداخت. این گروه بر این باور هستند که زمان ناآرامی های خاورمیانه با اوج گرفتن قیمت جهانی مواد غذایی همزمان بوده است .

در گزارشی دیگر به چندین علامت اشاره شده است که می توانند گویای وقوع بحران غذایی جهانی باشند از آن میان به چند مورد در زیر اشاره خواهیم کرد:

۱- براساس اعلام بانک جهانی، ۴۴ میلیون نفر در سراسر جهان از ماه ژوئن سال ۲۰۱۰ به علت افزایش قیمت جهانی مواد غذایی، وارد مرحله ی فقر شدید شده اند.

۲- زمین به سرعت در حال از دست دادن خاک سطحی است. یک سوم زمین های کشاورزی سراسر جهان در حال حاضر خاک سطحی خود را با سرعتی بیشتر از تشکیل مجدد ان از دست می دهند.( سرعت از دست دادن خاک سطحی که هر یک سانتیمتر آن هزار سال در مناطق خشکی مانند ایران به دراز می کشد ، با ماشین آلات فرسوده ، عدم توجه ساختارهای دولتی و شبه دولتی به کشاورزی و زندگی روستاییمرتبط است . میزان فرسایش خاک در سرزمین ایران ۵۸ برابر استاندارد منطقه ای و ۴۲ درصد استاندارد جهانی است دولت ایران تنها کشوری در دنیا است که جنگل های هیرکانی ( ماقبل تاریخ بازمانده در شمال ایران را هر سال میلیون ها هکتار از میان می برد.)

۳- در پی اعطای سوبسید(یارانه) از سوی دولت آمریکا به سوخت اتانول، تقریباً میزان یک سوم کل محصول ذرت در آمریکا به منظور تولید سوخت به مصرف می رسد و این موضوع فشار زیادی به قیمت جهانی ذرت وارد کرده است.
۴- در سال های آینده به علت کمبود آب برخی کشورهای خاورمیانه برای تأمین قوت غالب مردم، کاملاً به خارج وابسته خواهند شد و به عنوان نمونه پیش بینی شده است که تا سال ۲۰۱۲ عربستان دیگر گندم تولید نخواهد کرد.
۵- تخلیه بیش از حد سفره های آب زیر زمینی در مناطق مختلف ( به ویژه در دشت های ایران به علت احداث موتورهای عمیق غیر استاندارد
)

۶- سونامی و فاجعه ی اتمی ژاپن که سطح زیادی از زمین های کشاورزی ژاپن را از کشت خارج کرد و فشار زیادی به سومین اقتصاد جهان وارد کرد

۷- بحران ها و تنش های نظامی و امکان شورش های قومی محلی در کل دنیا (پیامد بحران اقتصادی و اثرات مهلک اقتصاد درمانده در تامین رفاه و خوشبختی ملت ها نمونه بحران مالی ۱۹۳۰ و سر برآوردن افراط گرایان در آلمان ایتالیا ژاپن و)
۷- افزایش قیمت نفت، که در زمان حال ارتباط تنگاتنگی با روش های تولید مواد غذایی و قیمت آن ها دارد. زمانی که قیمت نفت افزایش شدیدی را تجربه می کند، کل نظام تولید مواد غذایی متحمل هزینه های بیشتری خواهد شد.
۸- فقر شدید کشاورزان و روستاییان
کمبود سرمایه بحران تصمیم گیری در حوزه ی مدیریت تولید

بدین سبب ، با توجه به خشکسالی کنونی در سرزمین ایران ؛ توام با تغییرات اقلیمی و مصیبت های فرسایش خاک به علت فن آوریهای فرسوده و مستهلک ؛ تصاحب زمین های مستعد توسط دولت و ساختارهای قدرت انتظار از بهبود شرایط کشاورزی و تولید در طی ۱۰ سال آینده ( با توجه به وضع موجود ) غیر محتمل است .{ مگر آن که سایه ی ساختار دولتی شبه دولتی از روی سر تولیدات و فرآورده های کشاورزی کنار رفته . و دیپلماسی اتمی چالش زا جای خود را به دپلماسی تجاری بازرگانی شهروندان ایرانی در راستای حفظ منافع آنان و توسعه ی ثروت جمعی ؛ بدهد .

