داراوسارا

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد.................بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست...حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت...........رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید.............زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند................گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد...............نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت..................بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است............اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی........اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی , شهنامه ای سراید...........شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کورش ، ای مهر آریایی...............بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

/ 0 نظر / 19 بازدید