شهـــــــــر من میــــــــــــامی

امیدوارم بتونم در راستای شناساندن اقلیم میامی این شهر فراموش شده به عموم عزیزان علاقه مند و دلسوز گامی هرچند کوتاه اما استوار بردارم در همین خصوص اقدام به راه اندازی و نگارش وبلاگی با محتوای تاریخی ، اجتماعی ، جغرافیایی و فرهنگی نمود . این وبلاگ سعی دارد که نظری گذرا بر منطقه میامی افکنده تا از این دیدگاه چکیده اطلاعات بدست آمده از کتب قدیمی و جدید مرتبط با بحث و اطلاعات محلی پیران دنیا دیده و سرد و گرم چشیده که در این مورد عصای دست وراهنمای اینجانب خواهند بود را در اختیار همگان قرار دهد

 
بالام لای‌لای لالام لای‌لای
نویسنده : مصطفی پزشکی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱
 

تصنیف زیر از دست نوشته های مرحوم آقای شیخ محمد رضا احمدی در تاریخ 1341 قمری می باشد  که در میامی علاوه بر تدریس و آموزش بر شغل خیاطی نیز اشتغال داشتند.

وی درآمد خویش را از محل کار خیاطی تحصیل میکرده و هیچگونه وجهی و درآمدی از ناحیه تدریس و تربیت طلاب کسب نمی نمودند . دست نوشته مزبور که با حطی خوش تحریر شده است عین دست خط مرحوم آقا شیخ محمد رضا می باشد که  ذیلا درج  شده است  . بنظر می اید که ایشان این تصنیف را برا کودکان خود که 3 دحتر بوده اند می خوانده ونشان دهنده تعلق ایشان به خانوده می باشد .و همچنین بیان شرایط ظلم و از بین رفتن ارزشهادر ان زمان در آن ترانه  مسستر می باشد .

 

 بخواب ای دختر زیبا بالام لای‌لای لالام لای‌لای
میان مخمل دیبا بالام لای‌لای لالام لای‌لای
دو چشمانت ببند امشب به روی من مخند امشب
که می‌بینی گزند امشب بالام لای‌لای لالام لای‌لای
بخواب ای دختر نالان تمام خانه شد دالان
فقط خر ماند با پالان بالام لای‌لای لالام لای‌لای
دیانت از میان رفته سلامت از جهان رفته
ز غیرت هم نشان رفته بالام لای‌لای لالام لای‌لای
بخواب ای دختر دل‌ریش گلم نازی جونم کِش‌کِش
مکن گریه میو کیش‌کیش بالام لای‌لای لالام لای‌لای
مساجد گشته ویرانه معابد گشته می‌خانه
وطن پر شد ز بیگانه بالام لای‌لای لالام لای‌لای
بخواب ای دختر شیرین فدایت مادر مسکین
میاور یاد از قزوین بالام لای‌لای لالام لای‌لای
ذلیل دشمنان گشتیم اسیر ناکسان گشتیم
که رسوای جهان گشتیم بالام لای‌لای لالام لای‌لای
بخواب ای طفل نوخیزم نهال فصل پائیزم
که من در فکر تبریزم بالام لای‌لای لالام لای‌لای
ز بی‌چیزی در این تهران مرا خشکیده شد پستان
تو بی‌شیری و من بی‌نان بالام لای‌لای لالام لای‌لای
بخواب ای شیره جانم بخواب ای ماه تابانم
که من فکر خراسانم بالام لای‌لای لالام لای‌لای