زیرا بحران غذا که پدیده ای کاملا جهانی است ؛ ممکن است به سبب فراگیری جهانی منطقه ای ناگهان به آتشفشانی مهیب تبدیل شود . و همچون دوره ی بحران مالی ۱۹۳۰- به پیدایش هیتلر استالین و موسو لینی های جهانی را باز تولید کند . روندی که در آن هیچ کجای دنیا آرامش توام با صلح را نخواهد دید.

از این روی تحلیل های مهمی در مورد احتمال عواقب مصیبت باری بر اثر بحران غذا انجام گرفته است . از آن جمله است :

شبکه ی خبری سی ان ان نیز در گزارشی به احتمال وقوع بحران غذایی در سال ۲۰۱۳ اشاره می کند.
بر اساس این گزارش، در تابستان ۲۰۱۲ تقریباً ۸۰ درصد آمریکای شمالی در شرایط خشکسالی قرار گرفت. این خشکسالی به محصولات اساسی کشاورزی خسارات زیادی وارد کرد. به طوریکه پیش بینی شده است که محصول ذرت این سال کمترین میزان از سال ۱۹۹۵ به بعد باشد. تنها در ماه جولای ۲۰۱۲ قیمت های ذرت و گندم ۲۵ درصد و قیمت سویا ۱۷ درصد افزایش یافتند. این افزایش قیمت غلات، افزایش قیمت دیگر مواد غذایی را به همراه خواهد داشت. این موضوع هر چند برای مصرف کنندگان کشورهای توسعه یافته نیز یک مشکل تلقی خواهد شد، اما این مشکل در این کشورها قابل کنترل است. مقایسه ی زیر این موضوع را روشن تر می کند.

در آمریکا تنها ۱۰ درصد از درآمد پس از مالیات افراد، صرف انواع مواد غذایی شامل مواد غذایی بسته بندی شده و وعده های صرف شده در رستوران ها می شود. تحقیقات مؤسسه گالوپ نشان می دهند که یک خانواده متوسط آمریکایی-با در نظر گرفتن میزان تورم- امروز به میزان یک سوم کمتر از سال ۱۹۶۹ به مخارج مواد غذایی اختصاص می دهد.

اما کافی است تا تنها یک گام خارج از دنیای توسعه یافته نهیم تا دریابیم که چگونه قیمت مواد غذایی ناگهان به مهمترین موضوع زندگی افراد تبدیل می شود. در کشورهای فقیر مردم معمولاً نصف درآمد خود را خرج مواد غذایی می کنند که در این حالت تنها مفهوم اساسی ترین نیازهای غذایی را در بر می گیرد.

به این ترتیب اگر قیمت غذا مجدداً افزایش یابد، این بار چه اتفاقی خواهد افتاد؟

چین به شدت در معرض تورم هزینه های غذایی قرار دارد. تنها در یک ماه جولای ۲۰۱۱، هزینه زندگی ۵/۶ درصد در این کشور افزایش یافت. هر چند این تورم در سال ۲۰۱۲ فروکش کرد، اما بر باد رفتن امید ها از محصول عظیم غله ی آمریکا حال مقامات چینی را در برابر تصمیمات دشواری قرار داده است.

کارشناسان بر این گمان هستند که آثار این افزایش قیمت ها در عرض دو ماه بر قیمت گوشت، مرغ، لبنیات و به ویژه شیر نمایان خواهد شد. همچنین تخمین زده شده است که ۱۰ الی ۱۲ ماه طول می کشد تا آثار افزیش قیمت ذرت بر تمام قیمت ها از جمله غذاهای بسته بندی شده و فرآورده های غذایی نیز مشهود شود.

