شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
ابن یمین
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸
 
به بهانه زیارت مقبره ابن یمین شاعر عصر سربداران
نسب نامه خویش پاره کردیم
 
شدیم دفتر دیگران را محاسب
****************************
آن کس که بداند و بداند که بداند *****
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند *****
آگاه نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند *****
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند ***** در
جهل مرکب ابدالدهر بماند     
ابن یمین
 
فخرالدین محمود بن یمین الدین محمد طغرایی

:نام

 
ابن یمین :لقب  
663 یا 665 ه‍‍ ق :تولد  
745 یا 769 ه‍‍ ق :وفات  
دیوان اشعار :آثار  
     
 
ابن یمین شاعر شیعه مذهب عصر سربداران در روستای (فریومد) یکی از آبادی های خراسان زاده شد. پدرش نیز شاعر بود.  
در زمان او سربداران در خراسان قدرت یافته بودند و او بخاطر علاقه ای که به آنان داشت بسیاری از شاهان و امرای سربداری را ستود و ناظر بسیاری از جنگهای آنان بود. ابن یمین بیش از 80 سال عمر کرد و مردی قانع و گوشه گیر بود و با زراعت امرار معاش می کرد.  
شعرهای او در حد متوسط بود اما به دلیل شهامت و عزت نفس، مورد توجه دانشمندان قرار گرفت. موضوع قصیده های او مدح امامان شیعه و عشق و دلدادگی است.  
سالهای پایانی حیات او در سبزوار و فریومد به قناعت و درویشی گذشت و سرانجام در سال (745 یا 769 ه.ق) بدرود دنیا گفت. گفته اند قبر او در فریومد است  این آرامگاه در سر را ه شوسه میامی به سبزوار و 100 کیلومتری شرق میامی واقع گردیده است .
ولی  نظر به قولی در یکی از قبرستانهای اصفهان مقبره مخروبه ای است که  معروف به  قبر ابن یمین شاعر نامی عصر سر بداران  بوده است.
دیوان ابن یمین در فتنه مغول برای سرکوبی سربداران از بین رفت و 2000 بیت از آن باقی مانده است.
 
   
اینک چند سطری از دیوان او:  
دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد ای دل غم جهان نخور این نیز بگذرد  
بگذشت ازین بسی به سر، این نیز بگذرد گر بد کند زمانه تو نیکو خصال باش  
دو تای جامه گر از کهنه است یا از نو دو قرص نان اگر از گندم است یا از جو  
که کس نگوید از اینجای خیز و آنجا رو چهار گوشه دیوار خود بخاطر جمع  
ز فر مملکت کیقبا و کیخسرو هزار بار نکو تر به نزر ابن یمین