شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
پخت نا بسامان نان در میامی
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸
 

به بهانه خبر طرح شده در ستون پچ پچ وب سایت" میامی شهر خوشه های طلایی" مبنی بر وضع نا بسامان پخت و توزیع نان در شهر میامی ـ از آنجا که دشت میامی تولید کننده انواع گندم با کیفیت در سطح منطقه بوده و کشاورزان غیور و فن آشنا آن دیار همواره کوشیده اند با تولید و کشت گندم به عنوان تولید قوت لایموت مردم نگاه کرده و مولفه مقدس بودن آن را فراموش نکنند باعث تاسف می باشد که هم اکنون با اعمال مدیریتهای نا بجا و غیر خردمندانه مردم آن دیار نانی را مصرف کنند که به سبب عدم رعایت نکات فنی و عمل آوری آن لاجرم از مواد افزودنی و جوش شیرین استفاده و باعث شیوع  انواع بیماریهای گوارشی در بین مردمان گردد ازاین رو با توجه به مطالعات گسترده ایی که در این خصوص توسط پژوهشگران و دانشمندان این کشور صورت گرفته لکن بدلایل معلوم و نامعلوم هرگز از آنها بهره برداری نشده است و عدم  بهره گیری از دستاوردهای موجود  نوعی ظلم به این مردم  میباشد.

 

مردم بخوبی می دانند که : 

 

الانه 150 هزار تن نان به ارزش تقریبی 10 میلیارد تومان، تنها در تهران دور ریخته می‏شود. با احتساب دور ریز در سایر شهرهای کشور، سالانه بیش از 600 هزار تن نان خشک به ارزش تقریبی 40 میلیارد تومان دور ریخته می‏شود.

 

علی‏رغم بار سنگینی که به عنوان یارانه نان بر بودجه دولت تحمیل می‏شود، نان به صورت مطلوب در اختیار مردم قرار نمی‏گیرد و حدود 30 درصد آن به صورت دور ریز و ضایعات درمی‏آید که معادل 5/2 میلیون تن گندم یعنی همان مقدار کسری سالیانه‏ای است که با پرداخت ارز از خارج وارد می‏شود.

 

موارد فوق‏الذکر نمونه‏هایی از اخبار اسفبار ضایعات و دور ریز نان است که مدام می‏خوانیم و می‏شنویم. اما به راستی راه چاره چیست و مقصر کیست؟ صنف نانوا یا خانواده‏ها و یا هر دو؟ در ایران ما، گندم همیشه از احترام و اهمیت ویژه‏ای برخوردار بوده است. هنوز هم مردم کوچه و بازار وقتی تکه نانی بر سر راه ببینند بر آب روان می‏ریزند و یا در گوشه‏ای قرارش می‏دهند. اکثر مردم گناه می‏دانند نان و گندم زیر دست و پای پایمال شود. گذشته از این اعتقادات، گندم مهمترین عامل تغذیه مردم است و هم اکنون بیش از 60 درصد زمینهای زراعی کشور، زیر کشت گندم می‏رود.

 

آیا با این تفاصیل لختی، اندیشیده‏ایم گندم با چه زحمتی تولید می‏شود، برای ذخیره‏سازی آن چه مرارتها که متحمل می‏شویم؟ دست آخر زمانی که گندم به آرد تبدیل می‏شود و در اختیار نانواییها قرار گرفت؛ در تبدیل آرد به نان مقدار زیادی ضایعات داریم که به صورت نان سوخته یا خمیر از چرخه مصرف خارج می‏شود. میزان این ضایعات تا حدود 30 درصد تخمین زده می‏شود. ضایعات نان آن قدر زیاد است که در جنب پخت و مصرف نان حرفه دیگری سر به در آورده است؛ به نام جمع‏آوری و خرید نان خشک از در خانه‏ها و توسط نان‏خشکیها!!

 

یکی از اهداف اساسی انقلاب اسلامی ایران، قطع و خشکانیدن ریشه‏های وابستگی اقتصادی به کشورهای بیگانه بوده و در این میان گندم یکی از کالاهای اساسی در اقتصاد است و در میان سایر کالاها از اهمیت و موقعیت استراتژیکی برخوردار است. در حال حاضر و علی‏رغم پیشرفتهای کشور در زمینه کشاورزی و افزایش سطح زیر کشت و بالا بردن میزان بازده تولید محصولات کشاورزی متأسفانه هنوز گندم وارد می‏کنیم. عواملی چون رشد جمعیت، فرهنگ غلط مصرفی جامعه در مصرف نان و بی‏توجهی تولیدکنندگان نان به مسائل فنی پخت، از مهمترین دلایل این امر می‏باشند. رعایت نکردن اصول فنی در پخت نان از سوی خبازان موجب افزایش چشمگیر ضایعات نان شده است و قسمتی از نان تولیدی به علت خمیری بودن، یا سوخته شدن و یا به هر دلیل دیگر، قابل استفاده نبوده وتوسط مصرف کنندگان عملاً دور ریخته می‏شود که نتیجه این امر تنها بازارگرمی «ریزه‏نانی» و «نمکی»ها می‏باشد و این در حالی است که اگر ضایعات نان را از 30% به حداقل 5% برسانیم، صرفه‏جویی حاصل نه تنها ما را به مرحله خودکفایی اقتصادی در زمینه گندم می‏رساند، بلکه در سال بیش از یک میلیون تن گندم مازاد بر مصرف داخلی خواهیم داشت که می‏توان آن را به کشورهای همجوار صادر کرد. از طرف دیگر عدم دور ریز نان خود نقش مهمی در اقتصاد خانواده‏ها و مخارج آنها بخصوص اقشار آسیب‏پذیر خواهد داشت.

اما متاسفانه بدلیل اعمال مدیریتهای ضعیف و غیر علمی حصوصا دراین راستا نه شیوه های سنتی و قدیمی خویش را حفظ کرده ایم که با اعمال چنین شیو ه های مصرف نان ماکول نسیب مرم میشد بلکه به دلایل سو ء استفاده و مال اندوزی از این طریق بستری را بوجود آورده ایم که با فراموش کردن دانش فنی گذشتگان فرهنگ مصرف مان را که منبعث از تاریخ و آیینهای ملی و مذهبی بود را نیز به بوته فراموشی سپرده ایم پس با عزمی ملی و با خواستگاهی بر خواسته از خرد ورزی عزم و قصد آن کنیم تا بکوشیم با احیا آیینهای مذهبی و ملی خود از حرمت این برکت الهی دفاع کنیم و نگذاریم با از بین بردن تقدس و حرمت این برکت تیشه بر ریشه خود بزنیم