سکوت

 سکوت وجدان 

جهان در این سکوت به طنز تاریخ سرزمینی می اندیشد که برای نخستین بار در ان کوروش کبیر منشور حقوق بشر را در ان روزگار نادانی و پلیدی برای جهانیان به ارمغان اورد . جهان به این طنز و هجو می نگرد که پیامبر باستانی اش گفت  :

    

  من از برای رفع تاریکی شمشیر بر نمی کشم بلکه چراغی می افروزم

 

جهان می اندیشد که چه بر سر این ملت متمدن امده است که اینک برای دفع پشه ایی خمپاره ایی شلیک می کند . وانبوهی جمعیت بیش از سه ربع ساعت  نظاره گر دیوانه ایی میشوند که با چاقویی در دست بر سر قربانی خود ایستاده و منتظر مردن او میباشد. طنزی تلخ برای سرنوشت مردمانی که تمام افتخار انها دانایی بود .

جهان می اندیشد که چگونه می توان در روی اقیانوسی از دانایی و دارایی گدایی کرد ؟

مساله تنها این نیست که ما  قادر به درک مناسبات و تعاملات بشری و انسانی نیستیم . بلکه مساله ی مهمتر ان است که همراه با فقرو ناداری محبت و نوازش را هم گدایی می کنیم .

ملتی که تاریخش سراسر دلاوری و شهامت و بخشش بود . ملتی که برای یهودیان دربند بابل کمک های بسیاری نمود تا انان در سرزمین خود معبدو عبادتگاه بسازند ... ملتی که در اوائل دهه ی 70 میلادی تمامی شیوخ عرب از دبی تا قطر و از یمن تا عربستان را مدیون الطاف ملوکانه ی خویش می نمود . اینک برای اعتلای شرف و عزت دیرینه خود التماس می کند تا در انجا با شرف و عزت ایرانیان را به تمسخر نگیرند و از ..

جهان با حیرت نگاه می کند به دستاورد های طنز گونه ی ما . به ان که پس از ده ها سال حاکمیت ارزش های اسلامی اکنون باید با بیشترین تعداد معتاد . با روسپیان سرویس دهنده به خارجیان و به ویژه اعراب . با بیشترین میزان رشد ایدز پس از روسیه و... مواجه باشیم ...با همردیفی فساد اداری در حد زیمباره و....اخذ رتبه ی 164 کشور فاسد دنیا ...

طنزی تلخ است .

 سرنوشت ملتی که روزگاری اراده ی حضور و جود در مرتبت  5 قدرت بزرگ جهان را در سر می پروراند . اینک باید برای بقا خویش . فقط برای زنده ماندن بجنگد .

 ایا این طنز نیست ؟

جهان در سکوت وجدان به این می اندیشید .که سرنوشت ما  با چنان سرشتی باستانی و دیر پا به کجا خواهد رسید ؟

جهان خاموش به نظاره ی مرگ تمدنی نشسته است که با تمسخر شرف و عزت خویش نیستی را جستجو می کند .

جهان در این سکوت سرد به میلیونها ایرانی بی نوا اما  میلیاردری  ( به سبب وسعت دارایی های نفتی – گاز ی – کانساری – اقلیمی – تاریخی – جاذبه ی گردشگری و...)می نگرد که نانی برای شب ندارند . به کودکان خیابانی . به دختران گل فروش هر چهار راه . به زنان خیابانی که برای لقمه ای نان شرف می فروشند می نگرد و ارام ارام گریه می کند در حالی که خنده ای برلب دارد و دریغی بر دل ...

در جهانی که بسر می بریم  در میان این درد خنده های تلخ انسانی  هنوز ایستاده ایم تا تارج ثروت و عشق و محبت مان را ببینندو ببینیم .آخر چرا

/ 2 نظر / 9 بازدید
ستاک

سلام دوست من وبلاگ بسیار پر باری دارید البته من از طریق "ستاره خرقان "لینک شدم به اینجا مطالب بسیار پر باری است من کوچیکتر از اونی هستم که اظهار نظری کنم اما واقعا خسته نباشید میگم امیدوارم در پناه حق سالم و سلامت باشید .و فرصت داشته باشید که مطالب رو به روز آوری کنید . ستاک-از دیار خرقان

ستاک

سلام دوست من وبلاگ بسیار پر باری دارید البته من از طریق "ستاره خرقان "لینک شدم به اینجا مطالب بسیار پر باری است من کوچیکتر از اونی هستم که اظهار نظری کنم اما واقعا خسته نباشید میگم امیدوارم در پناه حق سالم و سلامت باشید .و فرصت داشته باشید که مطالب رو به روز آوری کنید . ستاک-از دیار خرقان