پرسش آخر آنکه: بر سر کشورهای در حال توسعه چه خواهد آمد؟

از آنجا سویا و ذرت غذای اصلی دام را تشکیل می دهد قیمت گوشت، شیر و تخم مرغ در این کشورها افزایش خواهد یافت. اقشار فقیر در مکزیک و کشورهای آمریکای شمالی که قوت غالبشان ذرت است، به طور مستقیم آسیب خواهند دید. قیمت نان در آفریقای شمالی افزایش خواهد یافت، زیرا به طور معمول روند تغییر در قیمت گندم از تغییر در قیمت ذرت پیروی می کند.

قیمت های بالا و بی ثبات، به مصرف کنندگان در کشورهایی که تا حد زیادی به بازارهای جهانی وابسته اند و یا در کشورهایی که خود با کمبود و یا بدی محصول مواجه شده اند، آسیب خواهد رساند.

در این میان نکته ی دیگر که باید به آن اشاره شود اثر دو گانه این افزایش قیمت ها در برخی مناطق محروم است. از آنجا که اکثر فقیرترین اقشار جامعه در جوامع در حال توسعه در بخش کشاورزی فعال هستند این افزایش قیمت ها علاوه بر آنکه تهدیدی روشن بر وضعیت مصرف آنها به حساب می آید اما قیمت محصولات تولیدی آن ها را نیز افزایش خواهد داد.

اما در حقیقت و به طور معمول به علت مشکلات فراوان در زیر ساختارهای روستایی و کمبود امکانات این اقشار قادر نخواهند بود از این موقعیت برای افزایش درآمد خود بهره برند. در رابطه با کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نیز پیش بینی شده است که کشورهایی که در این ناحیه به میزان زیادی به واردات گندم وایسته هستند- نظیر مصر و یمن- بیش از دیگرکشورها از این مشکلات متأثر خواهند شد.

همچنین در گزارشی که از سوی سازمان های فائو-سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد-، برنامه ی جهانی غذا و آی فد-صندوق بین المللی توسعه کشاورزی-در سال ۲۰۱۲ در ارتباط با وضعیت ناامنی غذایی در جهان منتشر شد به آمار ها، مشکلات و راه حل هایی برای رهایی از گرسنگی اشاره شده است که در زیر به رئوس اصلی آن اشاره میشود :

تخمین ها نشان می دهند که در حدود ۸۷۰ میلیون نفر از مردم جهان در فاصله ی سال های ۱۲-۲۰۱۰ دچار سوتغذیه هستند. این رقم برابر با ۵/۱۲ درصد از کل جمعیت کره ی زمین و یا یک نفر در هر ۸ نفر است. ۸۵۲ میلیون نفر از این تعداد در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند که در این کشورها درصد افراد دارای سوتغذیه به ۹/۱۴ درصد می رسد.
براساس روش های نوین تخمین، می توان ملاحظه کرد که میزان موفقیت در کاهش گرسنگی از سال ۱۹۹۰ تا کنون قابل توجه تر از چیزی است که تاکنون تصور شده است.

هرچند این موفقیت بیشتر مربوط به سال های پیش از ۰۸-۲۰۰۷ است و از آن زمان به بعد از سرعت کاهش گرسنگی در جهان کاسته شده است.

آمار جدید نشان می دهند که هنوز امکان دستیابی به سطح تعیین شده در اهداف توسعه ی هزاره که مبنی بر به نصف رساندن میزان سؤتغذیه در کشورهای در حال توسعه تا سال ۲۰۱۵ بوده است، وجود دارد.

