شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
 
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٥
 
گاهی است که توسعه ی پایدار به نقش و کارکرد مدیریت بومی و آموزش در راستای " امنیت جامع ، پایداری جوامع انسانی ، دانش بومی ، فقر زدایی در پهنه ی اکوسیستمی برای : حفاظت – نگهداری - بهسازی شرایط محیطی - ..." توجهی شایان مبذول داشته است . مبانی این رویکرد ، معطوف به آن است ، که هیچ کنشگری در گستره ی نگاهداری و ایمنی اکوسیستم طبیعی ، بدون در نظر گرفتن ملاحضات انسانی – به ویژه جوامع انسانی که در ارتباط گسترده ایی با محیط طبیعی هستند – مقدور نخواهد بود . ارزش این نگرش در کشورهای کمتر توسعه یافته اهمیت بسیاری می یابد به سبب : دور افتاده گی مناطق زیستی ، هزینه های بسیار زیاد نگاهداری اکوسیستم های طبیعی ، نا امنی ، بحران های اقتصاد محلی ، فقدان اطلاعات علمی ، فقر نواحی دور از مرکزو فشار گسترده به منابع زمینی ، ... در کشورهای کمتر توسعه یافته ی خاورمیانه ، اهمیت توجه به مدیریت محلی و استفاده از ظرفیت های بومی ، تنها معطوف به مسائل پیش گفته نیست ، بلکه از آن فراتر می شود ؛ زیرا قطبی شدن اجتماعی که تمرکز همه ی ظرفیت های علمی ، اقتصادی ، آزمایشگاهی در پایتخت از سویی و گرایش به بلوک گرایی فرهنگی – قومی از سوی دیگر ، اهمیت و اعتبار ارزش های بومی و آموزشی به منظور در هم آمیختگی اقتصادی – اجتماعی و تولید امنیت زیست محیطی را فزاینده می سازد . همچنین در کشورهای " کمتر توسعه یافته ی خاورمیانه " – بلوک گرایی فرهنگی و قومی که عاملی برای شکل گیری بحران های گسترده ی زیست محیطی است ، فراتر و بزرگتر می شود ، موقعی که دولت های مرکزی با اعزام نیروهای تئوریک مرکز نشین به حوزه های اکوسیستم های دور افتاده ، اقدام می کنند . اغلب بومیان ( شهروندان بهره بردار در پهنه ی زیستی ) در چنین شرایطی ضمن احساس مغبون شدن ، در معرض لطمات روحی شدید قرار گرفته و عملا خود را به عنوان بخشی از راه حل در ساختار نگاهداری و حفاظت از محیط زیست کنشگر نمی دانند . روندی که می تواند منجر به کابوسی فاجعه بار برای همه ی کنشگران و ذینفعان محیط زیست شود . از این روی ، همه ی دانشمندان و متفکران – مهندسان و کنشگران پهنه ی زیست محیطی در همه ی کشورهای توسعه یافته ، هنگامی که به موضوع اکوسیستم ها و مسائل زیست محیطی می پردازند ، بخش مهمی از راه حل را بر عهده ی بومیان و دانش بومی آنان در محیط طبیعی می گذارند و اهتمام ویژه ی خود را معطوف به تربیت و اموزش روش های بهینه ی فراوری اطلاعات و اجرای عالمانه ی سیاست های روا مداری بنا می نهند .