علیرغم پیشرفت چشمگیری که امسال در روش تخمین سؤتغذیه توسط سازمان فائو صورت گرفته است، همچنان به پیشرفت های بیشتر و داده های کاملتر برای اندازه گیری اثر قیمت مواد غذایی و دیگر شوک های اقتصادی بر این پدیده نیاز است.
به منظور اثرگذاری بیشتر رشد اقتصادی بر بهبود وضعیت تغذیه محروم ترین اقشار جامعه، لازم است که اقشار فرودست در فرآیند و مزایای این رشد سهیم باشند. به این منظور: ۱- باید جریان رشد اقتصادی فقرا را نیز در برگیرد. ۲- سپس فقرا درآمد اضافه شده ی خود را برای بهبود کیفی و کمی رژیم غذایی خود و هنمچنین بهبود وضعیت سلامتی خود به کار گیرند. ۳- دولت نیز لازم است از منابع عمومی اضافه شده به صورت کالا و خدمات عمومی به نفع فقرا استفاده کند.
رشد بخش کشاورزی به طور اخص در کاهش گرسنگی و سؤتغذیه مؤثر است. بیشتر افرادی که به فقر شدید دچار هستند در تأمین بخش عمده ای از معاش خود به کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آن وابسته هستند. رشد کشاورزی که کشاورزان خرد و به ویژه زنان را نیز شامل شود، با افزایش دریافتی نیروی کار و ایجاد شغل، بیشترین تأثیر را بر کاهش فقر شدید و گرسنگی خواهد داشت.

رشد اقتصاد و کشاورزی باید با توجه و حساسیت نسبت به وضعیت تغذیه صورت گیرند. رشد اقتصادی باید از طریق بهبود فرصت بهره گیری از تنوع غذایی، افزایش امکان دسترسی به آب سالم و فاضلاب، دسترسی بهتر به خدمات بهداشتی و درمانی، افزایش آگاهی در رابطه با تغذیه ی کافی و مراقبت های صحیح از کودک و همچنین توزیع هدفمند مکمل های غذایی در موارد نارسایی های تغذیه ای حاد، به نتایج بهتر در وضعیت تغذیه ای منجر شود.

حمایت های اجتماعی در سرعت بخشی به کاهش گرسنگی نقش حیاتی دارند. در درجه ی نخست، این حمایت ها می توانند از آسیب پذیرترین اقشار جامعه که از مزایای رشد اقتصادی بی بهره مانده اند محافطت کنند. از سوی دیگر، چنانچه این حمایت ها به شکل صحیحی طراحی شوند، می توانند از طریق توسعه ی نیروی انسانی و تقویت توانایی اقشار فقیر در مدیریت مخاطرات و سازگاری با فناوری پیشرفته با بازده بالاتر، به رشد سریعتر اقتصادی کمک کنند.

در جهت سرعت بخشیدن به فرآیند کاهش گرسنگی، لازم است که رشد اقتصادی با اقدامات قاطع و هدفمند بخش دولتی همراه شود.

این مشکلات و بحران ها است که :

ما اعتقاد داریم که :

برای تامین غذای شهروندان ایرانی ( سالم ؛ ارزان ؛ با کیفیت بالا ؛ دور از مجادلات سیاسی و.) باید شیوه ی تولید و زیرساخت های آن در سرزمین ایران دگرگون شود . همچنان که باید قواعد حقوقی ؛ مبانی دیپلماسی ؛ ساختار مدیریتی ؛ شیوه ی مداخله ی ساختاری نهاد ها و سازمان های دولتی و شبه دولتی در اقتصاد کشاورزی و کاملا تغییر کند و بخش کشاورزی و اقتصاد آن در عین حالی که از زیر سایه ی دولت و ساختارهای دولتی بیرون می اید و با فن آوری های نوین همراه می شود ؛ مشمول یارانه های دولتی از محل تولید نفت گاز و شود . همچنان که در این راستا باید الزاما مشکلات ( چالش زایی مانند : غنی سازی اتمی ؛ حمایت از تروریسیم ؛ حقوق بشر و.) درجامعه ی جهانی حل و فصل شده و کل سیاست خارجی بر مبنای حمایت و حفاظت از منافع شهروندان ایرانی دیگر باره تنظیم شود . راهکاری که در آن دیپلماسی تجاری تولیدی بازرکانی بجای دیپلماسی تنش زای کنونی بنشیند .

با این همه :

جدای از تحولات ساختاری ( دولتی ؛ شبه دولتی ) نیاز است که فن آوریهای نوین در کشاورزی بکار گرفته شود . فن آوریهایی نوین : استفاده از سنسورهای رطوبت خاک سنسورهای نمایشگر میزان مواد معدنی ارگانیک خاک شبکه ی رایانه ای مرتبط با سازمان های بین المللی و منطقه ای